history-akhtari-Diakonov

پس از گذرانیدن تحصیلات مقدماتی وارد دانشگاه دولتی لنینگراد (پیترزبورگ سابق‌) شد و درسال 1930میلادی از دانشکده زبان وفرهنگ مادی آن دانشکده فارغ‌التحصیل گردید و در سال 1937 نامزد دکتری علوم تاریخی گردید و در سال 1946به دریافت درجه دکتری‌ علوم تاریخی نا‌ئل شد‌


سلام خواننده عزیز، از اینکه چند سالی است‌ در خدمت خوانندگان فرهیخته ایرانی‌ هستم بسیار شادمانم‌. در آغاز فکر نمی‌کردم که این سلسله گفتار‌ها‌ چندان به درازا بکشد ولی هنگامی که وارد میدان شدم‌ دریغم آمد که اطلاعات خودرا در این بخش از تاریخ ایران‌ با خوانندگان بسیار گرامی خودم‌ در میان نگذارم‌ و از سوئی دوستان نادیده‌ام که این مقالات را ‌مرور کرده‌اند و مرا با تلفن و ایمیل‌ و یا حضوری‌ مورد محبت قرار داده و تشویق نمودند و سرانجام این شد که کاری که قرار بود مفید‌ و مختصر در ده- پانزده قسمت سر قضیه بهم بیاید‌ تا به اینجا تداوم یافت‌. امیدوارم که به فضل خداوند و دعای خیر دوستان این سلسله مقالات‌ به انجام خود برسد‌. در چندین شماره پیشین صحبتم در باره خاورشناسان‌ روسی بود گرچه بررسی و تحقیقات علمی بعضی از ایشان‌ از طرف دولت تزاری و کمونیستی مورد سوء استفاده قرار گرفت و به زیان مردمان ایرانی و شرقی‌ تمام شد ولی‌ زحمات این دانشمندان در بررسی‌های تاریخی و فرهنگی ایران و شرق مورد تقدیر است و در هر جا که لازم بود از کار آنها انتقاد هم شد و حقایق‌ و سوء‌نیت‌ها و انحرافات‌ مطالعات خاور‌شناسی هم به اطلاع دوستان خواننده رسید. بهر‌حال در این شماره شرح حال‌ خاور‌شناس دیگری از آن دیار به عرض خوانندگان عزیز می‌رسد‌.
میخائیل میخائیلوویچ دیا‌کونوف (‌Mikhail Mikhaillovich  Diakonov) در 26 ژوئن 1907 میلادی در پیترز‌بورگ‌ روسیه دیده به جهان گشود‌. پس از گذرانیدن تحصیلات مقدماتی وارد دانشگاه دولتی لنینگراد (پیترزبورگ سابق‌) شد و درسال 1930میلادی از دانشکده زبان وفرهنگ مادی آن دانشکده فارغ‌التحصیل گردید و در سال 1937 نامزد دکتری علوم تاریخی گردید و در سال 1946به دریافت درجه دکتری‌ علوم تاریخی نا‌ئل شد‌. قبلا در سال‌های 1930و1931 میلادی کارمند علمی موزه منطقه‌شناسی سمرقند و انستیتوی شرق شناسی آکادمی علوم ازبکستان و از 1931تا1941 کارمند علمی موزه آرمیتاژ و از 1945 تا1953 میلادی مدرس دانشگاه دولتی لنینگراد‌ و کارمند علمی آکادمی هنر اتحاد شوروی بود و نیز در 1934 ریاست بخش ایران و شرق نزدیک را به عهده داشت‌. چند سالی استاد دانشگاه دولتی مسکو هم بود‌. او دوسال از 1951تا1953 میلادی دبیر‌ علمی آکادمی علوم‌ اتحاد شوروی‌ شعبه لنینگراد بود و در8 ماه ژوئن 1954 در‌گذشت‌.(1).در‌باره میخائیل‌ میخالیلویچ دیا‌کونوف‌ دانشنامه جهان اسلام نوشته است‌. پدر‌ش میخائیل الکسییوویچ متولد در شهر تومسک در سیبری و اقتصاد‌دان‌ و مادرش ماریا، پزشک و اهل تاشکند بود‌. خانواده دیاکونوف بمناسبت شغل پدر از 1921تا 1929/1300تا 1308 خورشیدی در اسلو زندگی می‌کردند‌. میخائیل‌ در 26ژوئن 1907 در سن‌پیترزبورگ متولد شد‌. او از 1924تا 1926/1303تا1305 شمسی در دانشگاه اسلو به مطالعات ایرانی پرداخت سپس تا 1930/-1310-1309 شمسی در دانشگاه لنینگراد (سن پیترزبرگ‌) مطالعه زبان‌های باستانی و جدید اروپائی وشرقی را ادامه داد از 1930تا 1931 (1310-1309)در موسسه مطالعات شرقی اوکراین در خارکوف و موسسه علمی وپژوهشی ُازبک در سمرقند به تحقیق پرداخت‌. در سال 1934/1313 شمسی مدیر بخش ایرانی و شرق نزدیک و در 1938/1317 شمسی مدیر بخش شرقی موزه دولتی ارمیتاژ شد‌. میخائیل‌ دیا‌کونونف در سومین همایش بین‌المللی هنر باستان‌شناسی ایران در مسکو و لنین‌گراد اولین مقاله خودرا در‌باره دوره مفرغ ارائه داد. پس از گرفتن مدرک دکتری در سال 1939/1338 شمسی سال‌ها در دانشگاه مسکو تاریخ درس داد و در کنار آن به فعالیت‌های باستان‌شناسی پرداخت درسال 1946/1325 شمسی سرپرستی حفاری‌های مربوط به تمدن‌ سغُدی‌ها را در تاجیکستان بر عهده داشت‌. او درباره تاریخ وفرهنگ ایران و آسیای مرکزی‌ مطالعات گسترده‌ای انجام داده است‌.(2)‌ از کارهای بسیار معروف او در‌باره ایران ترجمه گزیده‌هائی از از اشعار فردوسی، نظامی، فخرالدین گرگانی و جامی و کتاب تاریخ ایران باستان و کتاب تاریخ اشکانیان است‌. وی در سال 8 ژوئن1954 مطابق 18 خرداد 1333خ در‌گذشت.

