کانادا-آرش-آبادی-دلشوره‌ها-و-دل‌نگرانی‌های-انتخاباتی-مردم

قیمت بسیاری از اقلام خوراکی حتی تا دو برابر ،  یعنی ۲۰۰ درصد، افزایش یافته است و هزینه نیازهای خوراکی یک خانواده چهار نفره از حدود ۴۰۰ دلار در ماه به حدود هزار دلار افزایش یافته است

هزینه بالای زندگی روزمره:
بر اساس نظرسنجی‌های شبکه سی‌بی‌سی در ماه جولای (1)، مهمترین نگرانی مردم هزینه بالای زندگی و افزایش باورناپذیر آن است. چاره‌جویی و متوقف کردن این روند بی برو برگرد تبدیل به خواست نخستین و اساسی مردم از نامزدان انتخاباتی شده است. قیمت بسیاری از اقلام خوراکی حتی تا دو برابر ،یعنی ۲۰۰ %،افزایش یافته است و هزینه نیازهای خوراکی یک خانواده چهار نفره از حدود ۴۰۰ دلار در ماه به حدود هزار دلار افزایش یافته است (2)؛ و اما آمار دولتی تنها به ۲ نرخ تورم سال به سال اشاره می‌کند (3)!
پس پرسش این است که لمس با تمامی وجود و هر روزه مردم نادرست است یا آمارگیران دولتی در وادی دیگری سیر می‌کنند؟ و آیا این هم یکی دیگر ازنشانه‌هایی نیست که ارتباط سیاستمداران ما با مردم کوچه و بازار و زندگی هر روزه‌شان قطع شده است و بی‌اعتمادی مردم به سیاستمداران سر به حد تاریخی ۹۰ درصد، می‌زند؟

بر باد رفتن رویای مردم و مشکل مسکن:
در عرصه مسکن کار از این حرف‌ها گذشته و قیمت یک آپارتمان دو خوابه (در تورنتو) که سال‌ها قبل حدود یکصد هزار دلار بود به حدود ۵۰۰ هزار دلار و یک خانه از حدود ۳۰۰ هزار دلار به یک میلیون و دویست هزار دلار رسیده است (4)! دیگر رویای صاحب خانه شدن برای طبقات فقیر و متوسط و نسل آینده‌مان بر باد رفته و حتی آرزویش هم نشدنی می‌نمایند! حالا سیاستمداران‌مان چیزی در این مورد بگویند یا نگویند (که عادت کرده‌ایم که نگویند و حتی به رویشان هم نیاورند!!!) واقعیتی را عوض نمی‌کند. در مورد اجاره مسکن، افزایش اجاره بها دیگر کار به افزایش ماهیانه کشیده است. اجاره یک آپارتمان دو خوابه که سال‌ها پیش حدود هزار دلار بود، الان تقریباً دو برابر شده است (5). کار به جایی رسیده که طبقات فقیر به جای خود، طبقه متوسط هم قادر به پرداخت این اجاره بهای سنگین نیستند و به ناچار به شهرهای دیگر اسباب‌کشی می‌کنند.
 
حقیقت تلخ:
آژانس سی‌سی‌پی‌ای (6) در گزارش ماه جولای خود اعلام می‌کند اجاره بها دیگر چنان بالاست که دستیابی به آپارتمان مناسب را برای ۹۷ % از اجاره‌نشینان کانادایی بسیار سخت و شاید ناممکن ساخته است (7). کارگران و کارمندانی که حداقل دستمزد را دریافت می‌کنند، باید برای اجاره یک آپارتمان یک خوابه هفته‌ای ۹۶ ساعت و برای آپارتمان دو خوابه هفته ای ۱۱۲ ساعت کار کنند! تنها کسانی که ساعتی ۲۲ دلار و ۰ ۴ سنت دستمزد می‌گیرند می‌توانند آپارتمان دو خوابه و کسانی که ساعتی ۲۰ دلار و ۲۰ سنت دستمزد می‌گیرند آپارتمان یک خوابه اجاره کنند (8). بر اساس این گزارش یک سوم کانادایی‌ها، یعنی ۴.۷ میلیون خانواده کانادایی، اجاره‌نشین هستند.
 
