آگهیCancer Conference TorontoClassico Roma Luxtury

روانشناسی-داعی-چگونه-خودباوری-ضعیف-را-از-نو-بسازیم

اگر کودکی به دلیل طلاق و یا مرگ از والدین جدا شده باشد، ممکن است احساس طرد شدن نماید

شاید آنهمه نوشته‌ای که درباره خودباوری در این چند هفته آورده‌ام به نظر زیاد آید اما چون این مشکل را به دفعات می‌بینم درصدد نوشته‌های بیشتر برمی‌آیم. حال اجازه دهید یک تعریف جامع از خودباوری در اینجا بیاورم. به علاه خودناباوری یکی از عوامل ایجاد‌کننده افسردگی است. خود‌باوری راه فکر کردن، احساس نمودن و عملکرد را نشان می‌دهد و به شما نشان می‌دهد که خود را قبول دارید، به خود احترام می‌گذارید و به خو‌د اطمینان دارید و خود را باور می‌کنید. زمانی‌که شخص خود را پذیرفت می‌تواند به راحتی با افکار شخصی و کمبودهای خود بدون سرزنش کردن خود زندگی نماید. وقتی فردی به خود احترام گذاشت و و حدت خود و ارزش خود را به عنوان یک فرد واحد انسانی به حساب آورد، خود را خوب می‌فهمد. باور داشتن به خود یعنی شما احساس می‌‌کنید که در زندگی شایستگی و سزاوار داشتن یک زندگی خوبی می‌باشید.
یک واقعیت اساسی در مورد خودباوری اینست که آن باید از درون خود شخص نشات بگیرد. اگر فردی به هر نوع عادت و یا عاملی اعتیاد داشته باشد یک راه سالم در برابر اعتیاد اینست که روی خودباوری خود کار کند. رشد خودباوری معنی‌اش آن است که فرد در درون خود احساس رضایت و استحکام شخصیت را می‌سازد. اگر ریشه و اساس خود- ارزشی از درون شخص سرچشمه بگیرد بیشتر ثابت، پابرجا و مداوم خواهد بود.
 
اما راه‌هایی برای ساختن خودباوری:
راه‌های فرعی بسیاری وجود دارد که از مسیر آنها می‌‌توان خودباوری را به خوبی پی‌ریزی کرد و ساخت. ایجاد و ساختن خودباوری کاری نیست که یک شبه و در اثر یک بینش تنها و یا یک تصمیم جدی و یا تغییر رفتار فرد بوجود آید و رشد نماید. خودباوری به تدریج و از راه تمایل فرد به اینکه روی تعدادی از مسیرهای مختلف زندگی کار کند، بوجود می‌آید. سه راه مهم را در زیر می‌آورم که شما به آنها توجه کامل نمائید:
- مواظبت و محافظت از خود.
- ایجاد و رشد یک حامی و دوستی با افراد صمیمی.
راه‌های فرعی دیگر برای رشد خودباوری که به آنها اشاره خواهم نمود:
پایه و اساس رشد خودباوری تمایل و توانایی شخص است که بتواند از خود مواظبت و نگهداری نماید. معنی این جمله آن است که فرد بتواند نیازهای اساسی خود را به عنوان یک انسان تشخیص دهد و سپس کارهایی برای رسیدن به آن هدف‌ها انجام دهد. به علاوه مواظبت از خود شامل ایجاد روابط مناسب با کودک درون خود می‌باشد. کودک درون جایی بسیار عمیق در درون شما دارد که پایه و اساس نیازهای شما است. به علاوه این کودک حامل دردهای عاطفی مثل ترس، یا احساس آسیب‌پذیری که شما از دوران کودکی حاصل کرده‌اید نیز می‌باشد. برای اینکه شما والد خو‌بی برای کودک درون خود باشید، باید بر محدودیت‌ها و کمبودهای تربیتی خود که در دوران کودکی بوجود آمده است فائق شوید. این ضرب‌المثل را پیوسته بیاد داشته باشید هرگز برای خوشبخت شدن کودک درون شما دیر نیست. شما می‌توانید کمبودها و نواقص دوران کودکی خود را هم‌اکنون جبران نمائید.
و اما مواظبت از خود با شمارش تعداد زیادی از موقعیت‌های ناقص و ناجور و بدآموزی‌های خانوادگی که خود ایجاد کننده خودباوری می‌باشد شروع می‌شود. بعد از بحث و گفتگو با خود و تصمیم گرفتن و توجه به نیازهای اساسی انسان، شما می‌توانید آن نیازهایی را که برای زندگی فعلی شما بسیار مهم‌اند تشخیص دهید و آخر سر راه‌های مختلفی برای ایجاد یک رابطه مناسب با کودک درون خود ایجاد نمائید. یکی از نیازهایی که باید یاد بگیرید و از آن مواظبت نمائید تربیت مجدد و پرورش آن است و یکی دیگر که بسیار مهم و اساسی است اینست که شما می‌توانید خودباوری خود را از نو بسازید.
یک عامل مهم اینست که شما یک حامی صمیمی در زندگی برای خود پیدا کنید و این بخش مهمی از مواظبت خود می‌باشد. دیگران نمی‌توانند به شما خودباوری بدهند، اما می‌توانند شما را حمایت و یا ساپورت نمایند، شما را بپذیرند، برای شما ارزش قائل شوند و شما را دوست داشته باشند که این نکته برای تشویق و ترغیب و نیرومند شدن شما که بتوانید خود را تائید نمایید بسیار مهم است. این بخش خود به 3 بخش فرعی تقسیم می‌شود. اولین بخش اهمیت رشد سیستم حمایتی شما را نشان می‌دهد. دومین بخش معرف شرایطی است که برای صمیمیت واقعی مهم می‌باشد. سومین بخش صحبت نمودن از کمبودها و موانع درونی شما است. داشتن موانع درونی در روابط شما هم برای خودباوری و هم صمیمیت بسیار ضروری است. علاوه بر این ارتباط بین خودباوری و روی پای خود ایستادن و از خود دفاع کردن مهم است. به کلامی دیگر شما بتوانید خود را به طور موثر ابراز نمائید.
مواظبت از خود اساس و پایه راه‌های فرعی دیگر برای ساختن عوامل خودباوری است. بدون تمایل و خواستن اساسی و توانایی در مواظبت از خود و پرورش و تغذیه و تربیت اخلاقی میسر نخواهد بود. البته مشکل است که فرد بتواند بصورت عمیق و تجربه تمام نشدنی خودارزشی پیشرفت زیادی نماید.
شاید شما شانس خوبی داشته باشید که به عشق، پذیرش و تغذیه و پرورش از اولیا خود برسید که این می‌تواند برای شما یک پایه محکم و اساسی برای خودباوری در سن کمال در شما ایجاد نماید.
در حال حاضر شما از هر نوع احساس عمیق از یدک کشیدن و عبور از جاده پر پیچ و خم زندگی به خودباوری خواهید رسید. این احتمالاً ساده و کوتاه می‌باشد که حاوی تغییرات معینی از نگرش‌ها، عادات و اعتقادات شما است. اما آنهایی که تمام عمر با نداشتن امنیت خاطر زندگی کرده‌اند، خودباوری آنها شامل رشد توانایی به خود برای آنچه قبلاً اولیا به شما داده‌اند نیستند.
بسیار امکان دارد که شما بتوانید بر کمبودهای دوران کودکی و گذشته خود فائق آیید و این تنها از راه اولیا خود بودن امکان‌پذیر است به کلامی دیگر شما به صورت با معنی‌ای خود و کودک درون خود را تربیت مجدد می‌نمائید.
 
