سال 98 سال بسیار خاصی پس از انقلاب سال 57 به شمار می‌رود
سال 1398 از جهت بحران‌های مختلف از تحریم فروش نفت ایران گرفته تا کرونا و... سال بسیار خاصی پس از انقلاب در سال 57 به شمار می‌رود به طوری که بسیاری حیات جمهوری اسلامی را به پیش و پس از این سال تقسیم می‌کنند و بر این باورند در این سال اتفاقاتی پیش آمده که بر مدیریت خرد وکلان ایران تاثیر چشمگیر و تاثیرگذاری خواهد داشت.
در این میان سال 98 به دلیل کتمان "حقیقت" درباره بحران‌هایی مانند کرونا، افزایش قیمت بنزین و کرونا را می‌توان به تعبیر داریوش سال اعدام حقیقت هم نامید.
Sarafi Arz Taheri Exchange Toronto Canada
در مطلب پیش رو به 10 اتفاق مهم در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی اشاره خواهیم کرد تا نشان دهیم سال 98 مقسم حیات جمهوری اسلامی و جامعه ایرانی به پیش و پس از خودش است.
 
آغاز صفر کردن فروش نفت
آمریکا در روز دوم اردیبهشت سال 98 معافیت‌های ۱۸۰ روزه معاملات نفتی با ایران را تمدید نکرد و فشار تحریم‌ها را برای به صفر رساندن فروش نفت ایران وارد مرحله نهایی کرد. اتفاقی که بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران بلوغ شیطانی آمریکا در تحریم‌ها توصیف کرده بود. به هرحال این فشارهای آمریکا سبب شد که تقریبا همه مشتریان نفتی ایران به جز چین  به فکر منابع نفتی جایگزین باشند به طوری که میزان فروش نفت ایران در فوریه سال 2020 یعنی کمتر از یکسال پس از آغاز تحریم‌های نفتی آمریکا به ۲۴۸ هزار و در نهایت با شیوع کرونا در چین و کاهش تقاضای این کشور برای نفت در عمل به زیر 200 هزار بشکه در روز برسد. این آمار می‌تواند دستمایه‌ای برای پیش بینی‌ تغییرات گسترده سیاسی و اجتماعی در ایران سال 99 باشد.
 
افزایش ناگهانی قیمت بنزین
بامداد 24 آبان 1398 دولت به طور ناگهانی اعلام کرد که قیمت بنزین غیر‌سهمیه‌ای به 3 هزار تومان افزایش یافته و جامعه ایران را در شوک عجیبی فرو برد. البته از ابتدای سال 98 اخبار جسته و گریخته‌ای درباره احتمال افزایش قیمت بنزین مطرح شده بود اما در نهایت همه آنها با جدیت تکذیب می‌شد و حتی زیبا اسماعیلی سخنگوی شرکت ملی پخش و پالایش مواد نفتی ایران و چند مقام دیگر وزارت نفت به خاطر آنکه این خبر را به شکل منبع مطلع در اختیار برخی رسانه‌ها قرار داده بودند، مدتی را در بازداشت گذارندند.
به هرحال مسئولیت این تصمیم با شورای عالی سران قوا متشکل از روسای دولت، مجلس و قوه قضاییه بود که با مجوز رهبری نمایندگان مجلس را از مدار تصمیم‌گیری درباره قیمت بنزین خارج کردند و یکی از چالش برانگیزترین تصمیم‌های اقتصادی جامعه ایران را در سال 98 را بسته‌بندی و اجرا کردند. 
 
