Cinema-Nazemzadeh-animeh

افتادن شاهین مرده در میدان جنگ و بالا رفتن صدای نبض گاتس جالب و دراماتیک است

عنوان انیمه:
برزرک:جرقه عصرطلایی
قسمت اول: تخم‌مرغ پادشاه
قسمت دوم:نبردبرای دولدری
قسمت سوم:ظهور
1- The Egg of the King 1h16min
2- The Battle for Doldrey 1h31min
3- The Advent 1h47min
 
محصول کشورژاپن: سه گانه انیمیشن ژانرحادثه‌ای اکشن برپایه استریپ کمیک و دارک
اقتباس ازکتاب عصرطلایی کنتارومیورا
زبان: ژاپنی وانگلیسی
تاریخ اولین نمایش: ۲۶ آوریل۲۰۱۲ روسیه
کارگردان:توشیوکی کوبوکا
کلمه برزرک به جنگجویان وایکینگ درشمال اروپاگفته می‌شدکه به وحشیگری درمیدان جنگ و نپوشیدن زره به جز پیراهنی از پوست خرس مشهور بودند.
اصل این انیمه (به انیمیشن‌های ژاپنی انیمه می‌گویند) ازمنگا نوعی کمیک ژاپنی الهام گرفته شده است.
 
شخصیت‌های اصلی
گاتس:Guts‌: شخصیت دوم داستان، یک مرد قد بلند و عضلانی با یک شمشیر بزرگ است.گاتس درهنگام جنگ از مادری که به دار آویخته شد به دنیا آمد. او باید برای همه چیز می‌جنگید. وی به سرعت به یک قاتل حرفه‌ای تبدیل شد، در اوایل داستان، گاتس پس از شکست در دوئلی مجبور به پیوستن به گروهی از مزدوران به رهبری فردی باجذبه و گیرا به نام گیریفیث شد.
گریفیث Griffith ‌: شخصیت اصلی داستان است. او بنیانگذار و رهبر گروهی از مزدوران به نام بند شاهین است. او فوق‌العاده باجذبه، خوش‌قیافه و گیرا‌ست، مهارت او در رزم‌آرایی به او و سپاهش شهرت داده و آن‌ها را شکست‌ناپذیر ساخته است. گریفیث راضی است همه چیز را قربانی رؤیای بدست آوردن قلمروی پادشاهی خود کند، و معتقد است سرنوشت او برای چیزهایی فراتر از یک انسان معمولی رقم خورده است. سرچشمه این جاه طلبی‌های او گردنبندی است به نام "بهلیت" که توسط یک پیشگو به عنوان تخم‌مرغ پادشاه درکودکی به او داده شده بود، و قادر است یک فرد معمولی را به یک پادشاه تبدیل کند.گرچه پیشگو به او خاطرنشان کرده بود که باید نزدیکان و عزیزانش را از دست بدهد، گاتس برای او نقش شمشیر در میدان جنگ و مبارزات سیاسی را بازی کرد.
کاسکا  Casca‌: تنها زن جنگجو در بند شاهین بود و پس از گاتس و گریفیث بهترین شمشیرزن به‌ شمار می‌آید. او به گریفیث بسیار وفادار است و گریفیث را به چشم قهرمانی می‌بیند که او را از یک زندگی حقیرانه و تجاوز یک اشراف زاده نجات داده است. خانوادهٔ کاسکا یک خانوادهٔ فقیر کشاورز بودند که به سبب جنگ‌ها در روستایشان همیشه مجبور بودند به جاهای مختلف نقل مکان کنند. یک روز یک نجیب‌زاده سر رسید و او را از پدرش خرید و قصد داشت به او تجاوز کند که گریفیث از راه رسید و به او شمشیری داد و گفت: "اگر چیزی برای دفاع داری، شمشیر را بردار و از آن دفاع کن. مرد سعی کرد بر روی او بپرد، او شمشیر را بالا نگه داشت و مرد کشته شد. احساس او نسبت به گاتز به خاطر علاقه شدید گریفین به گاتز، سرشار از حسادت و کینه است".
بهلیت : گردنبندی است بیضی شکل شبیه به تخم‌مرغ که شکل اجزاء صورت انسان به‌طور نامنظم در اطراف آن پراکنده شده و به آن ظاهری نگران و ناراحت‌کننده داده‌ است. در داستان اغلب به این مسئله اشاره شده که بهلیت‌ها زنده به نظر می‌رسند و از خود انرژی منفی و وحشتناکی ساطع می‌کنند. گاهی اوقات به نظر می‌رسد یکی از چشمان بهلیت باز شده و به کسی که در حال بررسی آن است نگاه می‌کند، اما این موضوع در کسری از ثانیه اتفاق می‌افتد و صرفاً به عنوان یک توهم در نظر گرفته می‌شود. آن‌ها دارای قدرت هستند و همیشه از صاحب خود محافظت می‌کنند. بهلیت نماد عقده‌های درونی انسان می‌باشد که در زمان بحران فعال می‌شود و نیت واقعی شخص را نمایان می‌سازد، نمادی که با فعال شدن از سیرت به صورت تغییر شکل می‌دهد. بهلیت‌ها کلیدهایی برای بازکردن دروازه میان دنیای انسان‌ها و اعماق زیرزمین هستند، مکانی که "گاد هند" (یک گروه قدرتمند پنج نفره که از فرشتگان یا شیاطین تشکیل شده‌اند و هر کدام به یک انگشت یا شست دست مربوط می‌شوند و از نظر قدرت و اقتدار مستقیماً پایین‌تر از خدای دنیای زیرزمین قرار دارند) ساکن آنجا می‌باشند. بهلیت به صاحبانی که سرنوشت آن‌ها رقم خورده تعلق دارد و تا زمانی که استفاده نشوند، نمی‌توانند برای همیشه از دست داده شده یا دور انداخته شوند. هنگامی که تمایل فرد برای فرار از شرایط کنونی به اندازه کافی زیاد باشد، بهلیت راه خود را به سوی او می‌یابد و گاد هند را برای برآورده کردن آرزویش با یک قربانی مناسب احضار می‌کند. وقتی این اتفاق رخ می‌دهد، ویژگی‌های ظاهری بهلیت به شکل صورتی که در حال جیغ کشیدن و خون گریه کردن است، تغییر می‌یابد. این قدم‌های اولیه‌ای است که انسان‌ها از طریق آن به حواریون Apostle تبدیل می‌شوند.
 
