psycology-daee-khashm-zanan

برای زنها خیلی آسان نیست که شجاعت متوقف کردن احساس گناه خود را داشته باشند

عصبانی شدن یک علامت و یا یک نشانه است، که بعضی‌ها به آن توجه می‌کنند. عصبانیت افراد ممکن است یک پیامی باشد مبنی بر اینکه فرد اذیت شده، حق و حقوقش پایمال گردیده و یا به نیازها و خواست‌های او به خوبی توجه نشده است. ساده‌تر اینکه موردی درست نیست باید به آن توجه نمود.
از سالیان دور همه زنان را از ابراز و بیان خشم و عصبانیت خود منع کرده‌اند. به کلامی دیگر آنها را از آگاه شدن عصبانیت خود و نیز از ابراز و نشان دادن آن منع نموده‌اند. زنها از شکر و ادویه‌جات ساخته شده‌اند. زنها تغذیه‌دهنده، آرام‌کننده، آشتی‌دهنده، و متعادل‌کننده کشتی لرزان و ناآرام می‌باشند. این حرفه زنان است که در همه دنیا او را خوشحال، حامی و آشتی‌دهنده به حساب می‌آورند. زنها ممکن است به هر نحوی که شده روابط زناشویی خود را حفظ نمایند. مثل اینکه زندگی آنها به آن بستگی دارد.
زنانی که به صورت آشکار خشم خود را نسبت به مردان ابراز می‌دارند، مورد سوظن و بدگمانی قرار می‌گیرند. حتی زمانی‌که جامعه با هدف‌های تساوی بین زن و مرد همدردی نشان می‌دهد، آشکارا آنرا رد می‌کند.
ابراز خشم مستقیم زنان بویژه نسبت به مردها، از نقطه نظر مردها محترم نبودن، مثل زن نبودن، اخلاق زن نداشتن، مادر نبودن، از لحاظ جنسی جذاب نبودن و این روزها به بلند پروازی می‌شناسند. حتی آن را لعن می‌کنند. آنها را مثل جادوگر، سلیته، غرغرو، شیطان، متنفر از مرد، و اخته شده می‌نامند. به نظر این عده از مردها زنان دوست داشتنی و قابل مهر ورزیدن نیستند. مردها دقیقاً از گروه حامیان حق زنها نیستند و جالب اینکه اطلاعات ضمنی و فرعی زبان زنها توسط مردها وضع و تدوین شده است. هرگز یک اصطلاح برای مردهایی که خشم خود را روی زنها خالی می‌کنند بدون چاپلوسی داده نشده است. حتی فحش‌هایی مثل مادر...و یا تخم زنا باعث نمی‌شود که مردها را مقصر قلمداد نمایند. در ضمن مرد تمام تقصیرها و سرزنشها را به زنان نسبت می‌دهد. وقتی زنی خشم خود را ابراز دارد، به احتمال زیاد خشم او غیرمنطقی و یا اصولاً نادیده گرفته می‌شود. حداکثر ممکن است بگویند این زن بسیار خشمگین است. معمولاً عصبانیت زنها یا تایید نمی‌شود و یا توسط دیگران طرد می‌شود. به همین منظور تعجبی ندارد اگر برای زنان خیلی سخت باشد که بدانند عصبانی هستند و بپذیرند که خشمگین هستند.

بنابراین زنها یاد می‌گیرند که از عصبانی شدن خود بترسند، این نه تنها به خاطر عدم پذیرش دیگران بلکه نشانه‌ای می‌شود برای تغییرات ضروری و لازم زنها. بنابراین زنها شروع به پرسش کردن از خود می‌کنند که آیا باید از عصبانیت‌شان جلوگیری کنند و یا آنرا بی‌پایه و بی‌اساس بدانند؟! آیا عصبانی شدن من درست و مجاز است؟ آیا من حق دارم که عصبانی بشوم و چه نتیجه‌ای از عصبانیت خود خواهم گرفت؟ چقدر برای من مفید خواهد بود؟ این پرسش‌ها راه‌های خوبی هستند که زنها سکوت خود را بشکنند و جلوی خشم و عصبانیت خود را نگیرند.
حال اجازه دهید بپرسیم آیا عصبانی شدن مجاز و درست است، یا خیر. باید گفت نه معنی دارد و نه بی‌معنی است. خشم طبیعتا وجود دارد. اینکه آیا خشم و عصبانیت من درست و مجاز است مثل این می‌ماند که شخص از خود بپرسد آیا حق دارد تشنه باشد. به هر تقدیر من 15 دقیقه پیش آب نوشیدم، مطمئناً تشنگی من درست و مجاز نیست؟ به علاوه چه سودی بردم که تشنه شدم. زمانی‌که نمی‌توانیم هیچ چیزی را بنوشیم.
خشم و عصبانیت چیزی است که ما احساس می‌کنیم و بنا به دلیلی وجود دارد و همیشه قابل احترام و توجه است. همه ما حق داریم هر چیزی را احساس نمائیم و مطمئناً خشم نیز از آنها استثناء نیست.