اعتراض‌های خونین آبان
افزایش قیمت ناگهانی بنزین شوک سنگینی به جامعه ایران بود که سبب اعتراض‌های گسترده در 29 استان و حداقل 100 شهر شد. دامنه این اعتراض‌ها به حدی گسترده بود که در برخی از شهرها مانند ماهشهر در عمل از ادوات و نیروهای نظامی برای برخورد با معترضان استفاده شد. این اعتراض‌ها به طور عمده در مناطق فقیرنشین و در میان طبقات ضعیف اقتصادی جامعه وجود داشت از افزایش قیمت بنزین و پیامدهای تورم‌زای آن بیشترین ضربه را می‌خورد. پس از گذشت بیش از 5 ماه هنوز مقام‌های جمهوری اسلامی علی‌رغم وعده قبلی آمار دقیقی از کشته‌شدگان این اعتراض‌ها را اعلام نکرده‌اند. طبق روایت برخی رسانه‌های خارج از ایران تعداد کشته شدگان اعتراض‌های آبان حدود 1500 نفر و تعداد بازداشت ها 8600 نفر بوده است. برخی کارشناسان سیاسی می‌گویند نوع برخورد با این اعتراض‌ها باعث شد تا شکاف میان مردم و حکومت به بیشترین سطح خود در عمر 41 ساله جمهوری اسلامی برسد.
 
قاسم سلیمانی و انتقام سخت
کمتر از دو هفته پس از برخورد سنگین با اعتراض‌های آبان ماه جامعه ایران این بار با کشته شدن قاسم سلیمانی دچار شوک دیگری شد.ارتش آمریکا سلیمانی و ابومهدی المهندس، رئیس کتائب حزب‌الله عراق از فرماندهان حشد‌الشعبی را با دستور مستقیم دونالد ترامپ در عملیات موسوم به آذر خشک بود درفرودگاه بغداد هدف قرار داد. این حمله پس از آن صورت گرفت که نیروهای کتائب حزب‌الله به سفارت آمریکا در بغداد حمله کرده بودند. مهمترین واکنش ایران به این اتفاق، حمله موشکی به پایگاه هوایی عین‌الاسد با کلیدواژه انتقام سخت بود بود که البته تلفاتی را در پی نداشت.
‌به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، کشته شدن قاسم سلیمانی تاثیر مستقیم در تعضیف سازماندهی نیروهای مورد حمایت ایران در منطقه خاورمیانه و به ویژه عراق، سوریه، لبنان و یمن دارد.
‌از طرف دیگر جمهوری اسلای تلاش کرد با برگزاری یک مراسم بزرگ برای تدفین سلیمانی، اعتراض‌های آبان را تا حد ممکن به حاشیه ببرد. البته به علت ازدحام بیش از حد جمعیت 56 نفر در این مراسم کشته شدند تا اهداف تبلیغاتی جمهوری اسلامی با چالش جدی مواجه شود.
 
تراژدی ساقط شدن هواپیما
یک روز پس از خاکسپاری قاسم سلیمانی، سپاه پاسداران با هدف گرفتن آنچه رهبر ایران انتقام سخت نامگذاری کرده بود به پایگاه هوایی عین‌الاسد در عراق حمله موشکی کرد. در هنگام این حمله، یک هواپیمای مسافربری اوکراینی با 176 مسافر که از فرودگاه امام خمینی به هوا برخاسته بود هم هدف دو موشک سامانه تور سپاه قرار گرفت و سقوط کرد که طی آن همه سرنشینان این هواپیما جان باختند. مقام‌های جمهوری اسلامی در ابتدا علت سقوط را نقص فنی اعلام کردند اما رسانه‌ها و کارشناسان خارجی از حمله موشکی به هواپیما خبر دادند. مقام‌های جمهوری اسلامی برخورد هرگونه موشک به هواپیما را انکار کردند و آن را دروغ محض و عملیات روانی دشمن برشمردند اما با انتشار برخی فیلم‌ها و گزارش‌ها و اصرار مقام‌های غربی به ویژه نخست‌وزیر کانادا، در نهایت حسن روحانی در بیانیه‌‌ای اعلام کرد که هواپیمای اوکراینی بر اثر اصابت موشک‌های سپاه ساقط شده و جمهوری اسلامی ایران از این اشتباه فاجعه‌بار بسیار متأسف است و امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نشست خبری شنبه ۲۱ دی ماه به تشریح جزئیات این اتفاق تلخ پرداخت. فارغ از ابعاد انسانی دردناک این ماجرا آنچه در این میان بیش از هرچیزی به چشم آمد پنهانکاری چند روزه علت اصلی سقوط هواپیمای اوکراینی توسط مقام‌های جمهوری اسلامی بود که بی‌اعتمادی جامعه به منابع رسمی حکومت را به اوج رساند. 
 
