Ali-jam-sherafat-ghalam

یقینا یکی از نارواترین حرف و حرکت در میان جامعه انسانی، هتک حرمت از مقدسات دینی دیگران است

یکی از شرایط اساسی پیشرفت وترقی هر جامعه، آزادی قلم و بیا ن در محدوده ادب و نزاکت اخلاقی و حرمت داشتن شرافت قلم و بیان است تا آنجا که خداوند سبحان بدان (قلم) سوگند یاد کرده (القلم سوره 68 قرآن مجید) که هر کسی بتواند نظرات و بینش خود را آزادانه در جامعه بیان دارد تا در نتیجۀ تعاطی افکار و برخورد عقاید، بهترین روش چه در امور سیاسی و چه اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی مورد گزینش و بهره‌برداری در جهت نیل به شکوفائی و آرمان‌های ملی و مردمی قرار گیرد که بدون این آزادی، پیشرفت جامعه و تامین رفاه و آسایش همگانی نه مقدور است و نه میسر که روشن‌ترین دلیل آن همان سرگذشت تاریخی کشور خود ایران است که طی هزاران سال تاریخ، هرگز به آرمان‌های ملی و مردمی و حکومت مردم بر مردم نرسیدیم تا نهایتاً و پس از هزاران سال سلطنت یا بهتر گفته شود استبداد مطلق، دست به انقلاب زدیم و نظام مشروطه را جایگزین نظام استبداد با هزینه سنگین و قربانیان بی‌حد کردیم به این هدف که خود بر سرنوشت خویش حکومت کنیم که مشروطه نیزمتاسفانه آرمان‌های ملی را تامین نکرد و یا زورمندانی اجازه شکوفائی آنرا ندادند تا نشکفته پرپر شد و در نهایت دست به انقلاب زدیم و جمهوری را جایگزین سلطنت کردیم که همچنان ادامه دارد. حال اینکه تا چقدر در نیل به آرمان‌های ملی خود موفق بوده‌ایم قضاوتش منتجه افکارعمومی مردم ایران است و این نکته نیزقابل ذکر است که بطور کلی و عام در جامعه‌ای که در آن حرف یکنفر (که در ایران ما در قرون متمادی چنین بوده)، در راس هرم قدرت، وحی منزل باشد و همگان "طوعاً او کرهاً" ملزم به تبعیت از آن باشند و او را خدایگان و ولی نعمت خود بشمارند، آن جامعه هرگز روی خوش و سعادت نخواهند دید و چندان فرقی با برده‌داری نخواهد داشت.

باری موضوع سخن در قداست بیان و قلم است که باید مُبری از هرگونه آلودگی و غرض و منافع شخصی باشد و نیز گفتار انسانی همچنان که در قلم گذشت، باید عاری از هرگونه زشتی و پلیدی باشد یعنی اینکه تحقیر و توهین و در جمع خارج از نزاکت و مردمی و شرافت اخلاقی نباشد که در غیر اینصورت نه سخن و گفتار شایسته آدمی که اظهاری پوچ و نامردمی بیش نخواهد بود. باری غرض از مقدمه اختصاری بالا بیان مطلبی در جهت گلایه و شکایت از مخاطب به مخاطب است بدین توضیح که فرزانه فرزندی از ایران‌زمین مقیم خارج از کشورکه در عین حال مردی است اهل مطالعه و زحمت تحصیل کشیده که من خود به برنامه‌های ایشان درحد امکان و فرصت و به دقت گوش فرا می‌دهم اما با کمال تاسف مطلبی را کرارّا و بگونه‌ای که انگار تمامی مشکلات جامعه منتفی و همه مطالب ادبی و عرفانی و داستان‌سرائی تمام شده و دیگر چیزی برای گفتن نمانده که به ناچار برای پُر کردن برنامه و وقت‌گذرانی به پروپای کسانی بپیچیم که نه زبان دارند و نه حضورکه ازخود دفاع کنند آن هم قرآن است که به زعم ایشان کپی انجیل و تورات است که آری قرآن نیز از همان منبع است اما نه کپی آنها که مکمل و متمم آنهاست، همچنان که در قانون بشری است که کلیّت قانون تدوین و تصویب می‌شود و سپس در گذر زمان و بنا به نیازهای جدید و رشد فکری جامعه، در قانون مادر مصوب و موجود قبلی اصلاحاتی بوجود می‌آورند که این مصوبات جدید نه آن قانون قبلی است و نه قانونی جدا از ریشه خود که یک قاعده کلی قانون‌گذاری است. و نیز مخاطب دیگر ایشان پیامبراسلام است و امام اول شیعیان آنهم نه یکبار و دوبارکه صدبار و هزاربار که در برنامه‌های خود بصورت مّؤکد بیان کرده و می‌کنند که جای بسی تعجب است که چنین فرد فرهیخته و اهل مطالعه و باسواد چنین مطالب غیرضروری و غیرسازنده که بسیارمشمئز کننده را با فراغت بال و به کّرات و اصرار و ابرام و خیلی راحت در برنامه‌های خود عنوان و بیان می‌دارند که هر چند بردن نام ایشان در این گلایه و تذکر، شایدچندان مناسب نباشد ولی اولاً همانطوریکه من برنامه‌ها و موضوعات بیان‌شده از ناحیه ایشان رامی‌بینم و می‌شنوم طبعاً دیگر بینندگان برنامه هم می‌بینند و می‌شنوند و در نتیجه استعاره موردی نخواهدداشت و در عین حال برای آنکه دیگران (بینندگان و شنوندگان) برنامه‌های ایشان متوجه اساس مطلب شوند ناگزیر باید نام ببرم و مخاطب عرایض خود قرار دهم همانطوریکه خود ایشان بدون کوچکترین ملاحظه و رعایت حال و احترام عقیده راسخ بیش از یک و نیم میلیارد انسان روی کره زمین، مطالب و موضوعات آنچه را که وجود ندارد و به خلاف واقعیت است بدون هیچ ملاحظه‌ای می‌گویند و در رسانه عمومی پخش می‌کنند! که مخاطب عزیز ما جناب مهندس بهرام مشیری هستند که برنامه ایشان از تلویزیون پارس پخش می‌شود.