نگاهی بر آثار دیاکونوف (میخائیل میخیالوویچ‌):
1- نسخه‌های خطی شاهنامه از مجموعه لنینگراد‌ چاپ 1934.
2- بیژن و منیژه چاپ 1934.
3- نبرد گودرز به پیران‌ چاپ 1934.
4- زندگی و آثار فردوسی .چاپ 1940
5- هفت پیکر نظامی چاپ 1944.
6- شرحی پیرامون تاریخ ایران باستان (رساله دکتری‌)چاپ1944-1946 که این کتاب با عنوان (تاریخ ایران باستان )ترجمه به فارسی‌ شده (توسط روحی ارباب‌) و از طرف بنگاه ترجمه ونشرکتاب در سال 1336 منتشر شده است.
7- خاقانی، در جهان کسی همتای من نیست (ترجمه )چاپ 1957.
8- عبدالرحمن جامی‌ (ترجمه با همکاری‌)چاپ1951.
9- ویس و رامین فخر‌الدین اسعد گرگانی(ترجمه)چاپ 1951.
10- بایگانی پارتیان از منطقه ( نسای قدیم ) چاپ1953.
11- مجموعه کتیبه‌های ایرانی چاپ 1979که این کتاب هم با عنوان‌ (اشکانیان‌) با ترجمه کریم کشاورز‌ در تهران چاپ شده است (درسال‌های1344و1351 از انتشارات انجمن ایران باستان‌).
ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف (Diakonov, Igor mikhailovich متولد12 ژانویه 15 19و متوفی در1999) برادر کوچکتر ‌میخائیل میخائیلوویچ دیاکونوف می‌باشد که در سن‌پیترز‌بورگ‌ به دنیا آمده بود تحصیلات خودرا در اسلو‌ولنین‌گراد به پایان رسانید‌ همزمان با تحصیل در دبیرستان در بخش آشورشناسی بنیاد زبان‌شناسی و تاریخ لنیگراد به یاد‌گیری زبان‌های‌ اکدی، سومری، عبری، آرامی و عربی‌ پرداخت در سال 1936/1315 ش موزه‌دار بخش الواح‌ در موزه دولتی ارمیتاژ و بعد‌ها از اعًضاء ارشد این موزه شد و اولین مقاله‌اش را در مورد نسخه‌های خطی نوشت و در همین سال ازدواج کرد و سپس به ارتش ملحق شد وی درسال 1938 /1317خ در دانشگاه در رشته تاریخ اکد، بابل و آشور به تحصیل پرداخت‌ و مقالاتی در این زمینه نوشت. درسال 1940/1320خ پس از درگیری شوروی در جنگ دوم جهانی به ارتش پیوست‌ و از سال 1946 به بعد‌ زبان‌های اکدی، آشوری وتاریخ بین‌النهرین باستان را در دانشگاه لنین‌گراد تدریس نمود از 1953تا /1332 خ عضو ارشد مطالعات شرق‌شناسی آکادمی علوم لنین‌گراد و عضو افتخاری‌ انجمن آسیائی سلطنتی بریتانیا بود درسال 1960موفق به دریافت درجه دکتری علوم تاریخی از دانشگاه لنین‌گراد شد. وی در سال 1999 /1378 خ در سن‌پتیرز‌بورگ‌ در‌گذشت. از مهمترین‌ بخش‌های فعالیت ایگور دیاکونوف مطالعه در‌باره ایران باستان است او درسال 1952/1331 خ تاریخ ماد از قدیم‌ترین زمان تا اواخر قرن چهارم قبل از میلاد را نوشت‌. در‌باره آراء ایگوردیاکونف در این کتاب‌ و تلا‌ش او‌ برای تطبیق وقایع تاریخی بر اساس نظریات دوره استالین در اتحاد شوروی نقد مبسوطی به زبان فارسی توسط دکتر خُنجی‌ نوشته شده است‌. او تاریخ شمال غربی ایران را در نیمه اول هزاره اول پیش از میلاد با بهره‌گیری از منابع آشوری، بابلی، اُ‌رارتوئی، زبان پارسی باستان به خط میخی و اوستائی و منابع کلاسیک و شواهد باستان شناختی شرح داد (3). دراین جا فقط برای اطلاع خواننده عزیز این