اگر زنان به شیوه‌های آشنای قدیم، خشم خود را مدیریت نمایند، به درد نمی‌خورد. شانس زیادی هست که به یک یا هر دو مقوله زیر گرفتار شوند. و اما این دو مقوله: خانم عالی Nice Woman در اینجا زنها باید از خشم خود به هر قیمتی که هست پرهیز نمایند و در مقوله دوم: زن سلیته، زن هرزه آنهایی هستند که به سرعت عصبانی می‌شوند و در یک جنگ بی‌فایده و شکایت و سرزنش دچار می‌شوند که هیچگونه راه حل سازنده‌ای نخواهد داشت. وقتی زنها به این شیوه رفتار نمایند، انرژی اولیه آنها برای حفظ شخص دیگر راهنمایی می‌شود و بین رابطه زنها به خرج خود آنها تعادلی برقرار می‌شود که بتوانند حال و وضع خود را بیان نمایند. با این شیوه رفتاری در طول زمان فرد روشنی و وضوح خشم خود را از دست می‌دهد، زیرا باید کوشش زیادی برای خواندن واکنش‌های افراد دیگر بنماید. و هر چه کمتر به افکار و احساسات و خواسته‌های خود بی‌خبر بماند.
هر چه زنها خوبتر و Niceتر باشند، بیشتر در ناخودآگاه خود انباری از خشم و غضب پنهان خواهند نمود. وقتی زنها همه زندگی خود را به خاطر دیگران صرف نمایند و یا مسئولیت احساسات و واکنشهای افراد دیگر را بپذیرند، چگونه می‌توانند رشد و پیشرفت اولیه خود را که مطمئناً کیفیت زندگی آنها است به دست آورند؟ زمانی‌که یک زن به گونه‌ای رفتار نماید که روابط زندگی خود را از شخص خود مهمتر بداند، البته آنها از تجربه کردن خشم خود منع می‌شوند، زیرا زن Nice بودن، زن عصبانی نمی‌تواند باشد، در اینجا آغاز محکوم کردن و شکست شخصیت خود و مرحله فراموش نقش خود به عنوان فردی مستقل بوجود می‌آید. هر چه زنها بیشتر بپذیرند و ادامه دهند خشم و عصبانیت آنها روی هم انباشته و محفوظ می‌شود و نیز هر چه بیشتر کوشش برای فرستادن خشم خود به ناخودآگاه باشند، بیشتر ناخودآگاه می‌ترسند که روزی این کوه آتش‌فشان سر باز نماید، پس کوشش می‌شود که این خشم و عصبانیت ابراز نشود. هر چه زنها بیشتر با ناامیدی ابراز خشم نمایند و ادامه دهند، عاقبت زمانیکه با حالت انفجار عصبانیت خود را نشان دهند، ممکن است بدترین ترس‌های خود را تایید نمایند که خشم و عصبانیت در واقع مخرب و غیرمنطقی است زیر از ابتدا نتوانسته‌اند خشم خود را به تدریج و کم‌کم ابراز نمایند. در چنین مواردی افراد دیگر ممکن است آن زن را به شخص عصبی Neurotic ترسیم نمایند. در حالیکه به موضوع اصلی زنها که منبع ابراز خشم باشد توجه نشده است و در نتیجه دوباره مرحله آن تکرار و تکرار خواهد شد.

گرچه زنان موسوم به Nice lady (زن‌های خوب) در احساس عصبانیت خود خیلی خوب نیستند، اما احساس گناه بسیاری می‌کنند. مثل احساس افسردگی و یا آزار دیدن، ممکن است آنها این احساس گناه را به خاطر پنهان نمودن آگاهی از عصبانیت خود داشته باشند، خشم و گناه نسبت به یکدیگر ناسازگاری دارند.
احتمال کمی وجود دارد که زنها از اینکه به اندازه کافی چیزی را دریافت نمی‌کنند عصبانی شوند. اگر آنها از اینکه آنچه نقش زنانه برایشان تجویز شده است را بخوبی اجرا نمی‌کنند، نه انرژی و نه بصیرت و بینشی برای سوال کردن در مورد نسخه پیچیده شده خود را دارند. حتی نمی‌توانند پرسش نمایند که این نسخه را چه کسی نوشته است. اما باید دانست هیچ چیزی نباید جلوی آگاهی از خشم زنها را بگیرد. جامعه در زنان احساس گناه ایجاد می‌کند، طوری که بسیاری از زنها اگر به اندازه کافی ایستگاه ارائه سرویس عاطفی به مردان نباشند خود را گناهکار می‌دانند.
برای زنها خیلی آسان نیست که شجاعت متوقف کردن احساس گناه خود را داشته باشند و شروع به کار بردن خشم خود برای پرسش و نیز تعریف اینکه چه چیزی صحیح و مناسب برای زندگانی خود وجود دارد. درست در این نقطه زمانی‌که آنها برای تغییر جدی آماده می‌شوند، دیگران ممکن است روش‌های تزریق گناه به آنها را دو برابر نمایند. در اینجا به آنها اصطلاحاتی مثل خودخواه، ناپخته، خودمرکز‌بین، یاغی، زن نبودن، عصبی، غیر‌مسئول، بخشنده نبودن، سر‌د و یا اخته خطاب نمایند. چنین محملاتی به زینت و منش زنها خیلی بیشتر از آنست که آنها بتوانند تحمل نمایند. زمانی‌که به زنها یاد داده‌اند که ارزش و هویت را بایستی در دوست داشتن و مورد علاقه واقع شدن پیدا کنند، جذابیت و زنیت آنها مورد پرسش قرار می‌گیرد.

ادامه دارد...

Category: Articles

Sub-Category: Psychology

Date: 3 روز 14 ساعت قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به