بچهها هر روز در دفترشان یک نقاشی با توجه به موضوع داده شده میکشند و زیرش یک جمله یا یک داستان مینویسند
در این سند چند دسته انتظارات آموزشی در مورد زبانآموزی طرح شده است:
ارتباط شفاهی (oral communication)، خواندن (reading)، نوشتن (writing)، و سواد رسانهای (media literacy). اما آیا این مهارتهای بنیادین زبانی در خلاء امکان توسعه پیدا میکنند یا لازم است بستری فراهم کنیم؛ مخصوصا که میبینیم کتاب خاصی از طرف برنامهریزان استان، پیشبینی و ارائه نشده است تا تعلیم بطور متمرکز پیش برود.
آن چه دانشآموزان خردسال نیاز دارند تا بتوانند زبانی را فراگیرند و قادر به توسعه آن باشند، طبق نوشته صفحه 32 این سند شامل موارد ذیل میباشد: زبان محاورهای، دانش پیشین و تجربه زبانی، درک مفهوم کلی نوشتن، آگاهی آوایی، فهم ارتباط میان حرف و صدا، گنجینه لغات، آگاهی راجع به معناهاو ترکیب زبانی، مهارتهای تفکر رده بالاتر، و گنجایش فراشناختی. در سالهای کودکستان این مهارتها پایهریزی میشود و نیز در طول پایههای اول تا سوم تمرکز قابل ملاحظهای بر یادگیری زبان به طور همه جانبه (هر چهار رسته انتظارات آموزشی) مبذول میشود.
شاید باور نکنید کلاس کودکستانیها چه دنیای شگفتانگیزی است و دانشآموزان قبل و بعد از این دو سال پیش دبستانی، چقدر تفاوت میکنند. از بچه چهارسالهای که مفاهیمی چون کوچک و بزرگ، و سرد و گرم، و نام فصلها را تازه یاد میگیرد و شاید اولین بار تجربه دستشویی رفتن بدون کمک مادر را تمرین میکند؛ تبدیل میشود به دانشآموزی که نحوه رفتار در مدرسه را یاد گرفته است، حروف الفبا را میشناسد، کلمات زیادی را میخواند و مینویسد، و قادر به انجام فعالیتهای دسته جمعیست؛ و در یک کلام عضوی باسواد از یک جامعه شهروندی شده است. اما این سوادآموزی بدون مشق و دفتر چگونه رخ میدهد؟
طبق نظریه اخیر مورد استفاده در مدارس امروز انتاریو، برای بچههای سنین قبل از دبستان، قابلترین روش برای آموزش، بازی است. در حین بازی با پازل بچه یاد میگیرد که مثلا نام فیل چگونه با حرف "ای" شروع میشود؛ بارها و بارها حرف "ای" را به انواع مختلف میبیند و به خاطرش میماند. در متنی که به او داده میشود، دور تمام حروف "ای" را خط میکشد. با انگشت روی میز شن، حرف "ای" را مینویسد، با خمیر همان حرف را درست میکند، درپیام صبحگاهی مخصوص کلاس (امروز بیست و چهارم ماه ژوئن میباشد، و ما از پنجره درختان سبز را میبینیم) همان حرف "ای" را پیدا میکند و به آن اشاره میکند. با کنار هم گذاشتن کارت حروف، کلمه فیل را میسازد، یا روی تخته سفید کوچکی که جایگزین کاغذ است تلاش میکند بنویسد فیل. اما کار سوادآموزی اینجا تمام نمیشود و خواندن و نوشتن کلمات، به خودی خود، کافی نیست. آیا تولید جمله هدف نهایی ماست؟ هم بله هم خیر. بله چون با نوشتن جمله است که همه متون بلند و کوتاه نوشته میشوند؛ خیر چون نوشتن جمله به خودی خود، مصداق آموختن کاربردی زبان و برقراری ارتباط دوسویه نیست. آنچه در سند آموزشی بدان اشاره شده است هم توجه به چهار رسته نامبرده در بالاست، و نیز همانطور که در صفحه 3 این سند آمده است: "توسعه زبان به عنوان یک بخش کلیدی سند آموزشی، برای رشد فکری، اجتماعی، و عاطفی کودک محسوب میشود. وقتی دانشآموزان در مدرسه ابتدایی زبان یاد میگیرند چیزی فرای تسلط بر مهارتهای اصلی میآموزند. آنان یاد میگیرند به قدرت زبان ارج بنهند و آن را متعهدانه بکار گیرند. آنان میآموزند که احساسات و عقایدشان را بیان کنند و همینطور که عاقل و بالغ میشوند، نظرات خود را به وسیله استدلال و پژوهش عرضه و مستدل کنند." همچنین اشاره ظریفی به تفاوت کاربردهای زبان شده است: زبان رسمی برای مباحثه و مقالهنویسی، زبان روایی برای نقل داستان، زبان ادبی برای شعر و ادبیات، زبان علمی برای دستورالعملها و خلاصه تفاوت لحن کلام و واژهگزینی از مصادیق آموزش درست زبان است.
