آگهیCancer Conference TorontoClassico Roma Luxtury

Cinema-Nazemzadeh-game-thrones-new

بازی پیتر دینکلیج در نقش تیریون لنیستر نه فقط به کیفیت سریال افزود بلکه جوایزی هم برای او دربرداشت

Cinema-Nazemzadeh-game-thrones-new2

بازی پیتر دینکلیج در نقش تیریون لنیستر نه فقط به کیفیت سریال افزود بلکه جوایزی هم برای او دربرداشت

تیریون لنیستر به مقرپادشاهی می‌رسد که به جای پدرش مسئولیت سمت پادشاه را ایفا کند. وی سعی دارد که کنترل شورا را به عهده بگیرد. استانیس باراتیون نقشه فتح تخت آهنی را می‌کشد. راب تصمیم به حرکت بعدی می‌گیرد. نگهبانان دیوار به خانه کراستر می‌رسند. جان می‌خواهد پی به رازکراستر ببرد. آریا با گندری دوست می‌شود(آهنگری خوب و پسر نامشروع رابرت باراتیون). تئون گرنجوی به خانه‌اش جزیره پایک می‌رسد تا پدرش را برای کمک به راب تشویق کند ولی نظرش عوض می‌شود و برای فتح وینترفل برمی‌گردد.
تیریون سعی می‌کند که افراد مورد اعتمادش را در شورا پیدا کند.کاتلین استارک رنلی باراتیون برادر شاه مرده رابرت را می‌بیند تا او را برای پیوستن به راب تشویق کند. لردبیلیش دقیقا قبل ازمصاف با استانیس برادرش به کمپ رنلی باراتیون می‌رسد. دنریس و گروهش با ورود به شهرکارث مورد استقبال قرار می‌گیرند. آریا گندری وهات پای(چون به درست کردن پای میوه علاقه دارد) در هارنهال اسیر می‌شوند‌. درهمین حین به عنوان یک تشکر برای نجات دادن جان غریبه‌ای مرموز به نام جاکن آهار‌، او پیشنهاد سه قتل به انتخاب آریا به وی می‌دهد. تیریون درباره یک سلاح مخفی به نام وایلدفایر تحقیق می‌کندکه علیه استانیس باراتیون استفاده کند. لشکریان استانیس با قلمرو پادشاهی چند روز بیشتر فاصله ندارند. تیریون برای استقبال از او آماده می‌شود.
تئون گرنجوی کنترل وینترفل را در دست می‌گیرد. برن وریکون استارک از وینترفل فرار می‌کنند. تئون سعی بر شکار آنها دارد. جان یک دختر از وحشی‌ها به نام ییگریت را دستگیر می‌کند و آغاز به سفری در سرزمین وحشی‌ها با ییگریت به عنوان زندانی‌اش می‌کند. او و کورین نصفه دست که نایب رئیس تکاور نگهبانان دیواراست در یک کمین اسیر می‌شوند. جان به پیشنهاد کورین برای جلب اعتماد وحشی‌ها او را به قتل می‌رساند. مردم سرزمین پادشاهی تمرد از شاه جافری را شروع می‌کنند و به ملکه اطلاع می‌دهند که سانسا بالغ شده ومی‌تواند برای شاه جافری زندانی بیاورد. دنریس در جستجوی خریدکشتی برای رفتن به هفت اقلیم است. مدتی بعد3 اژدهای او دزدیده می‌شود. او سعی خود را برای پیداکردن اژدهایش شروع می‌کند و در آخر موفق می‌شود. کاتلین به خاطر آزادکردن جیمی مورد شماتت راب قرار می‌گیرد. آریا گندری وهات‌پای در نبود تایوین لنیستر ازهارنهال فرار می‌کنند. آریا با جاکن آهار خداحافظی می‌کند ولی اسم رمزی از او برای پیوستن به او می‌گیرد.
ناوگان استانیس باراتیون و ارتش آن به قلمروپادشاهی می‌رسند و جنگ آغاز می‌شود. سرسی برای خودش و فرزندانش برنامه‌ای برای خودکشی درصورت شکست می‌ریزد. بعد از پیروزی بر استانیس باراتیون که با نقشه تیریون لنیستر و کمک ارتش‌های تایوین لنیستر و خاندان تایرل میسر شد، شاه جافری مارجری تایرل را به جای سانسا برای ازدواج انتخاب می‌کند تا اتحاد بین دو خاندان شکل بگیرد. جان آماده ملاقات با منس رایدر پادشاه وحشی‌ها می‌شود. راب برخلاف قولش با تالیسا ماگیر که یک پزشک است ازدواج می‌کند.
 