انتخابات مهندسی شده
انتخابات دو اسفند یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حالی برگزار شد که اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی و کارایی آنها در پایین‌ترین سطح خود پس از انقلاب قرار داشت. به اعتراف مقام‌های جمهوری اسلامی این انتخابات با میزان شرکت 57/42 یعنی تنها حدود 25 میلیون نفر از 58 میلیون نفر واجد شرایط، بدترین انتخابات جمهوری اسلامی پس از انقلاب سال 5 به لحاظ مشارکت مردمی بود.در استان تهران تنها 2/26 درصد و در شهر تهران تنها 4/25 درصد از واجدان شرایط در انتخابات شرکت کردند.
این انتخابات در حالی برگزار شد که تعداد زیادی از کاندیداهای غیرهمسو با هسته سخت قدرت با استناد به بندهای 1، 2 و 4 ماده 28 قانون انتخابات یعنی اعتقاد و التزام عملی به اسلام، به نظام و ولایت فقیه است رد صلاحیت شده بودند.
در نتیجه این انتخابات مهندسی شده هم 221 اصولگرایان یا همان سیاسیون با وفاداری مطلق به جمهوری اسلامی وارد مجلس یازدهم شدند. حدود60 کرسی باقیمانده هم میان نیروهای موسوم به اصلاح طلب و مستقل تقسیم شد.
 
فاجعه کرونا
بدون شک بحران کرونا مهمترین بحران جامعه ایران در سال 98 و احتمالا سال 99 است. البته مسئولان جمهوری اسلامی به رسم مالوف خود شیوع این ویروس کرونا‌ را در ابتدا به شدت تکذیب کردند اما در نهایت روز 30 بهمن خبر فوت دو نفر بر اثر کرونا در قم به طور رسمی اعلام شد. این درحالی بود که مسئولان وزارت بهداشت جمهوری اسلامی تا روز 29 بهمن ماه مشاهده ابتلا به کرونا را در ایران تکذیب می‌کردند. به هرحال شیوع گسترده این ویروس باعث شد تا ایران در کنار چین و ایتالیا به عنوان سه کانون اصلی انتشار این ویروس در جهان شناخته شوند. درباره نقش پروازهای هواپیمایی ماهان به چین در ورود این ویروس به ایران نشانه‌های زیادی وجود دارد و همچنین به نظر می‌رسد پنهانکاری مقام‌های جمهوری اسلامی درباره این ویروس به دلیل نگرانی از تاثیر آن در کاهش مشارکت انتخابات دوم اسفند نقش چشمگیری در گسترده‌تر بودن ابتلا به این ویروس در ایران نسبت به سایر کشورها داشته است. 
آن طور که آمار و ارقام نشان می‌دهد در صورت عدم وجود تدابیر جدی برای مقابله با این ویروس کشنده، ممکن است ایران با یک بحران بهداشتی گسترده در ابعاد انسانی در سال 99 روبرو شود.
 
بازگشت ایران به لیست سیاه
جمعه دوم اسفند، همزمان با برگزاری انتخابات مجلس در ایران، کارگروه ویژه اقدام مالی یا همان اف‌ای‌تی‌اف در نشست پاریس به بازگشت ایران به لیست سیاه این نهاد بین‌المللی حکم داد. ایران پس از برجام از این لیست خارج شده بود.
اصلی‌ترین مسئولیت اف‌ای‌تی‌اف این است که هر چهار ماه اسامی کشورهایی که قوانین آنها از مبارزه با پولشویی حمایت نمی‌کند را در لیست سیاه خودش قرار دهد.
اف‌ای‌تی‌اف از ایران خواسته بود در کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان‌یافته فراملی معروف به کنوانسیون پالرمو و همچنین کنوانسیون مقابله با تأمین مالی تروریسم یا سی‌اف‌تی عضو شود.
قرار گرفتن ایران در لیست سیاه اف‌ای‌تی‌اف باعث می‌شود بانک‌های کشورهای دیگر موظف باشند در زمینه نقل و انتقالات مالی با ایران بیشترین سطح احتیاط را به خرج دهند.
 
