social-nikkhah-rah-hal-digaran.jpg

داستان‌های اطرافیان فقط تجربه شخصی خود آنهاست و قطعا با راه پیش روی ما فرق خواهد داشت و همینطور راه حل‌های آنها راه حل مشکلات ما نیست

ریحانه  حدود یک سال پیش از طریق همسرش به کانادا آمد. همسر ریحانه که سال‌ها در کانادا ساکن بود از ریحانه درخواست کرد که مشغول به کار شود و بخشی از هزینه‌ها را به عهده بگیرد. پیدا کردن کار با توجه به سطح زبان ریحانه و نا‌آشنا بودنش با قوانین کار آسانی نبود. همسر ریحانه که شرایط را چنین دید از پرداخت هزینه‌های ریحانه سر باز زد و به خوشگذرانی مشغول شد. در این شرایط ریحانه ماند و تلاشش برای یافتن کار و برگرداندن همسر به زندگی. متاسفانه بخت با ریحانه یار نبود و نتوانست کاری پیدا کند و همسر برای سرباز زدن از هزینه‌های او بی‌خبر به شهر دیگری رفت، ریحانه ماند و پرداخت اجاره خانه و بی‌کاری...
ناتوانی در پرداخت اجاره خانه ریحانه را مجبور به پس دادن منزل و بی‌خانمانی کرد.. به کمک همسایه‌ها به مراکز دولتی مراجعه کرد و راهی شلتر شد.
اولین بار که از حضور ریحانه در شلتر مطلع شدم توسط یکی از هم اتاقی‌های او بود، زنی سالخورده با لهجه غلیظ انگلیسی که از من در مورد معنی اسمم و محل تولدم پرسید. زبان مادری من او را یاد ریحانه انداخت و به من گفت هم اتاقی من فارسی صحبت می‌کند، از او سراغ ریحانه را گرفتم گفت احتمالا باز پشت پنجره به ناکجا خیره شده.
به سراغ ریحانه رفتم، پشت پنجره خیره به ناکجا. همیشه پایان مهاجرت به این تلخی نیست ولی متاسفانه به این تلخی هم می‌تواند باشد.
متاسفانه مهاجرت هم مانند هر رویداد اجتماعی دیگری سخت‌ترین فشار‌ها را بر زنان وارد می‌کند و بسیاری را به انزوا می‌کشاند. اين انزوا علاوه بر اينكه باعث مختل‌شدن روند رشد شخصيت اجتماعی آنان می‌گردد؛ باعث می‌شود كه حوزه زندگی آنان از ديد قانون دور و پنهان بماند. در موارد بسياری حقوق‌شان توسط مردان پايمال شده و مورد تبعيض‌ قرار میگيرند. مثل ازدواج‌های متعدد شوهر، اعمال  خشونت جسمی و روحی، سر باز زدن از مسؤليت‌ها و انداختن مسؤليت بر دوش زنان؛ می‌تواند از جمله عواقب آن باشد.
مهاجرت طور دیگری هم به زنان آسیب می‌رساند و آن بودن زنان در یک کشور و شوهرشان در کشور دیگر است. در این صورت نیز زنان آسیب‌پذیری زیادی دارند. از طرف خانواده شوهر و جامعه ممکن است مورد آزار قرار بگیرند و علاوه بر این دوری از شوهر نیز برای آنان سخت است. اگر دارای فرزند باشند این دوری تأثیر صد چند خواهد داشت.
فرض کنید یک خانم سال‌ها بدون شوهرش در کشور زندگی می‌کند به امید اینکه یک روز بتواند به شوهرش در کشور دیگر بپیوندد و این سال‌ها چقدر می‌تواند برای آن زن سخت و کشنده باشد. زنانی هستند که نزدیک به دو دهه را به دور از شوهر و به امید روزی که بتواند به او بپیوندد زندگی کرده‌اند. اما اینکه چه دلیلی دارد که شوهران‌شان برای بردن آنها تلاشی نمی‌کنند بماند. بسیاری از این زنان این شرایط سخت را تحمل می‌کنند چون چارۀ دیگری نمی‌بینند.
در مهاجرت با مقیاس بالا، بیگانه هراسی و نژادپرستی از نگرانی های اصلی است و احساسات ضد مهاجر در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. در چنین شرایطی زنان و دختران علاوه بر تحمل تبعیض به دلیل مهاجر بودن به دلیل جنسیت نیز مورد تبعیض واقع می‌شوند. این تبعیض می‌تواند به صورت آزار جنسی در محیط کار، هنگام جستجوی مسکن، استفاده از وسایل نقلیه عمومی و دسترسی به آموزش و خدمات درمانی باشد.
داستان ریحانه و ریحانه‌ها برای ترساندن ما نیست، برای آگاه کردن ماست تا به عنوان یک مهاجر از لحظه ورود در جستجوی اطلاعات و پیدا کردن بهترین راه حل‌ها باشیم. داستان‌های اطرافیان فقط تجربه شخصی خود آنهاست و قطعا با راه پیش روی ما فرق خواهد داشت و همینطور راه حل‌های آنها راه حل مشکلات ما نیست.
همیشه مشاوره و جمع‌آوری اطلاعات می‌تواند مانع از اتفاقات پيش‌بينی نشده بشود. بنابراین هرگز گمان نکنیم برای حل مشکلاتمان می‌توانیم همان راهی را برویم که دوستمان و یا دیگران رفته‌اند.

Category: Family

Sub-Category: Community

Date: 4 ماه 3 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به