یکی ازرویکردهای علمی که به رویه آموزش فایده فراوان میرساند، جمعبندی و ارایه بازتاب است
در نوشته حاضر به دیدگاههای جدید متخصصان آموزش و پرورش استان انتاریو خواهیم پرداخت و کلیات سند آموزشی سال 2016 را تحلیل خواهیم کرد. مانند بقیه سندهای آموزشی، بخش ابتدایی متن، مربوط به روشها و فلسفه آموزش درس مورد بحث است و سپس انتظارات کلی و جزیی دردروس مختلف پایه کودکستان شرح داده شده است.
به یادم آمد که در ایام دانشجویی، اساتید رشته آموزش، سندها را تدریس میکردند و بیشتر همکلاسیها خمیازه میکشیدند. من هم از خودم میپرسیدم بالاخره چه زمان از دست حرفهای شعاری و تکراری خلاص میشویم. اما حالا دیدن یک شکل (دیاگرام)، در سند آموزشی کودکستان، خواب مرا پراند و کندوکاو بیشتر در مورد آن، تغییر نگرش متولیان آموزش را به من نمایاند. یادگیری در قرن بیست و یکم، داستانی متفاوت دارد.
در مقدمه سند جدید، مثلثی میبینیم که داخل آن کلمه کودک نوشته است در سه گوشه آن کلمات خانواده، آموزگار، و محیط. در سند قبلی که متعلق به سال 2010 بود، برای نشان دادن جایگاه کودک در نظام آموزشی، از دایرههای تو در تو کمک گرفته بودند و کودک در دایره مرکزی بود. دردایره بعدی خانواده، و نیز در دایره بعدی مدرسه، و سپس جامعه، و در دایره آخری نوشته بود جهان؛ و به این ترتیب، مدارهایی که کودک را در بر میگیرند و همه به هم تعلق دارند: کودک متعلق به خانواده، خانواده بخشی از مدرسه، مدرسه زیرمجموعهای از جامعه، و جامعه جزیی از جهان است. در سند پیشین، صفحات یک تا بیست و یک، به شرح کارهای این عناصر اختصاص یافته بود و از آنجا که شاهد رویکرد رفتارگرایانه هستیم، به رفتارهایی که هرکدام از این گروهها ارایه می کنند اشاره شده است. مثلا برای کودک این موارد را میبینیم: کشف، حرف زدن، شمردن، اندازه گرفتن، خواندن، دستهبندی کردن، و غیره. برای تعلیمگران هم مثلا اشاره به این موارد به چشم میخورد: ارایه مدل، مهیا کردن، طراحی، حمایت، تهیه مستندات، راهنمایی، پایهریزی مرحله به مرحله و داربست گونه (scaffolding) و...
استفاده ازدایرهها یا مثلث، ظاهرا فرقی نمیکند چون آموزش کودک در هر دو حالت محصول همکاری بین خانواده و مدرسه و جامعه است. در نگاهی کمی دقیقتر در صفحه نهم سند جدید، متوجه تفاوت دیدگاه نگارندگان سند جدید میشویم آنجا که میگوید: "یادگیری بچهها و توسعه، در متن ارتباطات رخ میدهد- ارتباط با بچههای دیگر، والدین، و بقیه اعضای خانواده، تعلیمگران، محیط فراتر. ضمنا بین سه گوشه مثلث هم ارتباط هست. این دیدگاه به زعم عدهای، بیانگر این نکته است که هر کدام از این سه گروه خانه، مدرسه و جامعه، به یک اندازه در آموزش کودکستانیها سهم دارند و سهمشان غیرقابل انکار است.
