Leila-Kazemzadeh-ghavanin

هر دانش‌آموز تمام مدت تحصیل ممكن است با همین معلم در تنها كلاسِ مدرسه درس بخواند

دست هم را بگیریم و وارد تونل زمان شویم و به مدرسه‌های قدیمی برویم، خانه‌ای چوبی با سقف شیروانی كه بچه‌های كل دِه پیش هم در یک كلاس نشسته‌اند. زیاد عقب نرویم... فقط حدود صد یا دویست سال!
هر دانش‌آموز تمام مدت تحصیل ممكن است با همین معلم در تنها كلاسِ مدرسه درس بخواند؛ البته خودش كه نه: بقیه خواهر و برادر‌هایش، بچه‌های فامیل و همسایه هم هستند. پدر و مادرها معلمی استخدام می‌كنند و به او می‌گویند با بچه‌های ما چنین باش و چنان كن. از سوی دیگر معلم‌ها خود به خود شخصیت قابل قبولی دارند چون زیر ذره‌بین اهل ده هستند. همه اهالی همدیگر را می‌شناسند. سیستمی در كار نیست. قرار و مدار خیلی ساده است. اصلا می‌دانید چیست؟ به معلم می‌گویند خیال كن بچه‌های خودت هستند!

در تونل زمان كمی جلوتر بیاییم تا برسیم به سال ١٩٦٠ میلادی وقتی كه قرار است به جدال و نزاع‌ها بر سر جدا كردن سیاهان و سفید پوستان خاتمه دهند. هنوز عده‌ای از سیاستمداران محافظه‌كار، مخالف یكی كردن مدارس هستند اما سر آخر، رییس‌جمهور وقت جان اف كندی به این نتیجه رسیده است كه بر آموزش و پرورش سرمایه‌گذاری كند. اگر بخواهیم همین الان داستان اهداف و دلایل شكل‌گیری آموزش و پرورش مدرن را به طور مفصل بخوانیم زیاد در تونل می‌مانیم! فقط همین را بگویم كه دولت مصمم شد تا برای مدارس، سیستم تاسیس كند. از اینجا به بعد دیگر جایگاه معلم محدود به مراقبت و آموزش "مثل پدر و مادرها" یا به اصطلاح لاتین (in loco parentis) نیست، بلکه حالا معلم "نماینده دولت" (parens patriae) است. یعنی آموزش و پرورش نقش خود را از والدین جدا کرده و اهداف دراز مدت و کوتاه مدت را تنظیم می‌کند.
همانطور که خودتان حدس زده‌اید آمدن "سیستمِ آموزش و پرورش" با مدرسه‌هایی که چندین کلاس دارند، رشد شهری، و مولفه‌های اقتصادی و صنعتی، از یک سو بر سیاست‌گذاری دولت‌ها اثر می‌گذارد، و از سوی دیگر ارتباطات انسانی، پیچیدگی‌های جدیدی را به خود می‌بینند. پس دستگاه قانون‌گذار دولتی وارد عمل شده و حقوق و وظایف تعیین می‌گردد تا از بروز مشکلات جلوگیری شود یا رسیدگی لازم به عمل آید. حالا می‌توانیم از تونل بیرون بیاییم تا ببینیم قوانین و مقررات آموزشی (schoollaw, regulation) دقیقا از کدام منابع می‌آیند. فقط چند نفس عمیق بکشید تا دقایقی از قانون‌های بزرگ گفتگو کنیم و باز هفته بعد برویم به سراغ مدرسه و معلم و گل و بلبل!

در محیط‌های آموزشی، به واسطه سر و کار داشتن با نیروی انسانی، اول از همه "حقوق و آزادی‌های کانادا" (Canadian Charter of Rights and Freedom) بر همه قوانین آموزشی سایه افکنده است! دومین نکته مربوط به یک استثناست: این که مجموعه قوانین کانادا (Canada's Constitution Act 1867 & 1982) شامل تبصره‌ای ویژه آموزش بومیان کانادا است که تنها موردی است که دولت فدرال دخالت در آموزش دارد، وگرنه نظارت بر آموزش به عهده دولت استانیست. سوم این که دولت هر استان قوانین مربوط به آموزش را بر اساس برداشت خود از قانون عمومی کانادا، و با توجه به اقتضای محیط و مردمانش مقرر می‌کند:
(Labour standards, human rights code, family law,  occupational health, safety legislation)
و به این ترتیب است که مقررات پایین دستی (subordinate legislation=regulation) پدید می‌آید. علاوه بر اینها مناطق آموزشی (school board) هم در سلسله مراتب وضع قانون جایی دارند. و آخرین منبع قانون ساز در کانادا دستگاه قضاست: (common law=judge-made law). یعنی وقتی دردادگاه به شکایتی رسیدگی می‌شود و قاضی متوجه می‌شود که گویا این مشکل از چشم قانون‌گذار مخفی مانده است، خودش آن مورد را در قالب قانون جدید می‌نویسد تا از این به بعد کارگشای موارد چنینی باشد.

