culture-golmohammadi-boye-bahar

چه نیکو است در آغاز هر سال نو و جدید یکی از خصوصیات اخلاقی که موجب ناراحتی و عدم موفقیت ما و خانواده‌مان می‌گردد، فراموش کنیم

سخن و اندیشه-54
این روزها همه جا بوی بهار می‌دهد. تورنتو پس از زمستانی سرد، یک پارچه بهاری شده است. شور و شوق در دل‌ها موج می‌زند. غم و غصه وجودمان را ترک کرده‌‌اند. چقدر این روزهای آخر اسفند، تورنتو بوی ایران می‌دهد. مغازه‌های ایرانی، بازارهای نوروزی و شیرینی و آجیل فروشی پر از عاشقان بهار و نوروز است. در بهار دل‌ها بی‌قرار می‌شوند. باد نوروزی پیام زنده شدن دوباره طبیعت را با خود همراه می‌آورد. گویی انسان نیز همراه با طبیعت دوباره زنده می‌شود. آیا تا کنون فکر کرده‌اید چه رازی در این عید و بهار است که شور امید، شوق رستن و عشق به زندگی را هر ساله برایمان به ارمغان می‌آورد؟ چقدر خوب است دل بسپاریم به شعر سعدی که عاشق‌ترین شاعر ماست و در بهار سرمست و دیوانه:
چون است حال بستان، ای باد نوبهاری؟
کز بلبلان بر آمد، فریاد بیقراری
هر ساعت از لطافت، رویت عرق برآرد
چون بر شکوفه و گل، باران نوبهاری
عود است زیر دامن، یا گل در آستینت
یا مشک در گریبان، بنمای تا چه داری؟
وقتی کمند زلفت، گاهی کمان ابرو
این می‌کِشد به زورم، وان می‌کُشد به زاری
اول وفا نمودی، چندان که دل ربودی
چون مهر سخت کردم، سست آمدی به یاری
هر درد را که بینی، درمان و چاره‌ای هست
درمان دردِ"سعدی" با دوست سازگاری
 
عاشقانه‌های تورگنیف، کتابی خواندنی
"در یک اتاق کوچک و منظم، چند مرد جوان پای شومینه نشسته بودند. شب زمستانی تازه شروع شده بود، سماور روی میز می‌جوشید حرف‌‌ها گل انداخته بودند و گفت‌ و‌ گوها از موضوعی به موضوعی دیگر در گردش بود. شروع کردند به صحبت درباره انسان‌های فوق‌العاده و تفاوت‌ها‌یشان با انسان‌های عادی...این بود که صداها بلند شدند و هیاهویی برپا شد...چای نوشیدند و سیگار برگ می‌کشیدند و‌..."
دوست دارم در این چند روزی که به پایان سال نزدیکیم، شما را به فضای ذهنی دیگری ببرم، تا از شرایط عادی و تکراری زندگی جدا شوید و به عشق فکر کنید. عاشقانه‌های تورگنیف، مجموعه‌ای است از هشت داستان کوتاه با مضامین عاشقانه. برخی از داستان‌های این کتاب در شمار بهترین آثار تورگنیف است و جزو آثاری است که در برنامه‌های تحصیلی مدارس روسیه گنجانده شده بودند.
به شما پیشنهاد می‌کنم، چند روز، حداقل سه روز، هر کاری که دارید، کنار بگذارید، دست زن و بچه‌ها را بگیرید و از تورنتو بزنید بیرون. راه زیاد دوری نروید، نیاگارا، بری، بلومانتین، یک این‌طور جاهایی مناسب است. تعطیلات عید را خودتان ایجاد کنید ولو اینکه مرخصی بگیرید، چه اشکالی دارد. در این ایام با خانواده باشید، با همسرتان کتاب عاشقانه‌های تورگنیف را بخوانید، یاد گذشته کنید، زندگی را سخت نگیرید، با بچه‌ها بازی کنید، برایشان قصه بگویید از عمو نوروز، حاجی فیروز و سرمای پیرزن صحبت کنید. با آنها باشید با هم کشتی بگیرید، حتی برف بازی کنید، خلاصه یک کار مشترک و دسته جمعی انجام دهید. بعد از مدتی تاثیر این چند روز با هم بودن را در زندگیتان حس خواهید کرد. خواهید دید که چطور همسرتان و بچه‌ها روحیه‌شان عوض شده است، با شور و شوق دیگری به زندگی ادامه می‌دهند. بله عزیزم زندگی سخت است، هوا سرد است ولی ما به اینجا نیامده‌ایم که همه‌اش منفی فکر کنیم. بشکنید، محکم بشکنید قفل ذهن را از بدی‌ها، منفی‌گرایی‌ها و به روی خانواده لبخند بزنید. لبخند و عشق همه چیز را عوض می‌کند.
 
