روانشناسی-نیک‌خواه-نتیجه-سرزنش-همسر-طلاق-عاطفی-است

یاد داشته باشیم کودک امروز همان مادر و پدر فرداست و آنچه در این زندگی آموخته‌، در زندگی فردای خود مصرف می‌کند‌

مشاور خانواده-42
زن می‌گوید سرم‌ را که روی بالش می‌گذارم آنقدر خسته‌ام که نمی‌توانم بخوابم،‌ تازه اگر توانستم به زحمت قرص‌ها بخوابم فردا با چه انگیزه‌ای ازخواب بیدارشوم‌؟ بازهم روزی نو و شستن و پختن و رسیدگی به درس و مشق بچه‌ها‌،کسی هم که قدرم را نمی‌داند خستگی به تنم می‌ماند.هر کاری که می‌کنم کافی نیست، سرزنش پشت سرزنش. نه حرفی برای گفتن داریم نه حالی برای دعوا کردن.
زن نه توان مبارزه دارد نه توان فرار، مانند بیماری در بیهوشی، خوشحال از بیهوش و بی‌حس بودن برای نفهمیدن درد فقط خوشحال است که هنوز در چشم اطرافیان داری همسر و زندگی است و فرزندانش در کنار پدر و مادر بزرگ می‌شوند.
در مورد نتایج مخرب سرزنش در زندگی خانواده‌ها به ویژه زوجی نباید گفت:که سرزنش کردن بدون دلیل و استدلال و سرزنشی که بیهوده باشد تأثیرات منفی بر زندگی و رابطه زوجین خواهد داشت.
گاهی یکی از زوجین همسر خود را در برخی مسائل با وجود اینکه به هیچ وجه در به وجود آمدن آن مسئله نقشی هم نداشته است مورد سرزنش قرار می‌دهد که این سرزنش باعث سردی ارتباط بین زوجین خواهد شد. کسی که به طعنه، کنایه و سرزنش فرد دیگر را آزار می‌دهد، خودش نیز به همان مشکل و ایراد مبتلا خواهد شد. سرزنش زن یا شوهر، خانواده را دچار بدبینی می‌کند و زوجین هر یک احساس می‌کنند در دل همسر خود جایگاهی ندارند در نتیجه زمینه تردید، بدبینی و سوءظن‌های حاد در خانواده ایجاد می‌شود. عدم تفاهم باعث آزردگی می‌شود و عدم رفع آن فاصله‌ها را زیادتر می‌کند، مهربانی و محبت، صداقت، ازخودگذشتگی و فداکاری سرمایه‌های هر فردی در زندگی مشترک است و زن و مرد باتداوم در مهرورزیدن به یکدیگر می‌توانند زندگی‌شان را بیمه کنند. باید گفت و گو و بیان دلخوری‌ها در محیط خانه وارد شود و اختلافات و آزردگی‌ها به زبان آید و حل شود.
اگر کدورت‌ها برطرف نشود به مرور طلاق عاطفی شکل می‌گیرد. طلاق عاطفی را باید ثمره سرزنش‌های بی‌جا دانست. طلاق عاطفی که بسیار مخرب‌تر از طلاقی است که در شناسنامه ثبت و منجر به جدایی کامل زوجین از هم می‌شود و در بسیاری موارد ناشی از همین سرزنش‌هاست.
‌طلاق عاطفی به معنای گشوده شدن گره مهربانی و عاطفه میان زن و شوهر است‌. در طلاق عاطفی‌، همسران از یکدیگر جدا نمی‌شوند و در حقیقت زیر یک سقف زندگی می‌کنند‌. اما دیگر در میانشان از عشق و صفا خبری نیست. آنان روش سرزنش را برای تخلیه ناراحتی‌های خود انتخاب می‌کنند و در نتیجه دعواها و پرخاش‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود و گاه به توهین و تحقیر می‌انجامد.