حال به چند مصداق از قوانین می‌پردازیم:
·         قانون مربوط به بزهکاران جوان (Youth Criminal Justice Act) که در سال 2003 تصویب شد بازتوانی-محور بود یعنی تاکید اصلی بر درمان مشکلات پدید آمده و کمک به توانبخشی و بازسازی بعد از وقوع جرم بود، ولی در سال 2012  قانون جدیدی به تصویب رسید (Safe Streets and Communities Act) که در بر راهکار"پیشگیری- محور" تاکید  شده است و به Bill C-10 معروف شد. یعنی به مدد‌ مطالعات روان‌شناختی و جامعه شناختی، دیدگاه نوینی‌ پدید آمد که تلاش آن بر امن‌تر ساختن جامعه است تا بزهکاری رخ ندهد یا کمتر شود و خطاهای مربوط به تماس بدنی و جنسی پیش نیاید.
·         قانون مربوط به حق معنوی نشر(Copyright act) باعث می‌شود حقوق قانونی پدیدآورندگان کتاب و دیگر محصولات فرهنگی نظیر مطالب وبسایت‌ها حفظ شود و کسی حق کپی کردن بدون اجازه و ذکر نام ایشان را نداشته باشد. این گونه است که تولیدات فرهنگی ارج نهاده می‌شود و از محصول فکر کردن افراد به عنوان سرمایه‌ای معنوی قدردانی می‌شود. طبق قانون کانادا استفاده از مقدار معقولی از آثار فرهنگی (Fair Use) بدون اجازه از پدیدآورنده، برای منظورهای آموزشی مجاز می‌باشد. در عین حال نسخه سال 2013 این قانون دست مدارس و معلمان را کمی بازتر کرد.
·         قانون خانواده (Family Law) در واقع نظر به حفظ بچه‌ها از کودک‌آزاری دارد و باعث می‌شود بدرفتاری و یا غفلت از رسیدگی به بچه‌ها منجر به پیگرد قانونی شود. همه صاحبان تخصص که به نوعی در ارتباط با کودکان هستند موظفند هرگونه مورد مشکوک را گزارش کنند.
·         قضیه قلدری و زورگویی (Bullying and cyberbullying)  به هر دو شکل فیزیکی یا مجازی از مباحث مهم قرن حاضر است. اگرچه هر استان استانداردهای مختلفی را منظور می‌کند اما این پدیده موضوع صحبت همه متخصصان روانشناسی است و برای تقویت روحی فرزندان خود همیشه باید اطلاعات خود را به روز و کامل‌تر کنیم.
حالا که نقش معلمان با توجه به شرایط جدید متفاوت شده خوب است بدانیم معلم کدام نقش‌های اجتماعی را دارد:
·         معلم پاسدار مساوات و برابری (ٍequality) است.
·         معلم نماینده رفاه اجتماعی است (social welfare).
·         معلم مبارز خستگی‌ناپذیر با ظلم و زورگویی است.
·         معلم هم طبق قانون کار، حقوق و وظایف خود را دارد.
 
همان‌طور که با هم مرور کردیم، دیدیم که نقش آموزش و پرورش دیگر منحصر به یک کارکرد محدود در فضایی کوچک نیست، بلکه یک نقش اجتماعی و حرکتی فرهنگ‌ساز است. شایسته است در گفتگوهای بعدی به مصادیق عملی این حقوق و وظایف بپردازیم و یک بار دیگر به مدرسه‌ها سفر کنیم، البته نه در تونل زمان!

Category: Family

Sub-Category: Kids and Youth

Date: 3 ماه 6 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به