آگهیCancer Conference TorontoClassico Roma Luxtury

طنز-فضول-اندر-حکایت-کاندید-شدن-استاد-فضولی-برای-انتخابات

این‌ روزها استاد فضولی سخت در تکاپو است تا از جیک و پیک مسائل انتخاباتی سر درآورد

از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد حکایت آن‌که این‌ روزها استاد فضولی سخت در تکاپو است تا از جیک و پیک مسائل انتخاباتی سر درآورد. مدام روزنامه‌ها و مجلات ایرانی و غیر‌ایرانی را مطالعه می‌کند. به تماشای نطق‌های تلویزیونی کاندید‌ها می‌نشیند. به محل‌‌هایی که برای ستادهای انتخابات در نظر گرفته شده، سر می‌زند. عکس‌ها و فیگورهای خاص را تقلید می‌کند. حرکات افراد ابن‌الوقت را که این روزها آفتابی می‌شود، زیر نظردارند. کسوت و لباس معمول خود را درآورده و با کت و شلوار مارک‌دار، همراه با پاپیون و کراوات درکامیونیتی ظاهر می‌شود. باربیکیو کباب در پارک‌های تورنتو راه‌اندازی می‌کند و طرفداران خود را به آنجا دعوت می‌نماید و خلاصه هزارها ترفند و کار دیگر را آشکار و پنهان محک می‌زند، و به قول شاعر:"هر لحظه به رنگی آن بت عیار درآید."
حقیر که از مریدان سینه چاک فضول‌خان هستیم و اگر او اشاره‌ای کند همچون چماقداری حرفه‌ای، هر کاری از دستمان برآید را برای او انجام می‌دهیم. برای روشن شدن وضعیت خودمان و و ظایفی که در این ایام خطیر بر عهده داریم، خدمتشان شرفیاب شد‌یم و از ایشان جویای علت این حرکات مشکوک و عجیب و غریب گردیدیم.
استاد فضولی که با ما اراداتی دو جانبه دارد و ما را برای بعضی از مسایل محرم راز و رفیق دمساز می‌داند، سر در گوشمان گذاشت و آهسته گفت:
"خدا را چه دیدی؟ شاید در این اوضاع و احوال قاراشمیش ما هم برای مجلس رفتن کاندید شدیم و با توجه به مقام خطیر و افتخاری "فضول‌خانی" که از طرف قاطبه افراد کامیونیتی به ما عطا شده است و خدمات آشکار و پنهانی که در این سمت به افراد نموده‌ایم، مورد مرحمت دوستان، رفقا و عزیزان قرار گرفتیم و آنها با رای قاطع خود، ما را به مجلس فرستادند."
ما که در درایت و ذکاوت استادمان هیچ‌گونه شبهه و تردید نداشتیم، با شنیدن این مسئله، سخت خوشحال شدیم و بلند شدیم، دو دست خود را مثل هندی‌ها به هم چسباندیم و تا کمر تعظیم کردیم و این سمت را پیشاپیش به خدمتشان تبریک گفتیم.
فضول‌خان که مراتب ارادت و غلامی‌مان را به عینه مشاهده کرد، گفت:"مرید و دوست گرامی به ما افتخار دهید و از این ساعت به بعد به عنوان مشاور و رئیس ستاد انتخاباتی حقیر فعالیت نمایید و مطمئن باشید پس از حضور در پارلمان ریاست محترم روابط مردمی خودم را با حقوق مکفی در کف باکفایت شما قرار خواهم داد."
آنگاه پرسید:"مرید جان، آیا به نظر شما من صلاحیت یک چنین پستی را دارم یا نه؟"
حقیرمان که از برخورد استادانه حضرت فضولی در شعف و خوشحالی فراوانی فرو‌ رفته بودیم، عرض کردیم:"بله قربان، چرا که نه؟ شما به اندازه کافی در کامیونیتی شناخته شده هستید و در این مدت اقامت چندین ساله در تورنتو به مساعدت و کمک به افراد کامیونیتی از هر کوششی دریغ نکرده‌اید. چون انجام وظیفه اجتماعی و پارلمانی شرایط خاص نمی‌خواهد و حضرتعالی در حال گذراندن کلاسهای زبان انگلیسی هستید، مشکلی هم در این‌‌باره نیست. از آن گذشته، استاد روابط عمومی و خدمات کنشگری اجتماعی هستید و به راحتی می‌توانید با استفاده از علوم فلسفه، ملسفه، سفسطه از پس هر سوال و جوابی برآیید. ماشاالله آنقدر ظرفیت و امعان نظر دارید که می‌توانید مدت 5 سال که هیچ حتی 50 سال در پارلمان باشید و 5 کلمه هم حرف نزنید یا آن که 5 روز باشید و به اندازه 5 سال ‌سخنرانی، جزوه‌خوانی و شوخی‌پرانی و فیگورهای شادی‌بخش به جامعه عرضه نمایید. ولی برای آن که صددرصد خیال مبارکتان از انتخاب شدن راحت باشد یک مقدار باید تیپ و ظاهر خویش را امروزی کنید."
فضول‌خان که از تعاریف این مرید و دوست شفیق در حال غش کردن بود، گفت:"بفرمایید چه کنم؟ مطمئن باشید با کمال میل آن را انجام می‌دهم."
به استاد نزدیک شدیم و عرض کردیم:"فردا صبح باتفاق هم می‌رویم به سلمانی و این سر پر از مو را تیغ می‌اندازی تا کاملاً سفید شود. آنگاه اجازه می‌دهید که محاسن مبارک بلند شود و آن را به سبک جوانان امروزی می‌آرایید به طوری‌که ریش مبارکتان یک قبضه از دست بیرون بزند. سپس لباس‌هایی به سبک دوستانی که به کافه بودا می‌روند برای قلیان عربی کشیدن، به تن می‌کنید و به یک گوش مبارک نیز حلقه‌ای می‌آویزید و زیر لب تظاهر به کشیدن سیگار الکترونیکی می‌کنید و هر جا که می‌روید کیفی از نوع لب‌تابی به شانه می‌آویزید و کفش سیاه شبرو و نوک تیز با جوراب‌های گل و منگولی به پا می‌کنید، تا هر صنفی که شما را ببینند در دلشان جا باز کنید آنگاه در میان کامیونیتی مدام حرکت می‌کنید، صحبت می‌نمایید و حرف‌های قلمبه و سلمبه می‌زنید. از علم سیاست، اقتصاد و بالا بردن درآمد افراد کم درآمد. خلاصه هر چه به نظرتان می‌رسد، می‌فرمایید. با این کار‌ها موفقیت شما با درصد بالایی تضمین می‌شود."
از شما چه پنهان پس از چند روز قیافه استاد فضولی دیدنی بود. جالب آن‌‌که بسیاری از افراد برای دیدن او سر و دست می‌‌شکستند تا چند لحظه مشکلاتشان را با استاد در میان بگذارند و راه چاره‌ای بجویند.
خدا عاقبت کار استاد فضولی و این مرید نوکر خانه‌زاد را به خیر کند. امین رب‌العالمین و خیرو‌الواسعین.

Category: Culture

Sub-Category: Fun

Date: 3 هفته 5 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به