جناب ایشان از مدتها قبل و در بیشتر اوقات در سخنرانی خود به پروپای حضرت خاتم انبیاء محمد مصطفی صلوات ا.. علیه و حضرت علی علیه‌السلام (بدون هیچ ضرورتی و بدون هیچ پروائی و بجای شکافتن دردهای اجتماعی و جهانی و ارائه طرق درمان)، می‌پیچند و تا آنجا که دلشان بخواهد آنان را تحقیر می‌کنند و به آنان توهین روا می‌دارند و تخم جفا می‌کارند که علاوه بر آنکه آن حضرات دارای شخصیت والا که یکی فرستاده خدا درشان ختمی مرتبت و دیگری ولی خدا و جانشین اوکه نه تنها تاریخ و قرآن که دیگر کتب مذهبی مقدم بر قرآن نیز آنرا ستوده و ظهورش را باالصراحه بیان داشته‌اند ازجمله در آیه 16 از باب 14 جان که "من پدر را عبادت می‌کنم و او تسلی دهنده دیگری  به شما خواهد داد که تا ابد با شما خواهد بود" و نیز آیه 6 از سوره صف از زبان عیسی مسیح به بنی‌اسرائیل که: "...شما را مژده می‌دهم که بعد از من رسول بزرگواری که نامش احمد است بیاید" و بسیار دلائل متقن دیگر که ذکر آنها در این مختصر نگنجد که در عین حال از عدم قبول آنان از ناحیه ایشان گردی هم به قبای آنان ننشیند که در سوره کهف آیه 29 هم همین را می‌گوید که: "بر وضع کفار تاسف مخور و آنچه به تو وحی شده تلاوت کن، به کفار بگو حق از ناحیه پروردگارتان است و بیش از این کاری صورت مده، هر که خواست کافرشود و هر که خواست ایمان آرد" بنابراین جناب مشیری، جنابعالی چه پیامبر اسلام و علی داماد و جانشین او را قبول بفرمائید یا خیر گردی به دامن هویت شاخص و بارز آنان نخواهد نشست هر چند این مطلب را هم نمی‌توان نادیده گرفت و از آن گذشت که در این دنیای امروز 7/1 میلیارد انسان پیرو محمد و نیز علی علیه‌السلام (که بیشترین پیروان او جمعیت شیعه در ایران یعنی وطن من و شما هستند) زندگی می‌کنند، لااقل شما به احترام به عقاید 7/1 میلیارد انسان روی کره زمین (که بسیارند در میان آنان که درک و فهم و سوادشان خیلی بیشتر از من و شماست و در عین حال اسلام را دین مبین و بر حق می‌دانند و از آن پیروی و اطاعت می‌کنند) ازدیدگاه انسانی احترام قائل شوید که نه تنها مسلمانان جهان بر آن دو بزرگوار احترام شایسته قائلند که بسیاری از دانشمندان بزرگ غیر مسلمان هم بر آنان احترام بسیار قائلند که بعنوان نمونه دکتر شیبلی فیلسوف مادی (داروینیسم) می‌گوید: "علی بزرگ بزرگان جهان و یکتا نسخه زمان بود جهان شرق و غرب در دنیای کهنه و نو صورتی مانند علی هرگز ندیده است"، و دکتر کارلایل فیلسوف شهیر انگلیسی می‌گوید، ما را نمی‌رسد جز آنکه علی را دوست بداریم و به او عشق بورزیم، او جوانمردی عالیقدر و بزرگ‌منش  بود که از سرچشمه وجدانش خیری و نیکی می‌جوشید و از دلش شعله‌های دلیری و رحم و رافت زبانه می‌کشید؛ و جرج جرداق مسیحی می‌گوید: "ای دنیا تو را چه می‌شد که در هر زمانی یک علی با آن عقل و قلب و زبان و ذوالفقارش عرضه می‌کردی"، آری
علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
که به ما سوی فکندی، همه سایه هما را
همه پرتو خدایش ز جمال منجلی بین
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