تحریم جشنواه فجر
شاید مهمترین اتفاق در عرصه فرهنگ و هنر جامعه ایران در سال 98 این بود که جمعی از هنرمندان سرشناس ایرانی در همدردی با خانواده جانباختگان پرواز هواپیمای اوکراینی از حضور در جشنواره‌های فجر انصراف دادند.
مسعود کیمیایی،کارگردان قدیمی سینما ایران با انتشار ویدیویی کلید این حرکت جمعی را زد و چهره‌هایی مانند پیمان معادی، کیوان ساکت، علی قمصر، هانا کامکار، ابراهیم حقیقی و ساینا قادری، شیوا خدابخش، پریچهر ژیان،مهدی مهدیان، مدهی فاتحی، تهمینه میلانی، حمید فرخ‌نژاد، علی مصفا، جعفر پناهی، فرهاد مهرانفر، فریدون شهبازیان، مرضیه وفامهر، مصطفی آل‌احمد و... نیز به این حرکت پیوستند. در همین باره ۱۳۹ سینماگر و هنرمند در صفحه‌های شخصی خود در اینستاگرام این بیانیه تک جمله‌ای را منتشر کردند‌ و نوشتند: "ما به جشنواره فجر نمی‌رویم."
به این ترتیب و علا‌رغم مخالفت چهره‌هایی مانند شهاب حسینی، جشنواره فیلم فجر در سال 99 هم با بحران جدی در مشروعیت پایگاه حرفه‌ای خودش روبرو شد.
 
بحران پول در فوتبال ایران
فوتبال ایران در سال 98 هم متاثر از سایر فضاها به ویژه تحریم‌های بین‌المللی در شرایط کاملا خاصی قرار گرفت. تیم ملی فوتبال ایران در حالی که دو شکست مهم را در مسابقات مقدماتی جام جهانی مقابل عراق و بحرین تجربه کرد، مارک ویلموتس مربی بلژیکی تیم ملی در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۸ قرارداد خودش را‌ به علت عدم دریافت مطالباتش به طور یکطرفه فسخ کرد و پس از کش و قوس‌های زیادی از جمله ردصلاحیت چهره‌هایی مانند علی دایی توسط نهادهای امنیتی، سکان تیم ملی به یک کروات گمنام به نام اسکوچیچ سپرده شد. تیم‌های باشگاهی ایران از جمله استقلال و پرسپولیس مجبور شدند به دلیل شرایط تحریم قراردادهای مربیان خارجی خود را لغو کنند و پیش‌بینی شده تا میانه سال 99 بسیاری از بازیکنان خارجی نیز به دلیل عدم دستمزد دریافت مجبور به ترک ایران شوند. به این ترتیب فوتبال ملی و باشگاهی ایران نیز مانند اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی و داخلی در بحران پولی فرو رفت تا چرخه بحران‌های سال 98 برای جامعه ایران کامل شود.
Date: چهارشنبه, مارس 18, 2020 - 20:00

به فیس‌بوک اخبار ایرانیان کانادا - ایران استار بپیوندید به اینستاگرام اخبار ایرانیان کانادا - ایران استار بپیوندید به توئیتر اخبار ایرانیان کانادا - ایران استار بپیوندید به تلگرام اخبار ایرانیان کانادا - ایران استار بپیوندید

درباره نویسنده

دیگر مطالب مرتبط

Website DesignClassico Roma Luxtury

Share this with: ارسال این مطلب به