سلسله مقالات عقیده یکی از دانشمندان ایران‌شناس‌ و متخصص تاریخ‌شناسی را بدون طرفداری از او یا از شرق شناسان نقل می‌کنم و می‌گذرم و داوری را به عهده خوانندگان می‌گذارم. آقای مجید یکتائی‌ نویسند کتاب "تاریخ شناسی" در باره اسامی کشورها وزبان‌ها و مبانی تاریخی که غربیان برای شرقیان بخصوص ایران و هند و چین و مصر نوشته‌اند،‌ چنین نوشته است‌" بیشتر نویسندگان و مورخان اروپائی روی پیوستگی‌های دینی و دلبستگی‌های سیاسی و نیکو چاکری کلیسا برای شرق تاریخ نوشته و داوری کرده‌اند‌. یکی از این سرزمین‌ها‌ که دلبستگی و پیوستگی‌ سیاسی‌ و دینی بدان داشته‌اند‌ سرزمینی است که تمدن ونام‌های قصص عهد عتیق را (منظور تورات است‌) آنجا پیاده کرده‌اند و می‌خواهند‌ این سرزمین را از تمدن‌های مجاور‌ مجزا ساخته و ریشه تمدن دینی داشته باشد‌. من در یک سخنرانی در‌باره "تمدن سرزمین ُخنیرٍّث و بین‌النهرین" که در آبان 1349در کنگره تاریخ و فرهنگ ایران ایراد کردم‌ به چگونگی این تمدن و نام‌گذاری این سرزمین که تمدن‌های کهن‌ ایرانی را جدا کرده و به نام‌های تازه مانند بین‌النهرین یا نام‌های دینی‌ مانند کلده، نینوا، اشور، بابل، اکد، عیلام‌ و مانند آن نام‌گذاری کرده‌اند‌ اشاره نمودم و دلائلی تاریخی ارائه دادم" (4)و در ذیل همان مطلب نوشته‌اند "نام بین‌النهرین" در اوستا "ُخُنیّرث"آمده  در زمان هخامنشیان "میان رودان" ودر دوران اشکانیان و ساسانیان "دل ایرانشهر" و عرب‌ها بدان سرزمین در دوران اسلامی "سواد" گفته و بین‌النهرین ترجمه‌ای از "میان رودان بوده"و عراق معرب "ایراک"و"ایران" است و نام اخیر آن سرزمین است (5).
علاوه بر ایراداتی که آقای مجید کیانی بر کل خاورشناسان غربی اعم از روسی و اروپائی و آمریکائی دارد، خاورشناسان روسی پس از انقلاب 1917 در روسیه به تدریج‌ تحت فشار جو مارکسیستی و حکومت ایدولوزی مجبور بوده‌اند همیشه منافع حکومت شوروی‌ و چهار چوب تنگ قالب ماتریالسم تاریخی را با تحقیقات خود‌ تطبیق دهند و اگر "تخت خواب با قد بیمار  همساز نبوده بایستی قد و قواره بیمار را می‌بریدند تا با تخت خواب تطبیق نماید" یعنی موضوع تحقیقات را ازدید ماتریالیستی حاکم بر جو خاورشناسی‌ معا‌د‌ل و موافقت می‌کردند‌ که گاهی حقایق تاریخی فرهنگ وتمدن شرق فدای ایدئولوژی‌ فلسفه مارکسیستی می‌شد‌. بخصوص این دو برادر خاورشناس(‌دیکونوف‌ها‌) که بیشتر در باره مسائل اقتصادی‌ مردمان ایران بزرگ فرهنگی (شامل آسیای میانه، خود ایران سیاسی فعلی، افغانستان‌، آسیای صغیر،کشورهای حوزه قفقاز و‌ کشورهای پیرامونی ایران فعلی‌ که هزاره‌ها‌ با تاریخ و مذهب، زبان و تمدن و فرهنگ‌ مشترک‌ با ایران با هم زیسته بودند تحقیق و مطالعه می‌کردند. اروپا سانترالیسم و تفوق تمدن یونانی را از همکاران اروپائی خود و سامی سانترالیسم را از خاورشناسان دوران تزاری و کلیسا‌ و سویت سانترالیسم‌ و قالب‌بندی مارکسیستی را ‌از همکاران و استادان روسی خود پذیرفته بودند.

