history-akhtari-henric-samiel-niburg

از نویسندگان ایرانی که شرح حالی از پروفسور نیبرگ‌ ذکر کرده‌اند هوشنگ اتحاد است

یک سال وچند ماه پیش این سلسله گفتارها در‌باره خاور‌شناسی‌ آغاز شد و در نظر‌م بود که در چند ماه‌ این مبحث پایان پذیرد و‌لی در عمل چنین نشد زیرا بمناسبت شرح اقدامات خاور‌شناسان‌ به جنبه‌های پنهان‌ این کوشش‌ها نیز توجه نمودم و باین نتیجه رسیدم که کور‌کورانه تسلیم‌ تحقیقات خاور‌شناسان شدن و بدون مطالعه موقعیت و تجربه‌های شخصی‌ خاور‌شناسان و جامعه‌ای که در آن بالیده‌اند و کسانی یا موسساتی که هزینه تحصیلات و تحقیقات و مسافرت‌های آنان را تامین کرده‌اند نمی‌توانم مطلب در‌خوری‌ به خوانندگان عرضه کنم، همه این عوامل در چگونگی‌ مفهوم‌ و تحقیقات خاور‌شناسی‌ تاثیر دارند‌. تنها خواست و تمایل شخص مستشرقان، برای نقد آثار آنان کافی نیست‌. بی‌شک‌ کسانی یا بنیادها و دولت‌هائی که محیط تربیت خاور‌شناسان را‌ ایجاد می‌کنند و برنامه موسسه را تهیه می‌کنند هدف‌هائی دارند و سودهائی‌ چشم انتظارند که ممکن است خود شخص خاور‌شناس‌ به آن توجه نداشته باشد. بدون شک‌ اگر کشوری در دانشگا‌ه‌های خود‌ بنیادهای خاور‌شناسی تاسیس می‌کند اهدافی دارد و برای رسیدن به آن مقاصد زمینه‌چینی می‌کند و کسانی را برای اجرای این اهداف به خدمت می‌گیرد‌. بطور مثال در یک کشور سرمایه‌داری و یا کشور سوسیالیستی برنامه‌های تحصیلات خاور‌شناسی در ماهیت تفاوت دارند. یک‌ دولت هدفش ایجاد اختلاف در بعضی مناطق چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی و کشوری است و دیگری منظور پنهانی‌اش‌ تقویت یا تضعیف افکار ناسیونالیستی،‌ و کشوردیگری‌ مقصودش کمک به بعضی از فرق مذهبی وحتی جعل دین ومذهب‌ و یا تقویت دسته‌جات قومی و نژادی است، ولی همگی این دولت‌ها و بنیاد‌ها در یک چیز هدف مشترک دارند و آنهم تولید و ایجاد افکار عمومی در مناطق خاص و مورد نظر خود هستند. درست مانند بازی شطرنج، مهره‌های خاص خودرا تربیت می‌کنند و در صفحه شطرنج می‌چینند. خاور‌شناسان بلوک کمونیست و شرق‌شناسان‌ دولت‌هائی با نظریات استعمارگرانه و یا مملکتی که خود را رهبر ملت‌های دیگر تصور می‌کند در برنامه خاورشناسی خود راه‌های متفا‌وتی بر‌می‌گزینند‌. مکتب خاور‌شناسان آلمانی زبان با مکتب خاور‌شناسی روسی زبان تفاوت‌ دارد و مکتب خاورشناسی فرانسه با امریکائی یا هلندی و ایتالیائی‌ و ترکی و عربی‌ هم‌سو و همگون نیستند‌. ‌مثل اینکه این دفعه مقدمه به درازا کشید وباید بروم بر سر اصل مطلب.