باز هم برویم سراغ کودکستان که بینیم چگونه یاد میگیرند جملهنویسی کنند. یکی از راههایی که برای شروع مورد استفاده قرار میگیرد کاتب شدن برای بچههاست. نمونهای بسیار زیبا که خودم شاهد کارایی بالای سبک مورد نظر بودهام اینست که معلم یک کتاب علمی برای بچهها میخواند. مثلا راجع به دانهها. بچهها یکی یکی داوطلب میشوند و جملهای از آنچه یاد گرفتهاند یا از آنچه از کتاب به خاطر سپردهاند یا به نوعی مربوط به این مبحث است را به معلم و بقیه بچه ها میگویند. مثلا من میدانم دانه سیب وسط میوهاش است؛ یا دانه لوبیایی که من با مامانم کاشتم مثل دانه توی کتاب رشد کرد. سپس به نوبت به صف میشوند و جمله خود را به مربی کودک میگویند تا او برایشان روی تکه کاغذی بنویسد(scribe).حالا بچهها یک نقاشی از آنچه یاد گرفتهاند میکشند و زیرش هم جمله خود را مینویسند. حالا وقت آنست که اگر سال دوم کودکستان باشند، یا سطح زبانشان بالا باشد، جمله دوم را خودشان صداکشی کنند و بنویسند. میتوانند به لغاتی که قبلا روی دیوار نصب شده است مراجعه کنند. اگر در اثنای جملهنویسی خود با کلمه جدیدی روبرو شدند و نتوانستند صداکشی کنند از مربی یا معلم کمک میگیرند و کارت جدیدی با لغت تازه برای دیوار لغات درست میکنند.
یکی از راههای موثر هم ژورنالنویسی روزانه است. بچهها هر روز در دفترشان یک نقاشی با توجه به موضوع داده شده میکشند و زیرش یک جمله یا یک داستان مینویسند. موضوع شبیه انشا میتواند باشد مثلا تعطیلات آخر هفته، یا اسباببازی مورد علاقه شما، یافصل تابستان، و از این قبیل.
همانطور که دیدید نوشتن و خواندن به صرف خود تبدیل میشود به کاربرد زبان. در کلاسهای بالاتر انواع نوشتهها را یاد میگیرند و سواد اصلی اینجاست که بیشتر دیده میشود: نوشته توصیفی، نوشته استدلالی، نوشته متقاعدسازی، نوشته شرح مرحله به مرحله و ...خلاصه اینجاست که وقت آن میشود که حاصل کار سخت خود و فرزندتان را ببینید و لذت ببرید!
نکته: منظور از زبان در تیتر این مطلب، زبان اصلی در مدارس است. از آنجا که در کانادا دو زبان انگلیسی و فرانسه زبان رسمی محسوب میشوند و در برخی مدارس انتاریو زبان اصلی تدریس فرانسه است، منظور از آموزش زبان با توجه به هر مدرسه تعبیر میشود.
۱- ماسک ان-۹۵ بزنید، کرونا از ماسکهای معمولی رد میشود. ۲- فیلتر هوای قوی هپا بگذارید. ۳- تا جایی که میتوانید از مردم حذر کنید. ۴- تغذیه خوب و سالم داشته باشید، مقادیر زیاد ویتامین C و D مصرف کنید. ۵- بسیار ورزش کنید. ۶- اگر توانستید حتما واکسن بزنید.
درباره نویسنده/هنرمند
![]() | Leila Kazemzadeh لیلا كاظم زاده معلم رسمی انتاریو و ساکن تورنتو میباشد. او كارشناس ادبیات انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی و كارشناس آموزش از دانشگاه لیک هد (Lakehead) است. |
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو
ویراستار اول: آرش مقدم؛ ویراستار نهایی: پر ابراهیمی - ویراستاری موقت: عباس حسنلو




