از شهریار شاعر شوریه دل
 
اما درشخصیت و بزرگی محمد (ص) هم گفته‌های بزرگان علم و ادب بسیارند که از جمله و به عنوان نمونه، ویلیام دورانت آمریکائی نویسنده تاریخ تمدن جهانی می‌گوید: "مذهب اسلام در طی پنج قرن، از سال 81 تا 597 هجری به لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق حمیده و تکامل سطح زندگی و قوانین منصفانه انسانی و تساهل مذهبی (احترام گذاردن به افکار و عقاید دیگران) و ادبیات و تحقیقات علمی و طب و فلسفه، پیش‌آهنگ جهان بود". جواهر لعل نهرو می‌گوید: "بدین طریق، اسلام‌تازیان را بیدار کرد و آنها را از انرژی و اعتماد بنفس سرشار ساخت"؛ جان دیون پورت درباره شخصیت پیامبر اسلام می‌گوید: "حضرت محمد را باید یک مصلح دینی و قانونگذاری دانست که در قرن هفتم میلادی در عربستان ظهورکرده است. وی بدون تردید بزرگترین شخصیتی است که قاره آسیا می‌تواند بوجود چنین فرزندی مباهات کند". مهاتما گاندی، رهبر بزرگ هند می‌گوید: "... برای من این مقدارکافی است که در میان میلیون‌ها افراد بشر، محمد کسی بود که در راه ترس از خدا گام برمی‌داشت از دنیا رفت، در حالیکه چیزی نداشت و هیچوقت نمی‌خواست که روی قبرش بارگاهی برافرازند و حتی موقعی که در رختخواب مرگ آرمیده بود از کوچکترین طلبکارانش غفلت نداشت" و بنا به گفته دیتریشی اسلام‌شناس آلمانی (1821-1903): "همین علوم و معارف مسلمین بود که اروپا را در قرن دهم جلو برد. همان علومی که سرچشمه آنها قرآن کریم بود و اروپا از این جهت به اسلام مدیون است"؛ و خیلی‌های دیگر که درباره پیامبر اسلام در جهت تجلیل از حضرتش و قرآنش نوشته‌اند که در اینجا مجالی برشمردن همه آنها نیست که سعدی بزرگ دانشمند و شاعر ایران می‌سُراید که:
ندانم کدامین سخن گویمت
که والاتری زانچه من گویمت
چه وصفت کند سعدی نا تمام
علیک‌الصلواة ای نبی و السلام
شبی بر نشست از فلک برگذشت
به تمکین و جاه از ملک درگذشت
 
