culture-golmohammadi-mohajeran-2

قسمت دوم شاهنامه که جنبه تاریخی دارد از فرمانروایی اردشیر تا پایان کتاب را تشکیل می‌دهد

سخن و اندیشه-61
ایران قبل از مهاجرت آریایی‌ها

از بررسی‌های مختلف باستان‌شناسی در نقاط گوناگون ایران نشانه‌های فراوانی بدست آمده است که مسکون بودن ایران را قبل از مهاجرت آریایی‌ها به این سرزمین نشان می‌دهد. یکی از اقوامی که از ساکنین اصلی سرزمین ایران کنونی بوده‌اند، ایلامی‌ها می‌باشند. ایلامی‌ها مجموعه اقوامی بودند که از هزاره سوم پیش از میلاد تا هزاره نخست پیش از میلاد بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی ایران حکومت داشتند این مناطق شامل خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان و کردستان کنونی بوده است. آثار تمدنی کشف ‌شده از ایلامیان در شوش، نشانگر تمدن شهری قابل توجه است.‌
اختراع خط و قدیمی‌ترین نوشته‌ها مربوط به سومر و نواحی جنوبی میان رودان و تمدن ایلام در خوزستان است. ایلامیان نخستین مخترعان خط در ایران هستند. به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت پیدا کردن پادشاهی آنان در شمال خوزستان مهمترین رویداد تاریخ هزاره سوم پیش از میلاد است، به طوریکه حدود دست کم یک هزار سال از تاریخ سرزمین ما مربوط به این سلسله می‌باشد. ایلامیان نه سامی (عرب) نژادند و نه آریایی، آنان ساکنان اولیه دشت خوزستان هستند.
 
مهاجرت آریایی‌ها به سرزمین ایران
واژه آریا به معنی آزاده، شریف و بزرگوار است و به قومی گفته می‌شود که از نژاد هند و ایرانی و اروپایی هستند. گستره تاریخی آریایی‌ها از بخش‌هایی از سرزمین‌های شبه قاره هند، آسیای میانه،‌ خاور میانه و آسیای جنوبی است. از بررسی‌های مختلف به دست می‌آید که آریایی‌ها در حدود هشت هزار سال پیش به صورت قبیله‌های کوچک در جنوب سیبری و مغرب فلات پامیر در آسیای مرکزی و شمالی می‌زیستند. این اقوام دارای زبان و آداب و رسوم مشترکی بودند. در سال‌های بعد بر اثر افزایش تعداد این اقوام، آنها شروع به مهاجرت به نواحی شرقی، غربی و جنوبی سرزمین‌های اصلی خود نمودند. علت این مهاجرت دقیقاً مشخص نیست ولی به نظر می‌رسد که دشواری شرایط آب و هوایی و کمبود چراگاه‌های دامی و افزایش تعداد قبیله‌ها از عوامل اصلی این مهاجرت باشد.
قدیمی‌ترین سند تاریخی در رابطه با مهاجرت و پیدایش اقوام آریایی کتاب مذهبی اوستا است که حدود 6500 سال پیش از میلاد بوسیله زرتشت و پیامبر ایرانی و با الهام از اهورامزدا آورده شده است. بنابر نوشته‌های این کتاب، اهورامزدا سرزمین آریاویچ را در بهترین مکان‌ها آفریده است. اما اهریمن (دشمن- شیطان) بر ضد او قیام کرده و سرمای سختی در آن سرزمین پدید آورد (جنوب سیبری) و چون به سبب سرمای شدید و انبوهی جمعیت سکونت در آن سرزمین سخت و ناگوار گردید، شهرها و مکان‌های زیبای دیگری پدید آورد (ایران کنونی) و اقوام آریایی به آن سرزمین جدید مهاجرت کردند تا از گزند اهریمن در امان باشند.
مهاجرت ایرانیان به سرزمین فعلی ایران یک مهاجرت تدریجی و در طول دوره‌های مختلف تاریخی صورت گرفته است، به طوریکه از پایان دوران نوسنگی 7000 سال قبل از میلاد شروع و تا سال 4000 قبل از میلاد ادامه یافته است. اولین آریایی‌هایی که به ایران آمدند شامل کاسی‌ها (کاشی‌ها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسی‌ها تمدنی در ایران بنا نهادند که امروزه به آن تمدن تپه سیلک می‌گویند.‌
(در نزدیکی شهر کاشان) آریایی‌هایی که به ایران آمدند سه گروه شدند و هر یک در قسمتی از ایران سکونت گزیدند. این گروه‌ها شامل مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی بودند.
نخستین دسته از آریایی‌ها که در نواحی غربی ایران موفق به تشکیل حکومت شدند قوم ماد بودند که حکومت مادها را تشکیل دادند. پارس‌ها ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران سکونت کردند و سپس به تدریج به سمت جنوب رهسپار شدند. پارس‌ها شاهنشاهی هخامنشیان را برپا کردند. پارت‌ها دیگر قوم آریایی در نواحی شرقی و خراسان شمالی سکونت گزیدند و موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.
شایان ذکر است که اقوام تورانی و سکاها نیز از اقوام دیگر آریایی بودند که از شمال به سرزمین ایران مهاجرت کردند. این قوم‌ها نسبت به اقوام دیگر تمدنی پایین‌تر داشتند. دسته‌ای از سکاها از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند و در دامنه کوه‌های زاگرس سکونت گزیدند و در سال‌های بعد به سکستان (سیستان فعلی) رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدن بزرگ (تمدن شهر سوخته زابل) تبدیل نمودند. تورانی‌ها در سرزمین‌های خراسان شمالی تا دامنه‌های نزدیک به کشور چین سکونت اختیار کردند. بیشتر افسانه‌های شاهنامه فردوسی در میان قوم سکاها و سرزمین ایشان در سکستان (سیستان) و تورانیان (در شمال خراسان) اتفاق افتاده است.
 
