فیلم-ناظم‌زاده-سینما-فیلم-اتاق

فیلیکس نام کوچکترین فرزند اوست که در زمان فاش شدن راز سیاه فریتزل تنها پنج سال داشت

فیلم-ناظم‌زاده-سینما-فیلم-اتاق-پوستر

فیلیکس نام کوچکترین فرزند اوست که در زمان فاش شدن راز سیاه فریتزل تنها پنج سال داشت

فیلمی از جریان مستقل با تمی روانشناسانه
درباره
یک فیلم مستقل در ژانر درام به کارگردانی لنی آبراهامسون و محصول مشترک کانادا و ایرلند ایالات متحده آمریکا بریتانیا است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. فیلمنامه این فیلم را "اما داناهیو" بر اساس رمانی به همین نام نوشته خودش به رشته تحریر درآورده است.
"اتاق" به‌طور کامل در تورنتو فیلمبرداری شد و بخش اعظمی از لوکیشن فیلمبرداری نیز در "استودیو پاین وود تورنتو" انجام شد. ساخت فیلم در نهایت ۱۳ میلیون دلار خرج برداشت و در گیشه به فروشی نزدیک به ۴۰ میلیون دلار رسید که با توجه به بودجه کمش رقم خوبی محسوب می‌شود.
این فیلم در سایت راتن تومیتوز بر پایه ۲۶۵ نقد نمره ۹۴/۱۰۰ را دریافت کرده و در سایت متاکریتیک نیز بر اساس ۴۳ نقد امتیاز ۸۶/۱۰۰ را گرفته ‌است. همچنین فیلم اتاق، از نظر کاربران سایت "بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها" یکی از ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما محسوب می‌شود.
فیلم اتاق در هفتاد و سومین مراسم گلدن گلوب در دو رشته، بهترین بازیگر نقش اول درام برای بری لارسون و بهترین فیلمنامه نامزد شد که جایزه اول را بدست آورد. همچنین در هشتاد و هشتمین دوره جوایز اسکار فیلم در چهار رشته از جمله بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اقتباسی نامزد دریافت جایزه اسکار شد، اما در نهایت موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای بری لارسون شد.
 
داستان
در شهر آکرون اوهایو جوی نیوسام 24 ساله (بری لارسون) و پسر 5 ساله‌اش جک (جاکوب ترمبلی) در یک آلونک کثیف به نام اتاق زندگی می‌کردند. آنها یک تخت، توالت، وان، حمام، تلویزیون و یک آشپزخانه با وسایل ابتدایی داشتند. تنها پنجره آنها یک نورگیر بود. آنها زندانی یک مرد بودند که او را نیک پیر می‌نامیدند که پدر بیولوژیکی جک بود و جوی را هفت سال پیش ربوده بود و به طور مرتب وقتی جک در کمد می‌خوابید به او تجاوزمی‌کرد. جوی سعی می‌کرد برای پسرش خوشبین باشد اما از سوءتغذیه و افسردگی رنج می‌برد. او به جک القا می‌کرد که فقط اتاق و محتویاتش در این دنیا حقیقی هستند و بقیه دنیا فقط در تلویزیون وجود دارد.
 