‌هنریک ساموئل نیبرگ (Henry Samuel Nyberg) اهل سوئد که در 28دسامبر 1889 میلادی در یکی از شهرهای‌ سوئد به دنیا آمد. پس از تحصیلات مقدماتی در سال 1908 م. برای آموختن زبان‌های شرقی و زبان‌های قدیمی در دانشگاه شهر "اوپسالا" نام‌نویسی کرد و تا پا‌یان عمر در همان دانشگاه بود‌. در سال 1912 از این دانشگاه لیسانس گرفت و بعد مطالعات خودرا در رشته زبان‌های سامی آغاز کرد و استاد وی، شرق‌شناس سوئدی "زوترسن" ( (K.V.Zettersten بود که نیبرگ بعد‌ها جانشین او شد‌. در هنگام مطالعه‌ در زبان‌های سامی‌ توجه او به زبان‌شناسی ایرانی معطوف گردید. آنچه که‌ احتمالا موجب این توجه و تحول در مطالعات وتحقیقات او گردید‌ اهمیت لغات و لهجه‌های "آرامی" ‌در هُزوارش‌های(از مصدر اوزوارتن به معنی بیان کردن) ‌پارتی(‌پهلوی) و فارسی‌ میانه بود‌ که نظر کنجکاو‌ او را به خود جلب کرد‌ در آن دوران با کشف آ‌ثار "تورفان" مطالعات ایرانی میانه اهمیت تازه‌ای یافته بود‌.
نیبرگ در سال 1957در بیست و چهارمین کنگره شرق‌شناسان مدال مشهور "لی د ذ بارسکی‌/ Lidzbareski" به خاطر‌ پژوهش‌های ارزنده وی در زبان‌های"سامی، ایرانی وترکی" و"کتاب عهد قدیم" به وی اعطا شد‌. نیبرگ سفرهائی به ایران انجام داد که اولین‌بار در سن هفتاد سالگی در سال 1960 م. وبار دوم در سال 1963 م. و بار سوم در سال 1966م. و چهارمین بار در سال 1971 م. انجام شد و د‌رسال 1974 در‌گذشت (1).
مقاله دانشنامه آزاد‌ ویکی‌پدیای فارسی‌ حاکی است که هنریک ساموئل نیبرگ سوئدی در 28 دسامبر 1889 در یکی از شهر‌های سوئد متولد شد. پدرش حرفه کشیشی داشت و آموزش هنریک را از 5 سالگی تا 8 سالگی‌ به عهده گرفت و به او زبان آلمانی و لاتینی آموخت‌. نیبرگ پس از خاتمه دروس دبیرستانی برای تامین هزینه تحصیلات دانشگاهی‌اش‌ معلم سر‌خانه دوپسر یک کشیش دیگری‌ گردید که بعد‌ها با دختر همان کشیش ازدواج نمود ‌و در سال 1908 وارد دانشگاه‌ اوپسالا شد و در همان زمان‌ها با دو نفر استاد خاور‌شناس سوئدی‌ دوستی پیدا کرد که هرکدام سفرنامه‌ای نوشته بودند، یکی در‌باره سفر به کشور تبت‌ و دیگری که نامش را "سون هدین" ‌یاد کرده‌اند سفرنامه‌ای در‌باره خراسان و تر‌کستان‌ نوشته بود که نیبرگ با خواندن این دوسفر‌نامه به شرق‌شناسی‌ علاقه پیدا کرد و در همان دانشگاه آپسالا‌ به کلاس در‌س زبان سانسکریت‌ و دستور زبان تطبیقی‌ وارد شد و زبان‌های لاتینی و یونانی و سانسکریت را‌ آموخت. در سال 1912 لیسانس گرفت‌ و در 1920 استادیاری زبان‌های سامی در همان "دانشگاه اوپسالا" را به ا‌و سپردند و در همین ایام زبان‌های‌ عربی و عبری را کاملا فرا گرفت و تحت نظر خاورشناس "اندره" و "ایگناز گولد زیهر" به اسلام‌شناسی روی آورد و در ادامه در‌س‌های خود‌ زبان‌های آرامی، سُریانی، ترکی، فارسی و حبشی را هم آموخت ولی بعد‌ها کار شرق‌شناسی خودرا در‌ مطالعات سامی (آرامی، عربی، عبری‌) و ادیان باستانی ایران‌ بخصوص دین زردشت‌ و ادبیات دوران ساسانی و زبان پهلوی ساسانی متمرکز کرد‌.(2).