سند جدید کودک- محور، در صفحه چهارم عنوان میکند که لازم است بچهها امروز و در آینده سواد نقد داشته باشند تا بتوانند اطلاعات را پردازش و استنتاج کنند، تصمیماتی بگیرند که حاصل اطلاعاتشان است، به طور کارآمد ارتباط برقرار کنند، و در جامعه جهانی دایم در حال تغییر، کامیاب شوند. برای نیل به این مقصود، رویکردهای علمی و شناختی (pedagogical approaches) را در پیش گرفتهاند. در ارتباط بین معلم و دانشآموز نحوه پاسخ باعث تعاملی مثبت و موثر است و طبق تحقیقی که در سال 2008 توسط هتی (Hattie) انجام شده این ارتباط مهمترین عامل برای بهبود یادگیری کودک است.
یادگیری در سنین کودکستان از راه کشف و بازی و تحقیق انجام میشود. بدین معنا که خود کودک، در موقعیتهای بوجود آمده در طول بازی و جستار، کودک به حل مساله بطور نوین و خلاقانه مشغول میشود؛ با دیگران وارد تعامل میشود؛ و مهارت کسب میکند تا هرآنچه که فراگرفته است را در موقعیتهای جدید به کار بگیرد.
طی تحقیقی توسط کتز و دک (Katz & Dack)در سال 2012 به این نتیجه رسیدهاند که معلم بیش از آنکه "دانای راهبر" باشد، در واقع "راهبر یادگیری" است. تعلیمگران در این نقش، با بچهها و از بچهها، راجع به بچهها یاد میگیرند.
محیط سومین آموزگار کودکان است: فرزندان ما در پیرامونشان متوجه فضا و مواد اطرافشان میشوند، همچنین در محیط اجتماع یاد میگیرند که وقت، فضا، و مواد چگونه استفاده میشوند و چطور بر حواس ما تاثیر میگذارند.
تهیه شواهد و استناد به مدارک جمعآوری شده، به ارزشیابی تحصیلی توسط تعلیمگران باعث میشود تا بتوانند راجع به سطح یادگیری دانشآموز تصمیم بگیرند و بر اساس آن به برنامهریزی درسی خود شکل دهند. مثلا بر اساس دانستههای قبلی دانشآموزان، درس جدید خود را بنا میکنند، و نیز در طول تدریس به میزان فراگیری و کارایی تدریس پی میبرند. همچنین پس از پایان درس، به ارزیابی و جمعبندی کلی میپردازند.
یکی ازرویکردهای علمی که به رویه آموزش فایده فراوان میرساند، جمعبندی و ارایه بازتاب است: معلم به تهیه بازخورد میپردازد، با بقیه دستاندرکاران تعلیم در مدرسه خود به مشورت میپردازد، و با خانوادهها در تماس میماند تا با همراهی همه دستاندکاران آموزش، در باب روند یادگیری، به تحقیقی جامع دست یابند.
قبل از به پایان بردن بحث فلسفی و زیربنایی این هفته، اجازه دهید کمی هم با شیوه یادگیری از راهِ بازی آشنا شویم. معلم و مربی کودک با هم به اداره این کلاس مشغولند. آنان با طرح سوالات خود، به ذهن سوالگر کودکان آزادی عمل میدهند و گویا بچه ها را به پرسیدن سوالهای جدید و زیاد دعوت میکنند. به قول معروف در برخورد با یک پدیده، حیرت و شگفتی خود را ابراز میدارند و با صدای بلند فکر میکنند. سوال که باشد، ناگزیر به جستجوی پاسخ برمیآییم و کشف و جستجوگری تشویق و تسهیل میشود. مثلا موقع خواندن یک کتاب داستان، معلم ابتدا نظر بچه ها را به پرسیدن سوالات متعدد جلب میکند، حتی پرسش از تصویر روی جلد کتاب و نام کتاب و هرآنچه که دربازگشایی رمز و یادگیری آنان موثر است و به فکر کردن و تحقیق کمکشان میکند. ممکنست سوالها را پای تخته یادداشت کند یا بطور شفاهی مرور کند. در مواجهه با یک مفهوم از درس علوم نیز با پرسیدن سوالات مربوط و سطح بالا (higher-order thinking skills) کنجکاوی طبیعی و درونی کودک را تقویت میکنند. در حال خانه سازی با لگو، شاید سوالها به تعداد واحدهای مصرفی، قابلیت حفظ شکل، الگو، قرینهسازی یا هر چیز دیگر برسد. چند نمونه از سوالها از این قرار است: شما چه فکر میکنید؟ در صورتیکه .... بشود چه؟ من در حیرتم چرا اندازهگیری تو و یاسمن با هم فرق دارد؟ چطورمیشود آب را از یک ظرف به ظرف دیگری منتقل کرد؟ نظر و ایدهات را چطور میتوانی نمایش دهی؟ چطور بفهمیم ایده تو درست (کارآمد) بوده است؟ و صدها سوال از این قبیل...
