fozolkhan-vasf-toronto

این چنین می‌گفت کبری به پری درد بی‌درمان بود بی‌شوهری

از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد حکایت آن‌که این فضول‌خان در خلوت و تنهایی و دور از چشم علیه خانم همسر باوفایش، شیطنت‌هایی می‌کند که اهل خانه اگر ملتفت شوند تکه بزرگش، گوش اوست، به این سروده اخیرش که هوا کمی گرم شده توجه کنید تا به حرف‌های صادقانه من پی ببرید:
این چنین می‌گفت کبری به پری
درد بی‌درمان بود بی‌شوهری
در جوابش گفت پری این مسئله
مشکلی هرگز نباشد دونت وری
می‌توان با یک کرشمه تور کرد
در خیابان شاخ شمشاد جعفری
لیک باید چشم خود را باز کرد
اینچنین کاری نباشد سرسری
جعفری را می‌بری در خانه‌ات
ناگهان بینی که جعفر شد زری
این معما گرچه حل است نزد ما
با شعار روسری یا تو سری
هیچ تفاوت می ندارد مرد و زن
گر کنی تو صادقانه داوری
آن جوانک با سبیل و ریش خود
می‌برد دل را به رسم دلبری
عشوه و نازش بسان دختراست
با مش زیبا و زلف عنبری
دختری بینی تو با صد شور و حال
زیر میک‌آپ همچو مهر خاوری
تو نمی‌دانی که او شی میل بُوَد
کرده پنهان راز سِحر سامری
در زمستان آنچنان پوشد لباس
همچو لولو یا درازِ کرکری
در تابستان دست و دلبازست او
لخت و عریان می‌نماید بل بلی
شهرزیبای تورنتو زین سبب
بر همه شهرها دارد برتری

نگفتم این فضولی یک چیزش می‌شود، شما قضاوت کنید.

Category: Culture

Sub-Category: Fun

Date: 2 هفته 4 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به