عدم مطالعه، فرهنگ را نابود می‌کند
ویکتور هوگو نویسنده و شاعر بزرگ فرانسوی در ادبیات اروپا و جهان نقشی سازنده و موثر داشته است. یادم است در حدود پنجاه سال پیش که حسینقلی مستعان کتاب بینوایان او را ترجمه می‌کرد و به صورت پاورقی در مجلات آن زمان چاپ می‌شد، روزهای پنجشنبه مردم در دکه‌های روزنامه فروشی صف می‌کشیدند تا با خرید مجله، دنباله داستان بینوایان را پی‌گیری نمایند. این نویسنده خردمند مضمون ارزشمندی را در کتاب خود آورده است، که من آن را در اینجا نقل می‌کنم:
"برای نابود کردن یک فرهنگ، نیازی به سوزاندن کتاب‌ها نیست. کافی است کاری کنید که مردم آنها را نخوانند."
این کلام ویکتورهوگو اکنون در جامعه ما اتفاق افتاده و شمارگان چاپ کتاب به دویست نسخه رسیده است. حال شما که در تورنتو یا شهرهای دیگر هستید، سعی کنید که فرهنگ و ارزش‌های تاریخی و اجتماعی کشورمان نابود نشود. کتاب بخرید و مطالعه کنید و این حرکت شایسته را به نسل‌های آینده آموزش دهید.‌
 
در سال نو، فکر نو داشته باشید
چه نیکو است در آغاز هر سال نو و جدید یکی از خصوصیات اخلاقی که موجب ناراحتی و عدم موفقیت ما و خانواده‌مان می‌گردد، فراموش کنیم و به آن عمل ننمائیم. من به شما پیشنهاد می‌کنم از آغاز سال نو تصمیم بگیرید، دیگران را به هیچ‌وجه نصیحت نکنید، حتی فرزندان خود را، چون با بررسی‌هایی که صورت گرفته این نکته به اثبات رسیده است که انسان‌ها به نصیحت جواب مثبت نمی‌دهند. افراد بویژه جوانان و نسل‌های جدید دوست دارند، زندگی را با تجربه خودشان بیاموزند هر چند که زمان ما، دیگر زمان سعی و خطا نیست ولی تکرار یک سری ایده‌آل‌های دست‌نیافتنی تاثیرش روی رفتار نوجوانان و جوانان که وقت خود را غرق در رایانه و سیستم‌های اطلاع‌رسانی جدید کرده‌اند، بسیار کم است.
تئوری‌های روان‌شناختی و تقلیدهای پرورشی در حال حاضر از کارآیی کمتر برخوردارند. بهترین نحوه تاثیر در روی نسل‌های آینده، رفتار و اعمال خودمان است. اگر ما در زندگی با خودمان، با همسرمان و با دیگران صادق باشیم و سعی نکنیم الگوی نصیحت و اندرز را به‌کار گیریم، می‌توانیم به‌صورت عملی مورد توجه قرار گیریم و به خواسته‌های خودمان به‌طور ناخودآگاه برسیم.‌
‌"آیا شما می‌توانید در زندگی با خودتان و با خانواده و افراد جامعه‌ای که با آنها در تعامل هستید، صادق باشید؟"
 
بهار در تورنتو
روزهای پایانی سال را پشت سر می‌گذاریم. سالی که برای همه ما از خاطرات خوش و احتمالاً ناخوش توام بود. به جنبه‌های منفی شرایط کار و زندگی نباید زیاد متمرکز شد. روی هم رفته سال سختی را پشت سر گذاشتیم، شرایط اقتصادی، گرانی نرخ ارز، گرانی مایحتاج زندگی و عدم امنیت شغلی همه ما را در سالی که گذشته در فشار قرار داده بود. همچنین شرایط آب و هوایی که امسال زمستان سختی را پیش آورد. ما در هر شرایطی نمی‌توانیم از این واقعیت‌ها حرف نزنیم، ولی اکنون که بهار و نوروز نزدیک است باید دوباره همچون طبیعت که زنده می‌شود، زنده شد و به زیبایی‌ها و موفقیت‌های آینده امیدوار بود.
بهار آمده اما هوا هوای بهاری نیست
به کنج غربت مرا با بهار کاری نیست
نشانه بهار بنفشه است که روید به جویبار
در این هوای سرد روان جویباری نیست
دلم ز شدت سرما یخ‌زده در این دیار
درخت امید را چرا برگ و باری نیست؟
ز بس صحبت یأس و نا‌امیدی شنیدیم ما‌
گلی به شوق شکفتن در هیچ دیاری نیست
چشم امید به یاری کس نمی‌توان داشتن‌
در این زمانه دگر یار و غمگساری نیست
عجب روزگاری‌ست این روزگار عبث
به دزدی و چپاول هیچ ننگ و عاری نیست
در این هوای سرد تورنتو چه می‌نالی"فریاد"
برخیز با نسیم بهار، به ز شادی کاری نیست

Category: Culture

Sub-Category: Community

Date: 5 ماه 1 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به