ozolkhan-baharieh-nowruz

ما نیز دفتر یادداشت‌های خصوصی فضول‌خان را گشودیم و دیدیم که ایشان به مناسبت نوروز و آغاز بهار و سال نو با توجه به شرایط و آب و هوای تورنتو این مثنوی بهاریه را سروده است

از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن‌که رسم است در اواخر اسفندماه و اوایل بهار و نوروز اغلب شعرا و نویسندگان به مناسب این ایام، شعری، معری، بهاریه‌ای، نوروزیه‌ای چیزی از این قبیل از خود به یادگار می‌گذاشتند. ما نیز دفتر یادداشت‌های خصوصی فضول‌خان را گشودیم و دیدیم که ایشان به مناسبت نوروز و آغاز بهار و سال نو با توجه به شرایط و آب و هوای تورنتو این مثنوی بهاریه را سروده است:
عید آمده ای عزیز دلبند
بشنو ز "فضول" نصیحتی چند
بشکن بزن و برقص و شاد باش
پرچم به دست بگیر و اهل باد باش
در شهر تورنتو در چه حالی
با بی‌پولی و برف و جیب خالی
عید آمد و ما دلار نداریم
با صرافی و ارزی کار نداریم
بی‌پولی و مفلس و گداییم
بیکار و هوم‌لس و رهاییم
کارخانه پول‌شویی نداریم
بر اتول کهنه‌ای سواریم
با "اوبر" و سیستمش رفیقیم
همکار قدیمی و شفیقیم
از استیل و فینچ به بالا
تا کینگ‌سینی و هم آرورا
با خود ببریم مسافران را
نیو کامرای مهربان را
در کامیونیتی ما فضولیم
چون نخود آش می‌لولیم
عاشق نوروز و بهاریم
بر خر مراد خود سواریم
می‌سوزه دلم برای نوروز
در آخر اسفند و هر روز
یک عده زرنگ و چالاک
از عشق کنند سینه را چاک
با نام نوروز دکان دارند
تا پول و دلار درآرند
با جشن نوروزی و بازار
جمع کنند مردمان بسیار
خالی می‌شود جیب مردم
گَزیده به نیش کژدم
هر روز بساطی‌ست بر پا
از دان‌تان تا آرورا
عجب شهر قشنگی‌ست تورنتو
عجب شهر فرنگی‌ست تورنتو
کامیونیتی ما چه زیباست
این کامیونیتی لایق ماست
خفه‌شو فضول پُر رو
بی‌عرضه و حسود و پُرگو
گر تو هم زرنگ بودی
مثل بعضی رنگ به رنگ بودی
نه زبان شکوه ساز می‌کردی
می‌رفتی دکونی باز می‌کردی

Category: Culture

Sub-Category: Fun

Date: 1 ماه 4 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به