روانشناسی-شیدا-معنوی-سه-فرزندم-اوتیسم-دارند

باید بتونیم بهش بهترین فرصت زندگی رو بدیم اون باید بتونه برای رفتارش مسئول باشه

به تازگی وبلاگی پیدا کردم که پدری با سه پسر اتیستیک اون رو اداره می‌کنه. به نظرم اومد بد نباشه چندتا از نوشته‌ها رو ترجمه کنم. شاید حرف دل کسی باشه... براش پیغام گذاشتم و ازش اجازه گرفتم. اون هم گفت هرچندتا دوست داشتی ترجمه کن، فقط لینک صفحه رو بنویس:https://www.theautismdad.com

توضیح اولیه پدر:
اسم من راب گورسکی هست و به صفحه "وبلاگ پدر اتیسم" ( قبلا اسم وبلاگ گمشده و خسته بوده‌) خوش آمدید. من پدر ۳ پسر بی‌نظیر هستم: گوین ۱۸ ساله، الیوت ۱۲ ساله و مت ۱۰ ساله‌. همسرم لیز که سال ۲۰۰۳ ازدواج کردیم.‌ از خیلی جهات شبیه خانواده‌های دیگه هستیم و از خیلی جهات هم نه!
چیزی که ما رو از بقیه متمایز می‌کنه اینه که سه پسر ما در طیف اتیسم هستند. لازم است که بگم گوین پسر خونی من نیست و من وقتی یک سالش بود به فرزندی قبولش کردم. دلیل اینکه این توضیح رو دادم اینه که خیلی‌ها می‌پرسند وقتی فهمیدین گوین اتیسم داره چرا دوباره بچه‌دار شدید؟ این خیلی سوال بی‌خودیه که پرسیده می‌شه ولی اگر هدف ما، اطلاع‌رسانی و آموزش هست باید توضیحش رو بدم.
بدون شک، پسران ما انسان‌های بی‌نظیری هستند، ‌بهتر از من، ‌از هر جهت.
وبلاگ‌نویسی من بر‌می‌گرده به سال ۲۰۱۰ که ابزاری بود برای کنار اومدن من با همه چیزهایی که در مورد گوین اتفاق می‌افتاد. این وبلاگ بیشتر از هزاران صفحه است و بیش از ۱۲۰۰۰ نوشته داره‌. این وبلاگ، داستان واقعی زندگی روزمره خانواده‌ای است که نه فقط با اتیسم، بلکه با مشکلات بسیاری شدید فیزیکی و عاطفی دست و پنجه نرم می‌کنند.
همانطور که نوشته‌ها را می‌خوانید، شاهد عواطف خام و دست اول من خواهید بود که در طول مسیر درگیر آنها هستم. شما شادی واقعی ما و دل‌شکستگی عمیقی که زندگی به ما می‌دهد و چیزهایی که هیچ کودکی نباید آن را ببیند یا هیچ خانواده‌ای نباید با آن کنار بیاید ‌ را تجربه خواهید کرد. این تجربیات، خام ( ویرایش نشده)، غریزی، هویدا و بطور ظالمانه‌ای واقعی است! داستان زندگی واقعی ماست و آن را پنهان نمی‌کنیم.
برای تقریبا یک دهه، افراد مختلف از سراسر دنیا با حرف‌ها و تفکرات من آرامش گرفتند چون در واقع کلامی برای احساسات خودشان پیدا کرده بودند.
در خلال سال‌ها، من میلیون‌ها نظر و ایده دریافت کردم و در بین جامعه اتیسم، جوایزی دریافت کردم.
من برای جامعه اتیسم، حمایت‌هایی انجام دادم؛ در ملاعام و بطور خصوصی.
ماموریت من این است که به دیگرانی که شرایط مشابه دارند نشان دهم که تنها نیستند، و بقیه دنیا را آموزش دهم که بدانند خانواده‌های اتیسم هر روز چه تجربیاتی دارند.
من همه‌ی این‌ها را برای رضایت قلبی در راستای ایجاد تغییر و تبدیل شدن به الگوی مناسب برای فرزندانم انجام
می‌دهم. به وبلاگ من خوش آمدید.
 
