به نظر من قدرت این سریال نه در خشونت عریان یا سکس بیپروا بلکه در عمق بخشیدن به شخصیتهای داستان است
سانسا به کمک پیتر بیلیش از سرزمین پادشاهی فرار میکند و پیش خالهاش، لایسا آرین میرود. آریا هم به همراه سندور کلیگان (هاوند) به سمت خالهاش میرود. سندور امیدوار است با تحویل دادن آریا به خالهاش پاداش خوبی بگیرد ولی به محض رسیدن، خبر مرگ خاله آریا را که به دست لیتل فینگرکشته شده میشنوند. در همین حال برن به همراه ریدز و هودور به سمت شمال میرود تا کلاغ سهچشم را پیدا کند. او البته جان را هم میبیند ولی کارش را ارجح میشمارد. در دیوار جان اسنو به فرماندهانش هشدار میدهد که منس رایدر در حال تدارک لشکری برای حمله به دیوار است. وحشیهای شمال به فرماندهی تورموند و ایگریت به دیوار حمله میکنند. در جای دیگر، سر داووس در حال بازیابی لشکر شکستخورده استنیس است تا به دیوار بروند. روس بولتون لقب "اسنو" را از فرزند حرامزادهاش به خاطر فتح شمال میگیرد. در آنسوی دریای باریک، دنریس به آزادسازی شهرها ادامه میدهد. بعد از آزادسازی میرین بردهداران را به صلیب میکشد وتصمیم میگیرد مدتی در آنجا بماند که علت آن شورشهایی است که تصمیم او را برای حمله به وستروس به تعویق میاندازد. نامهای از وستروس میرسد و دنریس میفهمد که جوراه جاسوس بوده و او را اخراج میکند.
درحین مذاکره جان اسنو با منس ریدر استنیس با حمله به وحشیها آنها را شکست داده و منس را زندانی میکند. برن عاقبت کلاغ سه چشم را که پیرمردیست میبیند. درویل برین و پادریک با سگ شکاری (هوند) و آریا برخورد میکنند در نتیجه جنگ هوند مجروح میشود. آریا او را به امان خدا ول میکند و به سوی براووس میرود که به هاگار بپیوندد. تیریون موقعی که به دست جیمی آزاد میشود و میبیند معشوقه سابقش با پدرش در ارتباط بوده او و سپس پدرش را میکشد. دنریس به خاطر کشته شدن یک دختربچه دو اژدهایش را به بند میکشد.
نقد سریال:
فصل چهارم یکی ازبهترین فصلهای سریال است. سایتهای متاکریتیک IMDB وRotten Tomatoes نمرات بالایی به این فصل اختصاص دادند. فصلی که سریال را کامل میکند یا مسیری متفاوت برای بازیهای تاج و تخت عناوین مثبتی است که به آن داده شده. البته صحنه تجاوز جیمی لنیستر به سرسی تقبیح شده آنهم کنار قبر پسرشان، گرچه بنیاف نویسنده داستان گفته چنین منظوری نداشته. به نظر من این حالت تجاوز از نظر نویسنده یا کارگردان نبوده بلکه جیمی بعد از ازدست دادن پسرشان و احتمال ازدست دادن سرسی به این کاردست زده که نشان دهد هنوز هم همه چیز مثل سابق است و یک دست شدنش تاثیری روی بقیه مسائل ندارد!! قسمت جان اسنو و جنگ با وحشیها برای حفظ دیوار که یکی از مهمترین اتفاقهای این فصل بوده است محاکمه تیریون و بازی خوب اوبریان و البته لحظه ترکیدن کلهاش که لزوم استفاده ازکلاه ایمنی رایادآوری میکرد، استفاده از نقش مارجری برای عمیقتر شدن دایلوگه و بازی خوب آریا و سگ شکاری و داستان لیست مرگبار که البته به عاقبت خوبی برای سگ شکاری منجر نشد، قسمتهای هیجانانگیز خوبی را رقم زد. البته قسمت تلخ ماجرا همانا درگذشت دو اختر تابناک سریال بانو ییگریت و اوبریان بود که خلقالله چه پیشبینیهایی برای این بزرگواران کرده بودند الا مرگ اونهم اینجوری.
به نظر من قدرت این سریال نه در خشونت عریان یا سکس بیپروا بلکه در عمق بخشیدن به شخصیتهای داستان است مخصوصا تغییرات آنها.
جملات به یادماندنی:
پول میتونه سکوت یک نفر رو برای مدتی بخره، اما تیری در قلب اونو برای همیشه میخره. (پتیر بیلیش خطاب به سانسا)
برام توضیح بده چرا کشتن ۱۰٫۰۰۰ نفر در میدان جنگ شرافتمندانهتر از کشتن چند نفر سر میز شامه. (تایوین لنیستر خطاب به تیریون لنیستر در ارتباط با عروسی خونین)
سرسی لنیستر: "تو مرد باهوشی هستی، اما نصف اونچه که فکر میکنی هم باهوش نیستی". تیریون لنیستر: "همونجوری هم من از تو باهوشترم".
۱- ماسک ان-۹۵ بزنید، کرونا از ماسکهای معمولی رد میشود. ۲- فیلتر هوای قوی هپا بگذارید. ۳- تا جایی که میتوانید از مردم حذر کنید. ۴- تغذیه خوب و سالم داشته باشید، مقادیر زیاد ویتامین C و D مصرف کنید. ۵- بسیار ورزش کنید. ۶- اگر توانستید حتما واکسن بزنید.
درباره نویسنده/هنرمند
![]() | Pedram Nazemzadeh پدرام ناظمزاده فارغالتحصیل رشته عمران و مدیریت است؛ وی در حال حاضر در تورنتو در زمینه ساختمان و کنترل پروژه فعالیت میکند. Pedram_nazemzadeh@yahoo.com |
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو




















