community-nan-be-nerkh-rooz

ما که به اصل مطلب فال خود رسیده بودیم، فهمیدیم که بزرگان همه‌چی‌دان، استراتژی و خط‌مشی قلم‌زنی خود را فهمیده‌اند

از خدا پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد. چند روزی است که بدجوری یک ویروس نابکار حقیقت‌گو به ذهنمان هجوم آورده که قلقلکی به جای حساس بعضی از عناصر نان به نرخ‌روز خور انتخابات اخیر بدهیم تا آنها که همواره پرچمی به دست دارند و روی خط مرزی حرکت می‌کنند تا ببینند باد از کدام طرف می‌آید تا دستشان را دراز کرده و پرچم خود را به طرف باد بگیرند، بدانند که اگر به قول معروف سر مبارک را به زیر لحاف پنهان کرده‌اند پای نازنینشان بیرون زده و خاص و عام می‌دانند که این پا با کفش‌های براق و واکس‌زده قهوه‌ای سوخته از آن میرزا بنویس خودمان است.
خلاصه پس از مدتی این‌پا و آن‌پا کردن به فکرمان رسید که چطور همه با دیوان حافظ فال می‌گیرند، خود ما هم برای باز شدن راز این‌کار یک بار از دیوان عبید زاکانی که همشهری حافظ جان است فال بگیریم که شاید او به ما کمک کند. لذا رفتیم به قفسه‌های به خاک نشسته کتابخانه‌مان سری زدیم و دیوان قدیمی بدون سانسور عبید را آوردیم و نیت کردیم و باز نمودیم. او ما را یک راست برد سر اصل مطلب در رساله جلیله صد‌پند خود، وقتی که آن را گشودیم به مراد خود رسیدیم که این‌گونه آمده بود:"نان را به نرخ روز بخورید تا از دیگران عقب نیفتید!".
ما که به اصل مطلب فال خود رسیده بودیم، فهمیدیم که بزرگان همه‌چی‌دان، استراتژی و خط‌مشی قلم‌زنی خود را فهمیده‌اند و جلوتر از ما از پند عبید، پندها گرفته‌اند و آن را به کار برده‌اند. لذا این بزرگان اهل‌قلم و این سترگان با علم و کتل، قبل از ما با عبید ارتباط داشتند و از روح پرفتوح آن مرد بزرگ استمداد طلبیده بودند. لذا هنگام برگزاری انتخابات طوری عمل کردند که نه سیخ بسوزد و نه کباب تا اینکه همواره بر سر میز هیئت تحریریه مجازی پر طمطراق خالی از نفراتشان بوی کباب به مشام برسد. لذا با همه جناح‌های درگیر در انتخابات از احزاب، کاندیدها و حتی طرفداران، مصاحبه و مذاکره و داد و ستد راه انداختند و چند فقره عکس‌های سلفی با فیگورهای آنچنانی در سایت‌ها، مطبوعات و جاهای آشکار و پنهان به چاپ رساندند. بطوری‌که اگر از هر طرف کاندیدی شهید شد سودش به جیب آنان برود، لذا از همه تعریف کردند و همه خط‌مشی‌ها را تایید نمودند بطوریکه خلایق انگشت به دندان مانده بودند که این مسئله چگونه است که همه خوبند و همه در راه خدمت به مردم کمر بسته‌اند.
اما آنچه که برای ما جای شگفتی بیشتر داشت، میهمانی بسیار خصوصی کشتی‌شکستگان بود که حضرات در آنجا نیز در پشت میزهای گرد به سخنان گهربار کمک ناخدا گوش فرا دادند و به سلامتی همگان نوشیدند. اما آنچه که بیشتر به اعجاب ما افزود آن بود که دیگر پس از این همه ماجرا و سنگ محافظه‌کاری به سینه کوبیدن این همه تعریف و تمجید از آن علیا مخدره محترمه چه بود؟ و چه خاصیتی برای آینده داشت؟
ما هنوز از فهم این حرکت آخر درمانده‌ایم و هر چه هم به این حضرت عبید تفال می‌زنیم، درب پند‌نامه را بسته است و ما را راه به درون نمی‌دهد. لذا بر اساس وجود ژن‌ بد فضولی که در سلول‌بنیادی حقیرمان به عاریت نهاده شده است، از روزن در به درون پند‌نامه رخنه کردیم و دیدیم عبید در کتیبتی بر بالای سالن محل نشیمن خود که گهگاهی با بزرگان خلوت می‌کند، نوشته است:"تا می‌توانید سخن حق مگوئید تا بر دل‌ها گران مشوید و بی‌سبب از شما نرنجند." لذا به گوشه‌ای خزیدیم و استغفار کردیم و قلم و کاغذ به دور افکندیم و به دنبال کار خود رفتیم آنچنان که فرصت‌طلبان گفته‌اند:"فضولی در کار بزرگان کاری است نادرست."
فضول‌خان کامیونیتی

Author: Iran Star

Category: Culture

Sub-Category: Literature

Date: 4 ماه 1 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به