اگر زن و مردی با هم گفتگو کنند، هیچ وقت دچار طلاق عاطفی نمی‌شوند. زمانی که آزردگی‌ها برطرف شود دوستی و محبت در محیط خانه جریان پیدا می‌کند اما اگر آزردگی‌ها برطرف نشود، کینه شکل می‌گیرد و کینه راه انتقام را باز می‌کند و در چنین شرایطی زندگی به میدان جنگ تبدیل می‌شود. بعد ازمدتی طرفین خسته از جنگ هر کدام به پیله خود پناه می‌برند و با این توجیه که بچه‌ها پدر و مادر می‌خواهند در زیر یک سقف با هم زندگی دردمندانه‌ای را ادامه می‌دهند‌.‌ در این مرحله است که طلاق عاطفی آشکار می‌شود .واقعیت این است که این آسیب در آینده بیشتر خود را نشان می‌دهد در آینده نه چندان دوری که بچه‌ها بزرگ می‌شوند و تهی از هرعاطفه‌ای به زندگی ادامه می‌دهند و گاه برای پر کردن خلاعاطفی خود به روابط نادرست پناه می‌برند و باز هم آسیب می‌بینند و یا برای فراموشی آنچه در خانواده دیده‌اند یا به مواد مخدر و یا به مشروبات الکی پناه می‌برند.
زن و شوهری که دچار طلاق عاطفی شده‌اند به انسان‌هایی افسرده تبدیل می‌شوند که توان زندگی ندارند آنها در ظاهر کارهای روزمره را انجام می‌دهند اما از زندگی لذت نمی‌برند.
لذت نبردن از زندگی بدترین تجربه‌ای است که یک آدم می‌تواند داشته باشد.این زن و مردها به تدریج به انسان‌های خاموشی تبدیل می‌شوند که مانند مردگان متحرک گاهی از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر حرکت می‌کنند.
در طلاق عاطفی‌، آسیب‌های وارده به فرزندان بسته به شرایط سنی و شخصیتی‌شان متفاوت است‌. مثلا‌، اختلافات والدین و بی‌اعتنایی آنان به یکدیگر‌، معمولا در کودکان کم سن و سال سبب می‌شود تا عادات غذایی آنها تغییر یابد و دچار کم اشتهایی شوند‌. در فرزندان بزرگتر‌، اختلاف‌ها ممکن است آنان را به احساس گناه دچار کند و آنان فکر کنند مسبب این مشکلات‌اند و در نتیجه خشم و رنجش خود از این موضوع را بر روی خواهر و برادر و یا هم سن و سالان خود تخلیه کنند‌. وجود رابطه سرد در خانواده‌، معمولا باعث‌ می‌شود نوجوانان به تماس‌های تلفنی طولانی با دوستان‌، چت کردن و وب‌گردی‌های افراطی تمایل پیدا کنند و در نتیجه غفلت والدین ممکن است‌، فرزندان به سمتی کشیده شوند که هرکاری را که دوست دارند انجام دهند و این خود سرآغازی برای آسیب‌های مختلف خانوادگی ـ اجتماعی است‌. بی‌عاطفگی همسران بر روی فرزندان پسر و دختر تاثیر متفاوتی دارد و معمولا در پسران با رفتارهای بیرونی و کنترل نشده و در دختران با اختلال‌های روانی مانند اضطراب و استرس همراه است، که در خانواده کم محبت و سرد بزرگ می شوند‌، به انواع مشکلات و آسیب‌های اجتماعی دچار می‌شوند‌. مشکلاتی روحی ـ روانی که بازتاب اولیه آن با شیطنت‌های آزاردهنده کودک‌، دروغگویی‌ها و گستاخی‌ها و همچنین حرف نشیدن‌های مکرر آغاز می‌شود و به دنبال آن انواع عقده‌های درونی‌، درگیری‌های بیرونی و بسیاری از حالات و رفتارهای زشت و زننده نمودار می‌شود‌.
به یاد داشته باشیم کودک امروز همان مادر و پدر فرداست و آنچه در این زندگی آموخته‌، در زندگی فردای خود مصرف می‌کند‌. رفتارها و واکنش‌های نامناسب‌، بدرفتاری‌ها‌، سردی زندگی‌، ناآگاهی از چگونه عشق ورزیدن و بسیاری از مسائل دیگر‌، پیامد طلاق عاطفی پدران و مادرانی است که امروز بی توجه به آینده خود و فرزندانشان در هیاهوی زندگی روزمره گم شده‌اند و تنها هدف آنان فراهم نمودن احتیاجات مادی و جسمی کودکان خویش است‌.

Category: Family

Sub-Category: Psychology

Date: 2 هفته 6 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

آگهیClassico Roma Luxtury

Share this with: ارسال این مطلب به