اگر فیلم را ندیدید بقیه داستان را نخوانید
روزی نیک پیر به جوی می‌گوید که کارش را ازدست داده است و دیگر استطاعت توانایی خرید مایحتاج برای او و پسرش را ندارد. همان شب جک به خاطر کنجکاوی دست به ریسک می‌زند و از کمد وقتی نیک پیر با مادرش در خواب هستند بیرون می‌آید. جوی با ترس از خواب بیدار می‌شود و وقتی برای پسرش احساس خطر می‌کند به نیک‌پیر سیلی می‌زند. نیک برای تنبیه او گرما و برق اتاقشان را قطع می‌کند. جوی تصمیم می‌گیرد که به جک در مورد جهان بیرون توضیح دهد. واکنش او آمیخته‌ای از ناباوری، عدم درک و همچنین کنجکاوی است. او و جک یک تب قلابی را شبیه‌سازی می‌کنند تا نیک پیر او را به بیمارستان ببرد و جک بتواند دیگران را خبر کند، اما نیک پیر می‌گوید بعدا با آنتی‌بیوتیک برمی‌گردد.
جوی به ناچار جک را در فرشی پیچانده و از او می‌خواهد نقش مرده را بازی کند به این امیدکه نیک پیر او را از اتاق بیرون ببرد. نیک پیر که فریب خورده جک را در عقب وانت خود گذاشته و در منطقه‌ای مسکونی رانندگی می‌کند. در اینحال جک با وجود اینکه از دیدن دنیای بیرون یکه خورده ولی از وانت بیرون پریده و توجه عابر پیاده‌ای را به خود جلب می‌کند. پلیس سر رسیده و او را نجات می‌دهد‌، همینطور جوی را و او و جک را به بیمارستان می‌برد. نیک‌پیر هم بازداشت می‌شود.
موقع دیدن دوباره خانواده جوی می‌فهمد که والدینش جداشده و مادرش (جوی آلن) با شریک جدیدی به نام لئو (تام مک کاموس) زندگی می‌کند. او با جک به خانه‌ای که دوران کودکیش را گذراند می‌رود، جایی که مادرش و لئو زندگی می‌کنند. پدرش (ویلیام میسی) نمی‌تواند جک را به عنوان نوه خود قبول کرده و آن جا را ترک می‌کند. جک در حال درگیری با دنیای جدی و ارتباط فقط با مادرش علاقه خود را برای دیدن اتاق ابراز می‌کند. جوی با عصبانیت و افسردگی روبرو شده و با مادرش بحث می‌کند و در همان حال نگران جک و علاقه او به دنیای غیرحقیقی است. به توصیه وکیل خانوادگی جوی با یک مصاحبه تلویزیونی موافقت می‌کند اما در پاسخ به سئوال مصاحبه‌کننده مبنی بر نگهداشتن جک که تازه متولد شده و عدم اصرار برای رفتن به بیمارستان غمگین می‌‌شود.
او سرشار از احساس گناه دست به خودکشی می‌زند. جک او را در حمام بیهوش می‌یابد و او به بیمارستان منتقل می‌شود. جک دلتنگ مادرش است ولی شروع به تطبیق با دنیای جدید می‌کند. او با خانواده جدیدش ارتباط می‌گیرد با سگ لئوآشنا شده و پسری همسن خودش در همسایگی می‌بیند. جوی به موهای بلند جک علاقه دارد و احساس قدرت و تحمل مصائب را دارد، برای همین جک موهایش را که توسط مادربزرگش بریده شده بود برای جوی در بیمارستان می‌فرستد. جوی به خانه برگشته و عذرخواهی می‌‌کند همراه با تشکر از جک برای نجات دادن مجدد او. بنا به درخواست جک آنها اتاق را برای بارآخر در معیت پلیس می‌بینند. جک گیج شده چون اتاق را الان بسیارکوچک می‌بیند با درهایی باز. او و جوی با اتاق خداحافظی می‌کنند و آنجا را ترک می‌کنند.
 
بازیگران
مجله تایم بری لارسون را یکی از100 بازیگر مطرح سینمای جهان درسال 2019 معرفی کرد.
جیکوب ترمبلی، بازیگر کودک کانادایی با اجرای خودش در نقش جک نیوسام چشم‌ها را خیره کرد و جایزه بهترین اجرای کودک را از آکادمی سینمای کانادا گرفت.
تام مک کاموس، بازیگر کانادایی که در تئاتر نیز فعال است به خاطر بازی خوبش در Mutant X و فیلم درام اتاق شناخته شده است.
 