تا همینجا سوالها را داشته باشیم تا هفته آینده از شش ماده تحصیلی کودکستانیها و چهار عامل مهم ساختاری کودکستان آشنا شویم.
معلم و مربی کودک حتی در مکالمات خود در حال برنامهریزی نیز از همین شیوه سوالات استفاده میکنند تا در مورد دروس و نحوه ارایه آن تصمیم بگیرند، مثل: "فکر میکنی چیدمان و نحوه استفاده ما از میزهای موجود در کلاس، چطور میتواند در افزایش همکاری بین بچهها تاثیر بگذارد؟".
به یادم آمد که در ایام دانشجویی، اساتید رشته آموزش، سندها را تدریس میکردند و بیشتر همکلاسیها خمیازه میکشیدند. من هم از خودم میپرسیدم بالاخره چه زمان از دست حرفهای شعاری و تکراری خلاص میشویم. اما حالا دیدن یک شکل (دیاگرام)، در سند آموزشی کودکستان، خواب مرا پراند و کندوکاو بیشتر در مورد آن، تغییر نگرش متولیان آموزش را به من نمایاند. یادگیری در قرن بیست و یکم، داستانی متفاوت دارد.
در مقدمه سند جدید، مثلثی میبینیم که داخل آن کلمه کودک نوشته است در سه گوشه آن کلمات خانواده، آموزگار، و محیط. در سند قبلی که متعلق به سال 2010 بود، برای نشان دادن جایگاه کودک در نظام آموزشی، از دایرههای تو در تو کمک گرفته بودند و کودک در دایره مرکزی بود. دردایره بعدی خانواده، و نیز در دایره بعدی مدرسه، و سپس جامعه، و در دایره آخری نوشته بود جهان؛ و به این ترتیب، مدارهایی که کودک را در بر میگیرند و همه به هم تعلق دارند: کودک متعلق به خانواده، خانواده بخشی از مدرسه، مدرسه زیرمجموعهای از جامعه، و جامعه جزیی از جهان است. در سند پیشین، صفحات یک تا بیست و یک، به شرح کارهای این عناصر اختصاص یافته بود و از آنجا که شاهد رویکرد رفتارگرایانه هستیم، به رفتارهایی که هرکدام از این گروهها ارایه می کنند اشاره شده است. مثلا برای کودک این موارد را میبینیم: کشف، حرف زدن، شمردن، اندازه گرفتن، خواندن، دستهبندی کردن، و غیره. برای تعلیمگران هم مثلا اشاره به این موارد به چشم میخورد: ارایه مدل، مهیا کردن، طراحی، حمایت، تهیه مستندات، راهنمایی، پایهریزی مرحله به مرحله و داربست گونه (scaffolding) و...