۱
گوین روز اول مهر از مدرسه برگشته خونه ۴ ژانویه ۲۰۱۰
همین الان گوین رو از مدرسه برداشتم. فکر کنم امسال معلم‌ها باور نمی‌کنن که گوین بعضی وقت داره اونا امتحان می‌کنه. گوین به شدت باهوشه و کاملا از پس تکالیف مدرسه بر میاد.
به نظر می‌رسه گوین چند بار امروز لازم داشته که دراز بکشه و چرت بزنه! واقعیت اینه که نمی‌خواسته تکلیفشو انجام بده و گفته که دلش درد می‌کنه. دلم برای معلم‌های پارسال تنگ شده، خیلی خوب گوین رو شناخته بودن.
برای اونها، گوین خیلی خوب می‌تونه همه رو متفاعد کنه. هیچ کس باور نمی‌کنه وقتی ما می‌گیم چه کارهایی می‌تونه بکنه تا وقتی‌که خودشون رفتارهاشو می‌بینن. گوین می‌تونه نقش قربانی رو خیلی خوب بازی کنه و همه رو بازی بده تا باور کنن.
ما یک سری علامت‌هارو فهمیدیم که بفهمیم برنامه‌اش چیه.
دکترها هم همینطور. اونها هم باور نمی‌کردن تا خودشون دیدن.
ولی در کل، روز خوبی داشته. به من کمک کرد تا توی کولر آب بریزم.
بعضی وقتا همین چیزهای کوچیکه که باید بهش امیدوارم باشیم
 
۲
احساس شکست ۵ ژانویه ۲۰۱۰
بعد از همه این سال‌ها زندگی کنار گوین، نمی‌تونم خودمو کنترل کنم که فکرشو نکنم. همش فکر می‌کنم ما داریم کار درست رو انجام می‌دیم یا نه.
تا اینجا می‌دونیم که کارمون درست و موثر بوده چون از دست ما عصبانی می‌شه. هیچ وقت پشیمون نیست که کاری رو انجام داده، فقط وقتی ناراحت و عصبانیه که ما مچش رو گرفتیم.
گوین تقریبا چیزی رو به خاطر نمی‌سپره و ما باید تمام مدت همه چیز رو تکرار کنیم. مثلا باید مدام بگم که برو کفشتو بیار یا یه چیزی از اتاقت بیار. وقتی توجهش جلب می‌شه و از پله‌ها میره بالا، سریع برمی‌گرده پایین!‌مشکل اینجاست که فقط میره بالا و برمی‌گرده پایین! بدون اینکه چیزی با خودش بیاره.
مهم نیست چقدر دوستش داریم. این موضوع تمام مدت و برای هرچیزی تکرار می‌شه. قسمت سخت ماجرا برای من اینه که بعضی وقت‌ها از قصد اینکارو می‌کنه و بعضی وقتا نه. ما باید تمام تلاشمون رو بکنیم که‌ هر موقعیت رو درست تفسیر کنیم.
برای اینکه بتونیم بهش بهترین فرصت زندگی رو بدیم باید بتونه برای رفتارش مسئول باشه. باید بتونه درست از غلط را حفظ کنه چون هیچ جهت‌یابی درونی نداره که راهنماییش کنه و احتمالا هیچ وقت هم نخواهد داشت پس لازمه یه سری چیزهارو حفظ کنه. این موضوع برمی‌گرده به فقدان افکار و احساسات درونی. از کجا می‌فهمی که کجا بوده، انگیزه‌هاش چیه. همه‌ی آنچه می‌تونیم انجام بدیم حدس و گمانه مهارت‌هاست که اونم خلال این سال‌ها از رفتارش یاد گرفتیم.
امشب با پتی قرار داریم تا درمورد رفتار جنسی پرخاشگرانه‌اش صحبت کنیم. پتی درمانگر گوین هستش و رابطه‌اش با گوین عالیه. فکر می‌کنم باید امشب تنها بریم جلسه تا بفهمیم قدم بعدی چیه.
 

Category: Family

Sub-Category: Community

Date: 1 هفته 5 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به