اجاره آپارتمان‌های دولتی با استفاده از یارانه:
بسیاری از مردم کم‌درآمد به ناچار و برای حل مشکل مسکن‌شان به اجاره کردن آپارتمان‌های دولتی (9) روی می‌آورند. آنها می‌توانند تنها ۳۰ درصد از درآمد خود را بابت اجاره بها بپردازند ، برای مثال ۷۰۰ دلار از ۲۱۰۰ دلار درآمد ماهیانه. فاجعه اینجاست که عرضه این آپارتمان‌ها نسبت به تقاضای افزایش یافته مردم چنان کم است که باید در لیست‌های انتظار ۱۰ تا ۱۵ ساله منتظر بمانند تا شاید بتوانند در مسکن‌های نامناسب زندگی کنند.
سیاستمداران ما باز هم به این مشکل کمتر اشاره دارند! و پرسش همچنان این است که چرا بودجه مناسب به ساخت آپارتمان‌های دولتی کافی اختصاص نمی‌دهند و چرا لیست انتظار ۱۰ تا ۱۵ سال؟ آیا درک می‌کنند که چه زندگی سختی است این؟ با تمامی وجود؟ آیا نامزدهای انتخاباتی پاسخگویی به این نیاز بنیادی مردم را در برنامه‌شان می‌گذارند؟ اگر هم بگذارند، آیا پس از انتخاب شدن، باز هم پیمان‌شکنی رخ نخواهد داد؟ به راستی چه تضمینی در کار هست؟ و آیا متاسفانه عادت نکرده‌ایم به پاسخ همیشگی آنها: کمبود بودجه (البته نه برای خودشان بلکه برای مردم دردمند)!!! و آیا این سیاستمداران اعتماد از دست داده، حاضرند خودشان ۱۰ تا ۱۵ سال منتظر بمانند برای... ؟!
 
زیر خط فقر:
بر اساس برآورد دولتی، هر خانواده چهار نفره کانادایی که دارای درآمد سالیانه کمتر از 37 هزار و 542 دلار باشد (10) زیر خط فقر زندگی می‌کند و قادر به برآوردن نیازهای بنیادی و انسانی‌شان در سطح استانداردهای کانادا نیست، در کبک ۳۲ هزار و ۸۷۱ دلار و در آلبرتا ۴۰ هزار و ۷۷۷ دلار. این آمار متعلق به سال ۲۰۱۵ است و رقم حال حاضر را با در نظر گرفتن نرخ تورم واقعی ۴ سال گذشته می‌توان بدست آورد.
کمیته‌ای متشکل از همه احزاب در سال ۱۹۹۰ تشکیل شد و دولت‌های کانادا را موظف ساخت که تا سال ۲۰۰۰ فقرکودک را از بین ببرند. آیا از بین رفت؟! پاسخ خیر است (11). اکنون که از بین نرفته چه کسانی مسئول هستند؟ خود فقیران یا دولت‌های کانادا در ۲۹ سال گذشته؟! راستی چرا مردم کانادا به سیاستمداران بی‌اعتماد شده‌اند؟
بر اساس همان آمار که قرار است هر ۵ سال، احتمالا در سال۲۰۲۰ یا ۲۰۲۱، به روز شود، ۵.۴ % کانادایی‌ها – یعنی ۱.۹ میلیون نفر- در فقر زندگی می‌کنند. ۲۴.۳ % از اینان زنان شاغل مجرد، ۲۲.۱ % مردان شاغل مجرد، ۱۴.۲ % زنان مجرد سرپرست خانواده، ۹.۵ % بومیان کانادا، ۸.۳ % مهاجران تازه وارد و ۷.۷ % از ناتوان‌ها هستند (10).
آیا افزایش سرسام‌آور هزینه زندگی فقر بیشتری می‌آفریند یا آن را از بین می‌برد؟
 
هزینه زندگی نیازمندان:
بسیاری از کانادایی‌ها در شرایط اضطراری و نیازمندانه زندگی می‌کنند: استفاده‌کنندگان از کمک هزینه‌های اجتماعی، بیمه بیکاری، افراد دچار ناتوانایی‌ها و بیماری‌های جسمی و فکری، برخی سالمندان و ... افزایش هزینه زندگی با نرخ بالا تاثیر بسیار منفی بر سطح کیفیت زندگی آنها دارد. دولت‌های کانادایی، از هر حزبی که بوده‌اند ، متناسب با نرخ تورم - حداکثر ۲% - دریافتی‌های آنها را افزایش داده‌اند و از درگیری آنها با نرخ تورم و گرانی واقعی کنار کشیده‌اند.
پرسش: نامزدان انتخابات آینده و احزاب‌شان چه برنامه‌ای برای بهبود کیفیت زندگی این نیازمندان دارند؟ نمی‌توان چشم بر واقعیتی زندگی و هستی نیازمندان بست.
 