استفاده ازدایرهها یا مثلث، ظاهرا فرقی نمیکند چون آموزش کودک در هر دو حالت محصول همکاری بین خانواده و مدرسه و جامعه است. در نگاهی کمی دقیقتر در صفحه نهم سند جدید، متوجه تفاوت دیدگاه نگارندگان سند جدید میشویم آنجا که میگوید: "یادگیری بچهها و توسعه، در متن ارتباطات رخ میدهد- ارتباط با بچههای دیگر، والدین، و بقیه اعضای خانواده، تعلیمگران، محیط فراتر. ضمنا بین سه گوشه مثلث هم ارتباط هست. این دیدگاه به زعم عدهای، بیانگر این نکته است که هر کدام از این سه گروه خانه، مدرسه و جامعه، به یک اندازه در آموزش کودکستانیها سهم دارند و سهمشان غیرقابل انکار است.
سند جدید کودک- محور، در صفحه چهارم عنوان میکند که لازم است بچهها امروز و در آینده سواد نقد داشته باشند تا بتوانند اطلاعات را پردازش و استنتاج کنند، تصمیماتی بگیرند که حاصل اطلاعاتشان است، به طور کارآمد ارتباط برقرار کنند، و در جامعه جهانی دایم در حال تغییر، کامیاب شوند. برای نیل به این مقصود، رویکردهای علمی و شناختی (pedagogical approaches) را در پیش گرفتهاند. در ارتباط بین معلم و دانشآموز نحوه پاسخ باعث تعاملی مثبت و موثر است و طبق تحقیقی که در سال 2008 توسط هتی (Hattie) انجام شده این ارتباط مهمترین عامل برای بهبود یادگیری کودک است.
یادگیری در سنین کودکستان از راه کشف و بازی و تحقیق انجام میشود. بدین معنا که خود کودک، در موقعیتهای بوجود آمده در طول بازی و جستار، کودک به حل مساله بطور نوین و خلاقانه مشغول میشود؛ با دیگران وارد تعامل میشود؛ و مهارت کسب میکند تا هرآنچه که فراگرفته است را در موقعیتهای جدید به کار بگیرد.
طی تحقیقی توسط کتز و دک (Katz & Dack)در سال 2012 به این نتیجه رسیدهاند که معلم بیش از آنکه "دانای راهبر" باشد، در واقع "راهبر یادگیری" است. تعلیمگران در این نقش، با بچهها و از بچهها، راجع به بچهها یاد میگیرند.
محیط سومین آموزگار کودکان است: فرزندان ما در پیرامونشان متوجه فضا و مواد اطرافشان میشوند، همچنین در محیط اجتماع یاد میگیرند که وقت، فضا، و مواد چگونه استفاده میشوند و چطور بر حواس ما تاثیر میگذارند.
تهیه شواهد و استناد به مدارک جمعآوری شده، به ارزشیابی تحصیلی توسط تعلیمگران باعث میشود تا بتوانند راجع به سطح یادگیری دانشآموز تصمیم بگیرند و بر اساس آن به برنامهریزی درسی خود شکل دهند. مثلا بر اساس دانستههای قبلی دانشآموزان، درس جدید خود را بنا میکنند، و نیز در طول تدریس به میزان فراگیری و کارایی تدریس پی میبرند. همچنین پس از پایان درس، به ارزیابی و جمعبندی کلی میپردازند.
یکی ازرویکردهای علمی که به رویه آموزش فایده فراوان میرساند، جمعبندی و ارایه بازتاب است: معلم به تهیه بازخورد میپردازد، با بقیه دستاندرکاران تعلیم در مدرسه خود به مشورت میپردازد، و با خانوادهها در تماس میماند تا با همراهی همه دستاندکاران آموزش، در باب روند یادگیری، به تحقیقی جامع دست یابند.
