انگلیسی

هالوین

halowen
در طول سال جدا از تولد عزيزان و نزديكان روزهاى خاص ديگرى هم هست كه در ابعاد مختلف ذهن و جيب افراد را به خود مشغول مى‌كند.  روز پدر و روز مادر كه جهانيست گر چه روز برگزاريشان متفاوت است اما نحوه برگزاريش تقريبا يكى است. روز دوست، روز عشق، روز قلب و شكلات و گل و اين روزها هالويين.
Sub-Category: Political, Fun
Happened at: World
جمعه, نوامبر 3, 2017

دنيا خانه من است

Donaya-khaneyeAmn
اينجا رسم است وقتى در سمينارهاى كارى شركت مى‌كنى براى باز شدن يخ شركت‌كنندگان و آغاز گفتگو تمهيداتى مى‌بينند. سوالاتى مطرح مى‌كنند كه افراد بر محور مشتركاتشان در گروه‌هاى مختلف قرار بگيرند و با هم حرف بزنند.
در يكى از اين سمينارها كسى كه صحبت افتتاحيه را به عهده داشت از همه خواست كه از روى صندلي‌هايشان بلند شوند و به جلوى سالن بيايند. وقتى همه در يكجا جمع شدند خواست كه بر مبناى تابعيت شهرونديشان گروه‌هاى مختلف تشكيل بدهند. اروپائيها، امريكائيها، شهروندان خاور‌ميانه، آسيايى.
Sub-Category: Fun
Happened at: World
جمعه, اکتبر 13, 2017

محله ما

mahaleye-ma
وقتى براى سال‌هاى طولانى در يک محله زندگى كنى بخشى از تاريخ آن محله مى‌شوى. مثل من. ذهنت پر مى‌شود از خاطرات كوتاه و بلند از همسايه‌ها. مرگها، عروسيها، طلاقها و اسباب كشی‌ها.
خانه پهلو دستى ما تا حالا چندين صاحبخانه عوض كرده. خانواده اول خانواده‌اى بودند پر جمعيت با چندين بچه قد و نيم قد. هميشه در حياط خانه به كارى مشغول بودند. يكروز يك آمبولانس آمد و پدر خانواده را با خود برد و بقيه خانواده هم كمى بعد اسباب كشى كردند و رفتند.
Sub-Category: Fun
Happened at: World
جمعه, اکتبر 6, 2017

مرگ و من

margvaman
مدتى است كه دائما با مرگ روبرو مى‌شوم. مطمئن نيستم كه تعداد متوفيان زياد شده است يا دايره آنهايى كه من مى‌شناسم تنگتر.
Sub-Category: Fun
Happened at: World
پنج‌شنبه, سپتامبر 28, 2017

نامه‌هاى ناشناس

name-bineshani
در محل كار من چندين و چند كامپيوتر و جود دارد و به همين تعداد پرينتر. ماجرايى كه برايتان تعريف مى‌كنم مربوط به دو سال پيش است و اتفاقى كه ديروز افتاد دليل نوشتهاينهفته من.
Sub-Category: Fun
Happened at: World
پنج‌شنبه, سپتامبر 14, 2017

نشريات ديروز

nashriat-dirooz
تقريبا تمام نشرياتى را كه از ابتدا در آنها مطلبى داشتم را نگهداشته‌ام. از بعضى از شماره‌ها حتى دو تا. براى خودم آرشيوى درست كرده‌ام كه به غير از خودم به درد هيچكس ديگرى نمى‌خورد. ديروز براى من گذر در تونل زمان بود. بازگشت به گذشته. ورق زدن نشرياتى كه سالهاست تعطيل شده‌اند و آنهايى كه هنوز هستند.
Sub-Category: Fun
Happened at: World
پنج‌شنبه, سپتامبر 7, 2017

بخشی از یک سفرنامه

fal
تازه از خوردن چلوكباب سلطانى در نايب سعادت آباد فارغ شده بودم و هنوز بار گناه خوردن پياز را به دوش مى‌كشيدم. در فكر آن بودم كه چطور خودم را به خانه فاميلى كه در آن نزديكى زندگى مى‌كرد برسانم كه همگى به سمت در به راه افتاديم. چلوكبابيها حتما لازم است در محدوديت تعداد افرادى كه با آسانسور بالا مى‌روند و يا پائين مى‌آيند تجديد نظر كنند. هنگام بالا رفتن هر شش نفر ما به راحتى در آن اسانسور جا گرفته بوديم ولى حالا هنگام پائين آمدن نفس آسانسور زير بار سنگينى پنج نفر از ما بند آمده بود و حركت نمى‌كرد.
Sub-Category: Fun
Happened at: World
پنج‌شنبه, اوت 31, 2017

بخشى از يک سفرنامه

mah
مادرى دارم كه انشاالله خداوند سايه اش را ساليان سال از سر من كم نكند با هزاران صفات نيكو و برازنده كه فقط درخور بزرگان است و عوام از داشتن آن محروم. اين بزرگوار كه بنده افتخار كنيزيش را دارم داراى صفات ديگرى جدا از آنها كه برشمردم نيز هست كه گاها تحمل يا كنار آمدن با آن چندان آسان نيست. اين عزيز اگر چيزى را بخواهد به او نه نمى‌شود گفت. بايد فراهمش كرد به هر شكل و به هر روى.
نزديک عيد بود و اين عزيز عزيزتر از جان ماهى سفيد مى‌خواست. اصلا حال و هواى عيد اشتهاى انسان را براى خوردن ماهى سفيد زياد مى‌كند. اين يكى از خواص بهار است.
Sub-Category: Fun
Happened at: World
پنج‌شنبه, اوت 24, 2017

صفحه‌ها