نقدفصل یک ودو‌:
در ابتدا باید خاطرنشان کنم هیچ وقت مارول فکرنمی‌کرد موقع گوگل کردن نام استارک به جای تونی (مرد آهنی) و یکی از ستاره‌های انتقامجویان مارول، نام مرحوم ادارداستارک و خاندانش بدرخشد. وجود دخترهای خوشگل در هر خانواده‌ای نعمت است!!  
نمره فصل اول در وبگاه متاکریتیک ۷۹ از ۱۰۰ است که حاکی از "تحسین عمومی" است ولی دراوایل بسیاری ازمنتقدین معروف ازروند داستان انتقادکردند مثل نیویورک تایمز یا اینترتینمنت ویکلی حتی انتقاد بوستون هرالد در نوع خود جالب بود: آنهایی که کتاب‌ها را دوست دارند احتمالا از دیدن این سریال هیجان‌زده خواهند شد. بقیه‌ی ما احتمالا زمان سختی را برای نشستن پای بازی تاج و تخت خواهیم داشت.
سریال‌های تاریخی مخصوصا حماسی که محبوب شده‌اند از فرمولی پیروی می‌کنند که نیروهای شر در اوایل داستان به موفقیت‌هایی دست پیدامی‌کنند ولی در آخر آن نیروهای خیر هستند که با رسیدن عاشق و معشوق به عنوان مکمل داستان بر تاریکی‌ها چیره می‌شوند. درسریال بازی‌های تاج وتخت، داستان با نشان دادن قهرمانانی دلیر حال چه مهربان مانند ادارد استارک چه دائم‌الخمر مانند رابرت براتیون یا ترسناک مانند خال دروگو و قتل عامشان به تماشاگران تصویری بزرگتر از داستان‌های معمول نشان می‌دهد که جهان پیچیده است و دوستی‌ها‌ و دشمنی ها مشخص نیست و شرایط گاه ظالمانه پیش می‌رود. در آخر از همه مهمتر آدم‌ها خاکستری هستند. اتفاقات غیرمنتظره و بعضا ایجاد شوک در داستان باعث می‌شود که با اطمینان از پیش‌بینی‌هایمان صحبت نکنیم. موقعی‌که انتقاد ازخشونت داستان است جواب مارتین نویسنده جالب است: "مگه جنگ‌ها یا تاریخ غیر از این است از آنچیزی که باید ترسید حکومت‌ها نیستند بلکه خوی انسانی ونیمه تاریک اوست". تاثیرات ویرانگر قدرت طلبی فساد خیانت قتل کینه تنفر حسادت و عقده خودکم‌بینی به وفور درفیلم دیده می‌شود. پادشاه جافری نمونه و سمبلی از خود کم‌بینی است ظاهرا پادشاه است ولی هر 5 دقیقه می‌خواهد این مساله را یادآوری کند. وی بسیار ترسو و بیش از حد متکی به مادرش است ولی خواستار مهار مادر و پدربزرگش هم هست گرچه مجبور است آنها را تحمل کند. دو حادثه شوک‌آور هل دادن برن استارک از بالای برج توسط جیمی لنیستر که به خاطر عشق و ترس بود حتی عده‌ای را ازدیدن ادامه سریال منصرف کرد‌. حادثه دوم اعدام ادارد استارک توسط یک بچه (شاه جافری) آنهم جلوی دخترهایش بود. هدف شاه جافری پنهان کردن ترسش با اعدام کسی که لزومی نداشت بود.
تعداد زیاد کاراکترها موردی بود که عده‌ای از منتقدین از آن به عنوان ضعف سریال نامبرده بودند ولی دقیقا نقطه قوت داستان همین است. شما هفت اقلیم دارید و طبعا نمی‌شود با دو سه شخصیت ماجرا را فیصله دهید که در آن صورت حتما داستان کاملا قابل پیش‌بینی درمی‌آید. گرچه شخصیت‌ها بسیار خوب پردازش شده‌اند هرچه جلوتر می‌رویم علل رفتار و سیر قایع برای بینندگان منطقی‌تر می‌شود که این مساله وامدار نویسنده‌ای توانمند است.
بازی پیتر دینکلیج در نقش تیریون لنیستر نه فقط به کیفیت سریال افزود بلکه جوایزی هم برای او دربرداشت. بازی رزلزلی (ایگریت) و جروم فیلین (بران یار تیریون) ازب ازی‌های زیبا در این قسمت بود که با وجود کم بودن زمانشان ما را امیدوار به دیدن مجددشان در فصل بعدی حتی بیشتر از زمان فعلی می‌کند. جک گلیسون (شاه جافری) به نظر من یکی از بهترین بازی‌ها را مخصوصا در فصل دوم نشان داد، توانمندی که شاید به خاطر شخصیت منفورش به چشم تماشاگران نیاید. البته شما هنوز شاهد شکل گرفتن شخصیت و قدرت امیلیاکلارک (دنریس تارگارین )هستید و نمی‌دانید او چطور از یک موجود مفلوک به فردی قدرتمند تبدیل می‌شود. بازی زیرپوستی او که تغییرات شخصیتش را نشان می‌دهد بیانگر نبوغ او و قدرت کارگردان و بازی‌گردان صحنه است.
جملات به یادماندنی:
سرسی لنیستر: وقتی شما وارد بازی تاج و تخت می‌شین یا باید ببرید یا بمیرید.
شعارمعروف لنیسترها‌: لنیسترها همیشه بدهیشان رامی‌پردازند.
تایوین لنیستر: شیر نگران نظر گوسفندها درباره خودش نیست.
حرف آخر:
موقعی‌که من مرگ نداستارک یا ادارد را دیدم و اعدام‌های زیاد فصل اول و تصفیه‌های خونین فصل دوم را یاد انقلاب‌های خاورمیانه افتادم خصوصا انقلاب خودمان یاد اعدام هویدا، فرماندهان ارتش و مرحوم ریاضی افتادم که اتهام‌هایشان هیچ کدام اگرثابت می‌شد مجازات اعدام نداشت.

Category: Articles

Sub-Category: Art

Date: 6 ماه 1 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به