چند دلیل که چرا افراد خودباوری ضعیفی دارند:
در زیر به موقعیت‌هایی که توانسته به رشد و کودکی شما آسیب برساند و در شما ایجاد عدم امنیت و ناکامل بودن برساند اشاره می‌نمایم آنها عبارتند از:
- داشتن والدین بسیار انتقاد کننده: این دسته از والدین به خاطر در نظر داشتن استاندارهای بالای رفتاری از شما و عدم رسیدن به آن استانداردها در شما احساس گناه ایجاد می‌کنند. مثلاً تو هرگز خوب نیستی، شما در بزرگسالی همینطور خود را زجر می‌دهی. در اینگونه موقعیت‌ها شما با کمال‌طلبی می‌خواهید به این عدم اهمیت طولانی فائق آیید و ممکن است شما احساس نیرومندی از انتقاد بر خود پیدا کنید.
- کودکی کاملاً گم شده: اگر کودکی به دلیل طلاق و یا مرگ از والدین جدا شده باشد، ممکن است احساس طرد شدن نماید و همانطور که رشد می‌کند احساس تهی بودن و عدم امنیت درونی نماید. این باعث می‌شود که شخص به شدت احساس از دست دادن افراد مهم را در زندگی بزرگسالی بنماید. به عنوان یک فرد بالغ با آن گذشته تلخ شما می‌توانید بر احساسات کهنه خود و نیز طرد شدن غلبه نمائید و این از طریق وابستگی شدید به یک فرد ویژه و یا اعتیاد به غذا تا ویتامین‌ها، کار و یا هر چیزی که برای التیام بخشیدن به درد درونی شما کارساز باشد بنمائید.
- والدین آزارگر: آزار بدنی و یا جنسی شدید شکل‌هایی از محرومیت می‌باشد. این آزارها ممکن است شخص را با احساسات پیچیده و متفاوت مثل عدم امنیت، ناشایسته بودن، عدم اعتماد به دیگران، گناه و یا خشم شدید مبتلا نماید. بزرگسالانی که در دوران کودکی آزار دیده‌اند ممکن است خود آزارگر شوند و به دیگران آزار جنسی برسانند و ممکن است عصبانیت خود را با تجاور به ناموس دیگران التیام بخشند. ممکن است خشم خود را با یک احساس عمیق درونی تنفر از خود و ناشایسته و نامناسب بودن نشان دهند. اغلب آنهایی که در کودکی آزار دیده‌اند معمولاً مشکل صمیمیت در روابط زناشویی خواهند داشت. به علاوه آزار رسانیدن از طریق کلمات نیز به همان نسبت اثرات تخریب کننده‌ای دارد.

Category: Articles

Sub-Category: Psychology

Date: 2 هفته 5 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به