fozolkhan-tasahol-tasamoh

تساهل و تسامح یعنی صبح خیلی زود که عجله داری بری سرکار، تند تند لباس بپوشی و بری پارکینگ، ببینی سویچ همراهت نیست

نویسنده: فضول‌خان
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن‌که گاهی اوقات انسان کلماتی را از زبان بزرگان قوم می‌شنود و در تجزیه و تحلیل آن عاجز می‌ماند که منظور از بیان این کلمات چیست؟ یکی از این گفته‌ها که افراد برای نشان دادن سطح اطلاعات و سواد خود به عنوان انسانی با کلاس بالا به زبان می‌آورند "تساهل و تسامح" است. لذا برای درک این مطلب به فرهنگ لغات مختلف مراجعه کردیم، در آنها یافتیم تساهل یعنی آسان گرفتن و تسامح یعنی کوتاه آمدن. ولی هر چقدر به ذهنمان فشار آوردیم که معنی این کلمات را با سخنان بزرگان تطبیق دهیم عقلمان به جایی قد نداد. لذا مدتها در این فکر بودیم که از انسان مطلعی جویای معنی واقعی این دو کلمه شویم.
روزی از روزها که گذرمان به این پلازای خودمان افتاد، ناگهان رو در رو با استاد فضول‌خان کامیونیتی قرار گرفتیم و یک آن در ذهنمان این مطلب جرقه زد تا از ایشان معنی درست تساهل و تسامح را بپرسیم. بنابراین جلو رفتیم و ضمن عرض ارادت سوال خود را مطرح کردیم. استاد با لبخند و تعجب در حالیکه دو عدد نان سنگک تنوری برشته در دست داشت و عازم منزل بود رو به ما کرد و گفت:
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی همین دو تا نان سنگک که من خریده‌ام به هشت دلار یعنی هشتاد و هشت هزار تومان ناقابل و جرئت هم ندارم که از فروشنده بپرسم، چرا این قیمت؟
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی آن‌که حضرت علیه عیال جان آدم برود نزد دکتر و چند سی‌سی بوتاکس بزند تا ابروهایش یکی بالا شود و یکی پائین و تو بترسی که به صورت او نگاه کنی و مبلغ 500 دلار ناقابل یعنی 5.5 میلیون تومان را بدهد به دکتر که آیا دکتر باشد یا نباشد و برگردد خانه و تو نمی‌دانی باید چکار کنی.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی آن‌که همراه چند نفر دوست قدیمی به رستوران بروید و موقع حساب کردن، همه شما را قا‌ل بگذارند و مجبور شوی پول آنها را هم حساب کنی و دم در نیاری و پس از این ماجرا خودتان را نقره داغ کنید که دیگر حتی به زن و بچه‌هایت هم اعتماد نکنی تا با هم به تیم هورتن بروید و یک قهوه بخورید.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی آن‌که با فشار اهل و عیال به بازار نوروزی بروید و آجیل آلات مورد نیاز شب عید را بخرید، بعد مشاهده کنید که دو برابر قیمت مغازه‌های بیرون پایت حساب کرده‌اند و متوجه نشده‌اید.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی آن‌که گرفتار صورت حساب‌های شرکت بل بشوی و هر چه تلفن بزنی باز ماه بعد ببینی که بی‌جهت رقم قابل توجهی بیشتر از آنچه که توافق کرده‌اید برایت صورتحساب فرستاده‌اند و نمی‌توانی هم پرداخت نکنی.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی اینکه کارت بانکی خودت را که در تورنتو اقامت داری کنترل کنی و ببینی در می‌سی‌ساگا، یک نامرد رفته و از کارت تو، 2000 دلار خرید کرده و دار‌ی روی سر مبارکت دو تا شاخ در می‌آوری.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی اینکه شب بخوابی نرخ بنزین 94 سنت باشد و تنبلی کنی باک ماشینت را پر نکنی و صبح وقتی می‌خواهی بنزین بزنی ببینی که باید لیتری 109.99 سنت بپردازی.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی اینکه توی پیاده‌رو در حال راه رفتن باشی و ناگهان یک تکه از همین آیس رین‌ها‌(باران یخی) شتلق بیفتد پشت کله‌ات و ندانی چکار کنی.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی صبح خیلی زود که عجله داری بری سرکار، تند تند لباس بپوشی و بری پارکینگ، ببینی سویچ همراهت نیست. وقتی برگردی برای برداشتن آن، متوجه شوی که همسر عزیزتر از جانت که دیروز با ماشین بیرون رفته بود سویچ را فراموش کرده از توی کیفش بگذارد محل مخصوص آن.
*عزیزم، تساهل و تسامح یعنی آن‌که همه اهل و عیالت توی خانه برای صبحانه خوردن منتظر خرید نان توسط تو باشند و هنگام رفتن به منزل با دو عدد نان سنگک در دست ناگهان آدم بیکاری مثل تو جلویش سبز شود و با سوالات بی‌خود و بی‌معنی که معلوم نیست توی شهر تورنتو دانستن آنها چه مشکلی از زندگی او را حل می‌کند، نیم ساعت آدم را رو پا نگهدارد تا بفهمد معنی این دو تا کلمه عربی بی‌مصرف چیست؟
این حرف آخر را که فضول‌خان گفت، از خجالت غرق عرق شدم و با عذرخواهی از او جدا گشتم تا آن بنده خدا نان صبحانه بچه‌هایش را زودتر به منزل برساند.
 

Category: Culture

Sub-Category: Fun

Date: 4 ماه 2 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به