fozolkhan-adamhaye-ghadim

قیمت نان سنگک در تورنتو افزایش یافته و اینک برای هر یک عدد نان می‌بایست حدود چهار دلار ناقابل پرداخت کرد

از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد این موضوع که چندی پیش دوستی حکایت بر ما آورد که بدون هیچ دلیل و منطقی بطور خلق‌الساعه و آنی قیمت نان سنگک در تورنتو افزایش یافته و اینک برای هر یک عدد نان می‌بایست حدود چهار دلار ناقابل پرداخت کرد. ما که فضول شما باشیم و تا به عینه چیزی را نبینیم باور نمی‌کنیم، شال و کلاه کردیم و به همین پلازای ایرانیان که این روزها به مبارکی و میمنت گرانی دلار تبدیل به وال استریت صرافی‌های ایرانیان شده است، رفتیم و یک راست به سر تنور سنگک‌پزی رهسپار شدیم، دیدیم همه چیز سر جای خودش است و هیچ چیز از نیروی انسانی، تنور پخت، قیمت آرد، بهای برق و میزان دستمزد تفاوت نکرده است، ولی قیمت هر عدد نان بدون سر و صدا و اعلام قبلی به حدود چهار دلار‌(یعنی حدود‌ 48 هزار تومان ناقابل) ‌افزایش یافته است. در حال انجام این بررسی بودیم که ناگهان رگ فضولی‌مان از گردن بیرون زد و خواستیم علت را جویا شویم، به هر کسی مراجعه کردیم و سراغ مدیری، صاحبی، آدم مسئولی گشتیم تا به علت افزایش قیمت این کالا وقوف یابیم، نه کسی را یافتیم و نه جوابگویی پیدا کردیم. لذا دست از پا درازتر به منزل برگشتیم و در فکر آن بودیم که جواب شما خوانندگان عزیز را چه بدهیم که نگویید جلوی چشم‌ همه و بدتر، زیر عینک‌های فضول‌خان کامیونیتی هر ننه قمری نرخ کالای خود را در این روزگار وانفسای گرانی دلار بالا می‌برد و این فضول‌خان بی‌عرضه صدایش هم در نمی‌آید. برای اینکه از کرسی استادی فضولی خود دفاع کرده باشیم و به شما هم دلیل قانع کننده ارائه دهیم، رفتیم به سراغ کتاب مستطاب‌"سیاست‌نامه نظام‌الملک" آنجا این حکایت آمده بود:
"شنیدم که در غزنین نانوایان در دکان‌ها ببستند و نان کمیاب شد و غریبان و درویشان(مثل ما مهاجرها که غریبیم و هم به علت گرانی دلار درویش و مفلس شده‌ایم) در رنج افتادند و به دادخواهی به درگاه شدند و پیش سلطان ابراهیم(پادشاه غزنوی)‌ بنالیدند، فرمود تا همه را حاضر کردند، گفت:"چرا نان تنگ کرده‌اید؟ گفتند: هر باری گندم و آرد که در این شهر می‌آرند نانوایان تو می‌خرند و در انبار می‌کنند و می‌گویند: فرمان چنین است و ما را نمی‌گذارند که یک من آرد بخریم. سلطان بفرمود تا نانوای خاص را بیاورند و زیر پای پیل افکندند. چون مرد بر دندان پیل ببستند و در شهر بگردانیدند و آواز در دادند که هر کس در دکان نگشاید از نانوایان با او همین کنیم و انبارها خرج کردند و میان نانوایان پخش کردند. نماز شام در هر دکانی پنجاه من نان بمانده بود و کسی نمی‌خرید."
در حال حاضر در تورنتو ما که دسترسی نداریم برویم خدمت سلطان فورد و او هم که به علت دموکراسی و حقوق بشر پیل ندارد که کسی را زیر پای آن اندازد، اما ما یک حربه محکم داریم و آن اینست که از قدیم گفته‌اند:"سزای گران‌فروشی نخریدن است." ما این نان سنگک که اگر یک ساعت از پخت آن بگذرد عین چرم دباغی می‌شود را نخوریم که نمی‌میریم. از قدیم باز‌م گفته‌اند:"آدم هم آدم‌های قدیم" بیایید اراده کنیم و تا قیمت آن به نرخ قدیم برنگشته این نان را نخوریم. اگر یک چنین کاری را انجام  دهیم دیگر در آینده هر کسی که صبح زود برخاست نرخ کالا و خدماتش را چون این روزها به علت گرانی دلار مشتریانشان کم شده و سودش پایین آمده، بالا نمی‌برد. می‌گوئید نه، امتحان کنید.
"فضول‌خان کامیونیتی"

Category: Culture

Sub-Category: Fun

Date: 1 ماه 1 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به