نگاهی به آثار ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف‌:
1- تاریخ‌ شرق باستان‌ چاپ 1950.
2- مآخذ آشوری- بابلی‌ در باره تاریخ اورارتو .چاپ1951.
3- تاریخ ماد از ادوار کهن تا سده چهارم پس از میلاد چاپ 1958، این کتاب به نام و عنوان "تاریخ ماد" ترجمه کریم کشاورز چاپ پیام 1357 در تهران منتشر شده است.
4- ایران در دوران نخستین شاهان هخامنشی (سده ششم پیش از میلاد‌) نقد وبرسی چاپ 1963.
5- توسعه مناسبات ارضی‌ در آشور (رساله دکتری‌)چاپ 1949.
6- بایگانی پارتی به دست آمده از منطقه جنوب ترکمنستان (با همکاری‌) چاپ 1954 (‌این اسناد در شهر نساء حومه عشق آباد ‌پایتخت شاهنشاهان ‌اشکانی یافت شده‌ است‌).
7- مالکیت برده‌داری- براملاک بزرگان و اشراف ایرانی‌) چاپ 1959.
8- اسناد اداری پارتی‌ متعلق به نسای کهن چاپ 196. (نساء پایتخت اشکانیان‌).
9-کشاورزی در مرگیان (مرو‌)‌ باستان (نقد )چاپ 1960.
10-نامه‌ها و اسناد اورارتوئی چاپ 1963.
11- زبان‌های سامی- حامی چاپ1965.
12-آریائیان در شرق نزدیک‌ چاپ 1970.
13- تاریخ دنیای باستان (ویرایش)چاپ 1982. جامعه وحقوق‌ در ایران در دوره پارتی وساسانی (ویراش‌) چاپ 1983. مطالعه پیرامون فرهنگ ریشه‌شناسی زبان ارمنی کهن‌ چاپ 1993.زبان سومری(ویرایش‌) چاپ 1996. و بسیاری مقالات و کتب‌ در‌باره مسائل مختلف سومری، عبری، سامی قدیم، آشور و ایران.
منابع وماخذ‌:
1-محمد رستمی‌: ایران‌شناسان و ادبیات فارسی صص326/327. چاپ تهران 1390 از انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
2- دانشنامه جهان اسلام (سایت )مقاله "دیاکونف‌ها - میخائیل و ایگور".
3-همان ماخذ وهمان مقاله.
4- مجید یکتائی‌: تاریخشناسی، ص228/229 تهران 1351 از انتشارات کاخ چاپ.
5-همان ماخذ حاشیه ص 229.

Category: Articles

Sub-Category: History

Date: 9 ماه 2 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به