کاهش سطح زندگی مردم و رتبه کانادا در جهان:
هفته گذشته به این نکته اشاره داشتم که متاسفانه دیگر کانادا کشور نخست جهان از نظر سطح زندگی و رفاه اجتماعی نیست و به رتبه دوازدهم نزول کرده است (12). چه کسی مسئول این کاهش سطح زندگی کانادایی‌ها در مقایسه با کشورهای دیگر است؟ خود مردم کانادا یا سیاستمداران منتخب آنها؟ چه کسی تصمیم‌گیرنده و سکان‌دار بوده است؟ و یا سیاستمداران کشورهای دیگر خوب کار کرده‌اند یا می‌کنند که رتبه‌شان بهتر شده و سیاستمداران ما بر عکس؟ و یا سیاستمداران ما هیچ کاره بوده‌اند و عوامل خارجی نقش و کارکرد اساسی داشته‌اند؟!
 
کاهش ارزش دلار کانادا و فقر مردم:
باز هم متاسفانه ارزش دلار کانادا نسبت به دلار آمریکا حدود ۳۰ % در همین ۲ سال اخیر کاهش یافت (13)؛ یعنی همه ما مردم کانادا، چه فقیر و چه ثروتمند، در سطح جهانی فقیر شده‌ایم و ۳۰ درصد از دارایی خود را از دست دادیم؛ حتی قدرت رقابت ثروتمندان ما هم کمتر شده‌است! و باز هم و به ناچار تکرار همان پرسش:
چه کسی مسئول است؟
و نکته شگفت‌انگیز و اندیشیدنی اینست که در سیستم سیاسی ما کسی قبول مسئولیت نمی‌کند! احزاب، دولت‌ها و سیاستمداران هر چند سال جا عوض می‌کنند و می‌روند پی کارشان و پاسخگوی مسئولیت‌ها و اشتباهات قبلی‌شان نیستند!
و مردم هم آن قدر گرفتار زندگی روزمره‌‌شان هستند که دیگر وقت و امکان پیگیری، حتی پیگیری افشاگری‌ها، و مسئول‌یابی را ندارند.
اما این بار شاید بد نباشد که پیش از و در جریان انتخابات فرا رو، اندکی بیاندیشیم. شاید؟ کانادا کشور انتخاب شده خود ما بوده و اکنون میهن اصلی ماست: اینجا داریم زندگی می‌کنیم، مالیات می‌دهیم، فرزندانمان را بزرگ می‌کنیم، سر کار می‌رویم، تنفس می‌کنیم، و با همه چیزش در گیریم. در واقع با زندگی امروزمان در کانادا، همین امروز داریم آینده‌مان و نسل‌های بعدی خود را در اینجا می‌پرورانیم. پس با خودمان روراست باشیم: اینجایی، یعنی کانادایی هستیم و به رگ و پی آن وابسته‌ایم. سرنوشت و آینده‌اش ، بی برو برگرد، بر  زندگی ما تاثیرگذار، سازنده یا ویرانگر، خواهد بود. پس شایسته اینکه به همه چیزش با دل و جان توجه کنیم. باید به کار، زندگی و آینده‌مان در امروز و فردا دقت داشته باشیم.
می‌توان تغییر کرد و تغییر داد تا درب بر همان پاشنه دیروز نگردد. می‌توان خودمان، خواسته‌ها، آینده و میهن‌مان کانادا را جدی بگیریم.
و در آخر به این پرسش می‌رسیم که چرا برای زندگی حداقلی و متناسب داشتن همه کانادایی‌ها، دستکم "حداقل دستمزد" را متناسب با نرخ تورم واقعی افزایش نمی‌دهند: آیا این پایین آوردن قدرت زندگی همه مردم موجب فقر‌آفرینی بیشتر و صدمه زدن به همه ما نمی‌شود؟
 


 

Author: Arash Abadi

Category: Articles

Sub-Category: Political

Date: 4 ماه 1 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

آگهی
 Website DesignClassico Roma Luxtury

Share this with: ارسال این مطلب به