یقینا یکی از نارواترین حرف و حرکت در میان جامعه انسانی، هتک حرمت از مقدسات دینی دیگران است که به روز این حرکت از طرف جناب مشیری بسی مایه تاسف است که در عین حال دو یا سه سال پیش بود که ایشان همین برنامه را اجراء می‌کردند که من زنگ زدم به تلویزیون پارس و با خود ایشان صحبت کردم و خواهش کردم که این برنامه مشمئز کننده (توهین به مقدسات اسلام) را موقوف کنند که ایشان بالصراحه و ضمن عذرخواهی فرمودند: چَشم، چَشم و دیگر هم لااقل تا مدتی دست به چنین بی‌حرمتی نمی‌زدند که باز دوباره و با اصرار و ابرام شروع و بی‌دغدغه خاطر و به‌راحتی اجراء می‌کنند که در عین حال و هرچند ایشان تنها فرد نادر تحقیر کننده اسلام نیستند که در چند سال قبل در تلویزیون.... که شادروان پروفسورمسعود انصاری در آن برنامه اجراء می‌کردند اتفاق افتاد که دو مرد جوان و در جلو دوربین، قرآن را آتش زدند و سپس زیر پا لگدکوب کردند و این عمل بسیار شنیع و ضد اخلاقی و انسانی را در تلویزیون و در حضور آقای مسعود انصاری به نمایش گذاشتند که ایشان هم جرات و جسارت آن دو جوان خام تحریک شده را تحسین کردند که من در مقاله‌ای بدان عمل زشت و دون شخصیت انسانی، محترمانه و با رعایت عفت قلم و بیان اعتراض کردم که شخص مرحوم انصاری در برنامه خود در تلویزیون از آن عمل تبرّی جستند و عذرخواهی کردند و دیگر هم تکرارنشد که هرکسی با هر عملی دل و جان دیگری را جریحه‌دار کند دست به عمل بسیار زشتی زده که در درجه اول عرض خود برند و جهالت خود را به نمایش گذارند. به هر رو ضمن گلایه شدید از جناب مشیری اولاً از ایشان می‌خواهم که از این عمل توهین‌آمیز وهن‌آور مکرر خود از 7/1 میلیارد مسلمان روی کره زمین شجاعانه و در همان رسانه گروهی، عذرخواهی کنند که بخشش و گذشت از چنین حرکاتی هر چند سخت است ولی از کرامت و شفقت پیامبر اسلام و وصی مکرم ایشان دور نیست و در عین حال آبی است که به آتش درون دل 7/1 میلیارد انسان مسلمان حاضر در صحنه زندگی می‌پاشند که ما به انتظار نشسته‌ایم و منتظر اظهار ندامت و عذرخواهی ایشان در برابر مسلمانان جهان هستیم.

در خاتمه به جناب آقای مشیری برای شناسائی حضرت علی علیه‌السلام توصیه می‌کنم که لااقل تا جلد چهارم یا حتی همان جلد اول کتاب 22 جلدی الغدیر تالیف علاّمه امینی رحمة‌ا... علیه را مطالعه کنند که یقین دارم نظر ایشان نه تنها 180 درجه تغییر میک‌ند که خود از ارادتمندان پیامبر ختمی مرتبت و قرآنش و حضرت علی خواهند شد و عذر تقصیر به پیشگاه ایشان خواهند برد که تعداد بسیاری از دانشمندان محترم تسنن این کتاب را که سی سال طول کشیده تا تالیف گردیده و به دست طالبین رسیده مطالعه کرده و نامه‌ها به مؤلف گرانقدر نوشته‌اند که چند سطری از نامه یکی از این بزرگواران (آقای محمد سعید دحدوح از پیشوایان تسنن) در اینجا به عنوان نمونه می‌آورم که: "الغدیر، اموری را پابرجا و استوار ساخت و اوهامی را بر طرف نمود و حقایقی را ثابت کرد و چیزهائی را مدلل نمود که ما به آنها وقوفی نداشتیم و نمی‌دانستیم و سخنانی را و مطالبی را ابطال کرد که قرن‌ها بر مبنای آن مطالب نکوهش‌ها می‌شد و ما چنین می‌پنداشتیم که آن مطالب مطابق واقع است و نمی‌دانستیم از کجا آمده است و در اسرار آن نمی‌اندیشیدیم...." با عرض پوزش و در انتظار عذرخواهی شجاعانه جناب مشیری از همه مسلمانان جهان که دومین جمعیت دینی در دنیا را (پس از مبارک دین مسیحیت) تشکیل می‌دهد، هستیم.

پاینده ایران، زنده باد دین مبین اسلام که بدست ما مسلمانان مسلمان‌نما، درگذر زمان و بخصوص زمان معاصر، صدمات فراوان دیده و همین حرکات و برخوردها است که قلم و یا کلام برخی را آلوده و جسورانه بر روی کاغذ و یا امواج صوتی برده. پاینده ایران و پُر فروغ باد مبارک آئین اسلام.

Author: Ali Jam

Category: Culture

Sub-Category: Community

Date: 3 ماه 5 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به