داستان:
 داستان برحول شخصیت گاتس یک آدمکش تنها وگریفین رهبریک گروه مزدور است که به نام گروه شاهین فعالیت می‌کند و در داخل ارتش میدلند گروه موثری هستند. زمان داستان و محیط آن شبیه قرون وسطی اروپا است گریفین از یک زندگی روستائی به یک نجیب زاده تبدیل می شود، موردی که باعث خشم اطرافیان پادشاه می‌شود. بعد از پیوستن گاتس به گروه شاهین و سه سال جنگیدن در کنار آنها گاتس با دو مورد روبرو می‌شود، پیشگوئی یک موجود بسیار قوی و ترسناک و دیگری اینکه او احساس می‌کند به تغییر نیازدارد. قصد او برای رفتن با واکنش منفی گریفین و گروهش روبرو می‌شود. بعد از یکسال که او بر می‌گردد به محض شنیدن خطر برای گریفین او نه فقط باید با پادشاهی میدلند بلکه با دست خدا نیز روبرو شود.
 
چرابایددید؟
موقعی‌که 8 دقیقه اول انیمه تا اولین تیتراژ را می‌بینیم می‌فهمیم با روایتی زیبا  از داستان میورا طرف هستیم. آسمان به ظاهر آبی آرام با پرنده‌هایی بزرگ که به صورت تهدیدکننده‌ای دور و بر ما می‌چرخند و ناگهان گلوله‌ای از آتش از میان آنها رد می‌شود گاتس با چشمانی غمگین با زخمی در وسط بینی به آسمان نگاه می‌کند،کلاه کاسکت روی سرش و شمشیر بزرگش او را به ما معرفی می‌کند: یک قاتل بیرحم. او مثل یک جنگجوی نوردیک (وایکینگها) کلاه‌خود و زره می‌پوشد و مثل آنها با قدرت می‌جنگد. این شرح چند دقیقه اول انیمه است. افتادن شاهین مرده در میدان جنگ و بالا رفتن صدای نبض گاتس جالب و دراماتیک است. صدای انفجار اول جوری طراحی شده که انگار ما زیر آب هستیم و تازه داریم وارد داستان می‌شویم. افتادن پرنده زیر دست و پا به ما نشان می‌دهد ما تا آخر داستان شاهد افتادن بزرگانی مثل همان پرنده هستیم که روزی دراوج بودند و الان زیر دست و پای سربازان .زندگی گاتز فقط دربقا خلاصه می‌شود فاقد دلیل یا افتخار است هیچ چیز برای از دست دادن ندارد به جز جانش. با دیدن گریفین که شخصیت کاریزماتیکی دارد و یک رهبرشکست‌ناپذیر تلقی می‌شود زندگی او شروع به تغییر می‌کند. خشونت نهفته در امینه و داستان پرفراز و نشیبش ما را به همانندسازی با بازی‌های تاج وتخت می‌کند. رنگ‌های مشعشع و متنوع گرافیک بسیار خوب سه بعد‌ی ما را قادر می‌سازد که از هر فریمش تابلوئی ساخته بر دیوار اتاقمان نصب کنیم. موسیقی سوسومی هیراساوا به نام آریا وشیرو ساگیسو آهنگساز مشهورژاپنی کاملا با حال و هوای داستان مطابق است. توانایی کوبوکا در کارگردانی داستان میورا مثل رهبر ارکستر زبردستی است که ساخته‌های آهنگسازش را به زیبایی اجرا می‌کند. سکوت کاراکترها در نبرد دوم گاتس و گریفین چشم‌نواز است. سئوالی که در انیمه مطرح می‌شود سوالی به پهنای تاریخ است؛ آیا بشر اصالتا نیک است یا شر؟.گرافیک خوب رایانه‌ای، طراحی مناسب شخصیت‌ها، سلاح‌ها و مکان‌ها و زشت و دهشتناک بودن آنها، پویائی احساسات در چهره و زبان بدن به شما یک انیمه مدرن را معرفی می‌کند. در بسیاری از نقدها ازخشونت عریان داستان و حس ترس و پوچ‌گرایی خصوصا در قسمت سوم وکسوف خارق‌العاده آن انتقاد کرده‌اند. من بر خلاف نظر آنها از شما می‌پرسم مگر زندگی واقعی الان در دنیا کمتر خشونت دارد؟
 
دیالوگ به یاد‌ماندنی فیلم:
کاسکا درحالی‌که توسط فمتو شکنجه می‌شود به گاتس می‌گه: نگاه نکن!

Category: Culture

Sub-Category: Art

Date: 1 سال 1 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به