fozolkhan-trump-troduea

حضرت وحشی که اهل بافق از توابع یزد بود، در دوران صفویه می‌زیست و از لحاظ زندگی در اندوه و تنگدستی فراوان به سر می‌برد

از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن که این حضرت ترامپ عزیز که فعلاً کمر همت بربسته تا تجارت و اقتصاد جهانی را به نفع کشور خودش دگرگون کند، اگر اشتباه نکنم او یواشکی و یا به کمک مشاوران فارسی زبانش دیوان وحشی بافقی ما را خوانده و از میان آن همه اشعار زیبا و خوشگل این شاعر ایرانی، فقط آن قصهٔ مردن پدر و ارثیه تقسیم کردن پسر بزرگ در میان افراد خانواده‌اش را پسندیده و داده آن را به انگلیسی ترجمه کرده‌اند و در هر مذاکره و مباحثه‌ای از آن استفاده می‌کند. مثل یاسای چنگیز‌خان یا یاسای آغا‌محمدخانی یا وصیت‌نامه مرحوم پتر‌کبیر یا کتاب مستطاب شهریار ماکیاول‌خان ایتالیایی.
حال اگر می‌خواهید بدانید که آن شعر ماکیاولی وحشی‌جان چه بوده است، گوش جان به حقیر بسپارید تا حکایتش را برایتان بگویم:‌
حضرت وحشی که اهل بافق از توابع یزد بود، در دوران صفویه می‌زیست و از لحاظ زندگی در اندوه و تنگدستی فراوان به سر می‌برد و این وضعیت در آثار او انعکاس فراوانی دارد. اغلب ماها هنگامی که پریشانی‌، درماندگی و وام‌های مختلف امانمان را می‌برد، این شعر زیبای وحشی را زمزمه می‌کنیم."دو‌ستان شرح پریشانی من گوش کنید/داستان غم پنهانی من گوش کنید" الغرض آقا وحشی شعری دارد که گویا پسری ارثیه پدر را بین خود و برادر کوچکترش(یا ضعیف‌تر) تقسیم می‌کند. عین ترامپ که تعرفه‌های تجاری را تقسیم می‌کند. در نتیجه پسر بزرگ سر برادر کوچک را کلاه می‌گذارد و به او عین ادبیات ترامپی می‌گوید:
زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو                       بد ای برادر از من و اعلا از آن تو
این طاس خالی از من و آن کوزه‌ای که بود                   پارینه پُر ز شهد مُصَفا از آن تو
یابوی ریسمان گُسَلِ میخ‌کَن ز من                             مهمیز کَله تیز مُطَلا از آن تو
آن دیگ لب شکسته صابون‌پزی ز من               آن چمچمه هریسهٔ حلوا از آن تو
این قوچ شاخ کَج که زَنَد شاخ از آن من            غوغای جنگ قوچ و تماشا از آن تو
این استر چموشِ لگد‌زن از آن من                            آن گربهٔ مصاحب بابا از آن تو
از صحن خانه تا به لب بام از آن من                 از بام خانه تا به ثریا از آن تو
درست مثل الان که ترامپ در موقع تقسیم کردن تعرفه‌های تجاری با فشار و زور و قهر و آشتی، خواسته‌های خود را به جهانیان تحمیل می‌کند. حقیر فضول‌باشی برای اینکه در سروده بافقی هم فضولی کرده باشم، در رابطه با توافق اخیر بین کانادا و امریکا، به شعر وحشی تکمله‌ای اضافه کرده‌ام که به شرح زیر تقدیم می‌کنم:
آزاد سازی تعرفه لبن‌ها از آن من                    زیاد نشدن تعرفه اتول‌ها از آن تو
تعرفه‌های شدید الوار و چوب از آنِ من             آزادی استفاده از اکسیژن هوا از آن تو
عرضه گوشت سفید مرغ‌ها از آن من                آن اویل سند سیاه رنگ زیبا از آن تو
ارزانی زشت ارزاق مردمی برای من                  گرانی خوشگل و مامانی و رعنا از آن تو
شغل فراوان و کار زیاد از آن من                     بیکاری و بالا رفتن ریت‌ها از آن تو
رای میان دوره‌ای جناح‌ها از آن من                 رد شدن پی در پی لیبرال‌ها از آن تو

Category: Culture

Sub-Category: Fun

Date: 1 ماه 1 ساعت قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به