ساخت
اما داناهیو رمان‌نویس ۴۶ ساله کانادایی - ایرلندی‌ در سال ۲۰۱۰ هفتمین رمان خود با نام "اتاق" را منتشر کرد که با استقبال بی‌نظیری رو به رو شد. داناهیو این داستان را با تأثیرپذیری از ماجرای پسر پنج ساله به نام فیلیکس در پرونده فریتزل نوشت. پرونده فریتزل دربارهٔ مرد اتریشی است که دخترش را به مدت ۲۴ سال در یک اتاق حبس کرد و از او صاحب هفت فرزند شد. فیلیکس نام کوچکترین فرزند اوست که در زمان فاش شدن راز سیاه فریتزل تنها پنج سال داشت. داناهیو فیلمنامه اقتباسی را خودش نوشت و لنی آبراهمسون برای کارگردانی انتخاب شد. بری لارسون 26 ساله برای اینکه به حال و هوای نقش نزدیک بشود برای یک ماه از جمع دور شد و واقعاً خودش را در یک اتاق حبس کرد و رژیم سفت و سختی گرفت. همچنین در تمام مدت فیلمبرداری صورت خود را نشست تا هم نیازی به گریم نداشته باشه هم اینکه بتواند تصویری درست از کاراکترش نشان بدهد.منتقدان بازی بری لارسن در فیلم را غیرقابل توصیف دانسته‌اند.
 
نقد
ماجرای فریتزل به سختی اروپا را تکان داد و در مورد پرونده افراد ناپدید شده سئوالات زیادی به وجود آمد موردی که نویسنده کانادایی اما داناهیورا تشویق به نوشتن داستانی دراین زمینه کرد. فیلم به رابطه بین مادر و فرزند می‌پردازد. رابطه‌ای که مادر علی‌رغم افسردگی و پریشان حالی سعی در عادی جلوه دادن آن برای فرزند می‌کند. او می‌داند که برای بال و پر دادن به حس کنجکاوی و پژوهش فرزندش و در عین حال بیمار روانی نشدن او مجبوراست که جهان را در همین حد اتاق نشان دهد. او که تا آن زمان به دلیل تلاش ناموفقش برای فرار ناامید شده بود، به خاطر ایجاد شرایط بدتر و مخصوصا نگرانی برای جان فرزندش جک دست به ریسکی بزرگ می‌زند که فداکاری شدید او را نشان می‌دهد.ولی متاسفانه فیلم بعد از آزادی نمی‌تواند بار معنایی کلمات داستان را به خوبی به تصویر بکشد. رابطه معمولی جوی با مادرش و دیگران و یا ارتباط معمولی با محیط همچنین نقش کمرنگ والدین خصوصا پدر جوی عجیب است. البته اینهات تنها موارد عجیب نیستند. در کنار بازی زیبای جک وجوی، مسائل داستان منطقی به نظرنمی‌رسند، اینکه جوی چطور در این سال‌ها دست به خودکشی یا قتل نیک‌پیر نزده و یا چطور فرزندش تمام این سال‌ها تا 5‌ سالگی بیمار نشده و اصلا چرا یک پدر باید اینقدر بی‌عاطفه باشد که حاضر به دیدن حتی جنازه پسرش در فرش نباشد سئوال ‌برانگیز است. نیک پرتحرک که حتی با اشیا و نورگیر سقف یا حیوانات صحبت می‌کند علاقه‌ای به صحبت با مادربزرگش ندارد، یا از آنهمه تحرک درون اتاق فقط سکوتش به بیرون اتاق رسیده است. البته اینها بستگی به مطالعات روانشناسی افراد دربند دارد ولی در هرحال منطقی بین وقایع به نظر نمی‌آید.

Category: Culture

Sub-Category: Art

Date: 4 ماه 2 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

آگهی
 Website DesignClassico Roma Luxtury

Share this with: ارسال این مطلب به