تاریخ ایران در دوره باستان
تاریخ ایران در دوره باستان را به دو بخش تقسیم می‌کنیم:

  1. تاریخ اساطیری ایران
  2. تاریخ غیر اساطیری و مکتوب دوره باستان
 
تاریخ اساطیری ایران
تاریخ اساطیری ایران در دوران باستان مبتنی بر روایت‌‌های سنتی و اساطیری از آن دوران است. بزرگترین و معتبرترین سند موجود در این رابطه، شاهنامه فردوسی است. بر اساس این اسناد نخستین پادشاه که نه تنها پادشاه ایران بلکه فرمانروای جهان بوده، کیومرث است که سلسله پادشاهی در ایران با وی آغاز می‌گردد و شامل سلسله‌های پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان است. این روایت‌های سنتی و اسطوره‌ای (اساطیری) شامل تاریخ ایران و اطلاعات ارزشمند مردم‌شناسی می‌باشد.
برای بازگویی تاریخ اساطیری ایران در این دوره از شاهنامه فردوسی استفاده می‌کنیم. شاهنامه فردوسی ستون اصلی بنای زبان و ادبیات فارسی و بنیاد ملیت اصیل قوم ایرانی است. موضوع شاهنامه بیان تاریخ ایران از آغاز خلقت تا انقراض ساسانیان است. مجموع این کتاب را می‌توان به دو قسمت داستانی و تاریخی تقسیم کرد.

قسمت داستانی از آغاز کتاب تا تاسیس دولت ساسانی را تشکیل می‌دهد. این قسمت با تاریخ ایران بر اساس آنچه که از تحقیقات و کاوش‌های باستان‌شناسی و نکات مذکور در آثار مورخان یونانی و سایر ملت‌های دیگر بدست آمده است، هیچ‌گونه مطابقت ندارد و یا مطابقت آن کم است. در این قسمت موضوع‌های گوناگون با هم جمع و تلفیق شده و به صورت داستان‌هایی منظم در آمده است. از جمله این موضوع‌ها، افسانه‌های کهن اقوام هند و ایرانی است که آثار آنها در کتابهای مذهبی ایرانیان و هندوان یعنی اوستا و ودا دیده می‌شود؛ مانند داستان‌های کیومرث، هوشنگ، جمشید و فریدون. بعضی از موضوع‌های این قسمت نیز از تاریخ سلسله‌های محلی ایرانی که در مشرق این سرزمین حکومت می‌کردند، گرفته شده است؛ مانند داستان‌های گشتاسب و لهراسب که در اوستا نیز از آنها یاد شده و از فرمانروایان نواحی شرقی ایران بوده‌اند. پاره‌ای از تاریخ فرمانروایان هخامنشی نیز در این قسمت آمده است؛ مانند داستان‌های بهمن، دارا و اسکندر.

قسمت دوم شاهنامه که جنبه تاریخی دارد از فرمانروایی اردشیر تا پایان کتاب را تشکیل می‌دهد. البته در این قسمت پاره‌ای از افسانه‌ها نیز با مطالب تاریخی آمیخته شده و به صورت داستان درآمده است. ماخذ اصلی فردوسی در سرودن این کتاب، شاهنامه‌ای بوده است به نثر، که به دستور ابومنصور محمدبن عبدالرزاق، سپهسالار خراسان در سال 346 هجری فراهم شده بود، البته فردوسی از سایر مراجع دیگر نیز استفاده نموده است. در هر حال اگر فردوسی بزرگ نبود، بدون تردید ادبیات و فرهنگ ما وضع دیگری داشت و زبان فارسی پایه و اساس فعلی خود را پیدا نمی‌کرد.

ادامه دارد...

Category: Culture

Sub-Category: Literature

Date: 2 هفته 4 روز قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به