از نویسندگان ایرانی که شرح حالی از پروفسور نیبرگ‌ ذکر کرده‌اند هوشنگ اتحاد است که در‌باره این خاور‌شناس و ایران‌شناس نوشته است و چنین عنوان مطلب نموده است‌: Samuel Henrik,Nyberg (1889-1974)، خاور‌شناس، ایران‌شناس سوئدی، عضو فرهنگستان سلطنتی سوئد، عضو سردبیران دائرةالمعارف اسلام و یکی از هجده نفر اعضای آکادمی سوئد بود و ضمن بررسی‌های فرهنگی خود عضویت بسیاری از انجمن‌های عامی و تحقیقی سوئدی و خارجی را به عهده داشت‌. به زبان‌های فرانسه، انگلیسی و آلمانی چیره بود و به هر سه زبان بیش از سی اثر، اعم از کتاب و سخنرانی در زمینه ایران‌شناسی‌ ازخود به جا گذاشته است‌. کار وی بیشتر در زمینه‌های پژوهش در دین و زبان‌های باستانی ایران، به ویژه زبان و کتیبه‌های پهلوی و متون مربوط به آئین زرتشت بود‌. پژوهش‌های ارزشمند او در‌باره آداب و سنت‌های‌ ایرانیان‌ طی سلسله مقالاتی در مجله "ژورنال آندانیک"‌ منتشر شده است‌. او تحصیلات دبیرستانی‌اش را در شهر وستراس(Vesteras ) گذرانید. تصمیم داشت مثل پدرش کشیش شود ولی شدت علاقه به تحصیل علم در باره تاریخ ادیان او را به روانه دانشگاه اوپسلا کرد‌. او در سال 1912 از این دانشگاه به اخذ درجه لیسانس نائل آمد. در آنجا به آموختن‌ زبان و فرهنگ شرق، سانسکریت، زبان‌شناسی تطبیقی‌ و عبری، عربی و ترکی و فارسی‌ و حبشی پرداخت و دکترای خودرا با نوشتن رساله‌ای‌ تحت عنوان "تالیفات کوچک ابن عربی" در‌یافت نمود‌. در 1920 به استاد‌یاری دانشگاه اوپسالا رسید‌. او در سال‌های1924تا 1925 در قاهره اقامت داشت و در سال1925 تحقیقاتی در‌باره کتاب مقدس مسیحیان انجام داد و در سال 1931 جانشین استادش "زترستن" در کرسی سامی‌شناسی در دانشگاه اوپسالا گردید. و تا 1956 در این سمت باقی بود. وی وقتی که کاملا به زبان عربی مسلط شد‌ به فلسفه دین اسلام و پس از آن به مطالعه در‌باره ایران پرداخت‌ و زبان پهلوی را ماخذ کار خود قرار داد و در نتیجه در سال 1937کتاب جامع و محققانه در باب ادیان ایران باستان نوشت. این کتاب به زبان سوئدی بود که همان زمان‌ توسط‌ خاور‌شناس آلمانی به نام "هانس هانینریش‌ شدر" (Hans (Heinrich,Scheader به زبان آلمانی ترجمه گردید. او چهار بار به ایران سفر نمود ودر سال 1973 هم به دریافت نشان "پهلوی" نائل گردید.(3).