قبل از به پایان بردن بحث فلسفی و زیربنایی این هفته، اجازه دهید کمی هم با شیوه یادگیری از راهِ بازی آشنا شویم. معلم و مربی کودک با هم به اداره این کلاس مشغولند. آنان با طرح سوالات خود، به ذهن سوالگر کودکان آزادی عمل میدهند و گویا بچه ها را به پرسیدن سوالهای جدید و زیاد دعوت میکنند. به قول معروف در برخورد با یک پدیده، حیرت و شگفتی خود را ابراز میدارند و با صدای بلند فکر میکنند. سوال که باشد، ناگزیر به جستجوی پاسخ برمیآییم و کشف و جستجوگری تشویق و تسهیل میشود. مثلا موقع خواندن یک کتاب داستان، معلم ابتدا نظر بچه ها را به پرسیدن سوالات متعدد جلب میکند، حتی پرسش از تصویر روی جلد کتاب و نام کتاب و هرآنچه که دربازگشایی رمز و یادگیری آنان موثر است و به فکر کردن و تحقیق کمکشان میکند. ممکنست سوالها را پای تخته یادداشت کند یا بطور شفاهی مرور کند. در مواجهه با یک مفهوم از درس علوم نیز با پرسیدن سوالات مربوط و سطح بالا (higher-order thinking skills) کنجکاوی طبیعی و درونی کودک را تقویت میکنند. در حال خانه سازی با لگو، شاید سوالها به تعداد واحدهای مصرفی، قابلیت حفظ شکل، الگو، قرینهسازی یا هر چیز دیگر برسد. چند نمونه از سوالها از این قرار است: شما چه فکر میکنید؟ در صورتیکه .... بشود چه؟ من در حیرتم چرا اندازهگیری تو و یاسمن با هم فرق دارد؟ چطورمیشود آب را از یک ظرف به ظرف دیگری منتقل کرد؟ نظر و ایدهات را چطور میتوانی نمایش دهی؟ چطور بفهمیم ایده تو درست (کارآمد) بوده است؟ و صدها سوال از این قبیل...
تا همینجا سوالها را داشته باشیم تا هفته آینده از شش ماده تحصیلی کودکستانیها و چهار عامل مهم ساختاری کودکستان آشنا شویم.
معلم و مربی کودک حتی در مکالمات خود در حال برنامهریزی نیز از همین شیوه سوالات استفاده میکنند تا در مورد دروس و نحوه ارایه آن تصمیم بگیرند، مثل: "فکر میکنی چیدمان و نحوه استفاده ما از میزهای موجود در کلاس، چطور میتواند در افزایش همکاری بین بچهها تاثیر بگذارد؟".
اگر شما همکاری گرامی ما هستی، مرسی که این مطلب را خواندی، اما کپی نکن و با تغییر به نام خودت نزن، خودت زحمت بکش!
پروتکل علمی - پزشکی جهانی برای مقابله کلیه ویروسهایی مانند کرونا که انتقالشان از طریق بسته هوایی است:
۱- ماسک ان-۹۵ بزنید، کرونا از ماسکهای معمولی رد میشود. ۲- فیلتر هوای قوی هپا بگذارید. ۳- تا جایی که میتوانید از مردم حذر کنید. ۴- تغذیه خوب و سالم داشته باشید، مقادیر زیاد ویتامین C و D مصرف کنید. ۵- بسیار ورزش کنید. ۶- اگر توانستید حتما واکسن بزنید.
۱- ماسک ان-۹۵ بزنید، کرونا از ماسکهای معمولی رد میشود. ۲- فیلتر هوای قوی هپا بگذارید. ۳- تا جایی که میتوانید از مردم حذر کنید. ۴- تغذیه خوب و سالم داشته باشید، مقادیر زیاد ویتامین C و D مصرف کنید. ۵- بسیار ورزش کنید. ۶- اگر توانستید حتما واکسن بزنید.
Date: چهارشنبه, آوریل 10, 2019 - 20:00
درباره نویسنده/هنرمند
![]() | Leila Kazemzadeh لیلا كاظم زاده معلم رسمی انتاریو و ساکن تورنتو میباشد. او كارشناس ادبیات انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی و كارشناس آموزش از دانشگاه لیک هد (Lakehead) است. |
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو




