در سایت اینترنتی "ایران بوم"در باره نیبرگ نوشته‌اند که او در کتابخانه محدود پدرش با دو کتاب سفرنامه یکی سفرنامه "تبّت" نوشته "نهوک وگابت" و دیگری کتابی به نام "گذر از خراسان به ترکستان" تالیف "سون هدن" بر‌خورد و با خواندن این دو کتاب به تحقیقات شرق‌شناسی علاقه‌مند گردید و پس از دیدار با خاور‌شناسی به نام "تور آندره" که پنج سال از او بزرگتر بود و تخصص او مطالعات سامی و ‌در حال نوشتن کتابی در‌باره پیامبر اسلام‌ بود، به اسلام‌شناسی‌ روی آورد و چون در سال 1913 گُلدزیهر به اوپسالا‌ سفر کرده بود و نیبرگ با دوستش "آندره" در سخنرانی‌های‌ گُلد زیهر‌ حاضر می‌شدند لذا شوق‌ مطالعات اسلامی بیشتر در وجود نیبرگ پیدا شد‌ و در ضمن تحقیقات اسلامی‌ به تحقیق در ادیان ایرانی بخصوص دیانت زردشت‌ در دوره ساسانیان هم پرداخت و مطالعات خاور‌شناسی خودرا در زبان پهلوی و زبان‌شناسی ایرانی میانه‌ متمرکز نمود و بهترین کار او در شرق‌شناسی کتاب "ادیان ایران باستان" است که در سال 1937 منتشر شده است وبه زبان سوئدی است (4) این کتاب در سال 1358 توسط دانشمند ایران‌شناس بزرگ ایرانی و استاد دانشگاه تهران مرحوم دکتر سیف‌الدین‌ نجم‌آبادی‌ به زبان فارسی ترجمه گردید و سال بعد 1359 از طرف دانشگاه تهران در شهر‌ تهران چاپ گردید‌ که اخیرا هم دانشگاه باهنر کرمان آنرا تجدید چاپ کرده است ولی بموجب مقاله انتقادی که‌ در سایت رایانه‌ای‌ "امرداد" آمده از عقاید او در باره حضرت زرتشت انتقاد شده است زیرا‌ نیبرگ نوشته بود که زرتشت‌ کاهنی بود‌ه که "گاتا" هارا در حالت خلسه‌ سروده است.(5).با وجود این که عقیده‌ نیبرگ درباره زردشت مورد انتقاد چند نفر از خاورشناسان دانشمند مانند هنینگ وغیره قرار گرفت ولی در نیت خیرخواهانه او در‌باره ایران کافی است که گفته شود او به شخصیت عالی رتبه و دانشمند متخصص ایران‌شناسی‌ چون سید حسن تقی‌زاده‌ ارادت داشت و به پیشنهاد هم بود که تقی‌زاده به ریاست افتخاری کنگره ایران‌شناسان‌ منعقده در لندن در شهریور 1333  بر‌گزیده گردید (6) یک‌سال هم در یکی از مسافرت‌های نیبرگ در ایران دانشگاه تهران از او دعوت کرد که در دانشکده ادبیات‌ در‌باره زبان‌ها سخنانی ایرانی ایراد کند. این سخنرانی به زبان انگلیسی بود که دکتر محمد مقدم استاد زبان‌های باستانی ایران در دانشگاه تهران ترجمه همزمان سخنان ایشان را به فارسی به عهده داشت (7)

نگاهی به آثار مهم نیبرگ در رابطه با ایران‌:
1- کتاب متون پهلوی چاپ 1924.
2- راهنمای زبان پهلوی دوجلد چاپ 1928-1931.
3- مسائل علم تکوین و جهان‌شناسی مزدائی چاپ 1929-1931.
4- رساله د‌باره تقویم مزدائی چاپ 1934.
5- ادیان ایران باستان چاپ 1937.
6-نام‌های کهن فارسی چاپ 1965.
7- دیباچه کتاب دین کرد‌ چاپ 1964.


منابع وماخذ:
1- محمد رستمی‌: ایران‌شناسان و ادبیات فارسی ص621-622 چاپ تهران 1390 از انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی‌ و مطالعات فرهنگی‌.
2- دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا فارسی مقاله هنریک ساموئل نیبرگ‌.
3- هوشنگ اتحاد‌: پژوهشگران معاصر ایران، جلد اول صفحه 182-184. چاپ تهران 1378 از انتشارات فرهنگ معاصر.
4 -سایت "ایران بوم" مقاله آشنائی با ایران شناسان، هنریک ساموئل نیبرگ.
5- سایت "امرداد" تار‌نگار خبری زرتشتیان ایران‌. مقاله ادیان ایران نیبرگ‌.
6- ‌هوشنگ اتحاد‌: پژوهشگران معاصر ایران جلد اول ص133-134. ‌چاپ تهران 1378 از انتشارات فرهنگ معاصر‌.
7- ‌ماخذ بالا جلد دوم ص317 ‌چاپ تهران 1379.

Category: Articles

Sub-Category: History

Date: 2 ماه 2 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به