psycology-daee-tanesh

همانطوری که در پیش اشاره نموده‌ام این روش در واقع موفق شدن در زندگی زناشویی نیست، بلکه فهم واقعیت ضروری هر نوع زندگی زناشویی اینست که هر دو باخت بی‌معنی است

یکی از مشکلات زندگی زناشویی به ویژه در چند سال اول زندگی جنگ و ستیز برای در دست گرفتن قدرت و تسلط به دیگری است. لیکن استفاده از این قدرت و تسلط در زندگی زناشویی، عوارض و صدماتی بهمراه خواهد داشت. زیرا هر دوی زن و شوهرها از اینکه کدام یک قدرت را دست خود بگیرند و تسلط کامل بر زندگی زناشویی داشته باشند، می‌ترسند. در اینگونه موارد حتی یک موضوع کوچک و پیش پا‌افتاده می‌تواند تولید یک بگومگوی بزرگ نماید. هر دو زن و شوهر پیوسته بدنبال وسیله‌ای می‌گردند تا دست بالا را داشته باشند. زن ممکن است خود را از مخالفت کردن منع ننماید تا بتواند در مورد شوهرش قضاوت نماید. مثلا بگوید نمی‌توانم باور کنم که تو فلان چیز را گفته‌ای و یا واقعا والدین تو هیچگونه تربیت و یا ادب و نزاکتی به تو یاد نداده‌اند، تو بسیار پررو هستی، تو هرگز احساسات کسی را در نظر نمی‌گیری، تو بی‌احساس‌ترین کسی هستی که من تا کنون دیده‌ام. بعضی‌ها هرگز یاد نمی‌گیرند‌، البته همسر نیز چنین قضاوت‌هایی خواهد نمود. مثلا آنچه را که زنش به او گفته است به خود او برگرداند: تو چه موقع می‌توانی درست رفتار نمایی، تو هرگز گوش نمی‌دهی و مدام گفته‌های مرا قطع می‌کنی و توی حرف‌های من می‌پری، من هرچه را که می‌گویم تو اشتباهی برداشت می‌کنی، تودرست شبیه مادرت خیلی حساس هستی، من نمی‌توانم حتی تصور آن را نمایم که چه چیزی باعث شد که من با تو ازدواج نمایم.
اگر شما هم بهر نحوی فکر می‌کنید حرف‌هایی شبیه حرف‌های بالا به همسرتان زده‌اید، مطمئن باشید که احساس گناه خواهید نمود، به این دلیل که همسرتان را پایین آورده‌اید و در او ایجاد یک هیجان شدید درونی نموده‌اید. البته تحقیر کردن دیگری، تولید یک لذت آنی خواهد کرد و شما یک احساس موقت برتری‌طلبی خواهید نمود. اما این شادی و نشاط موقت با یک زیان بزرگتر همراه می‌باشد. در اینگونه موارد اگر زن و شوهر با کلمات تند و آزاردهنده همدیگر را پایین آورند، آن عشق و علاقه‌ای را که قبلا ایجاد نموده بودند، مطمئنا روابط عشقی و زناشویی آنها به سرعت فرسایش پیدا می‌کند. در نوشته‌های پیشین اغلب اشاره نموده‌ام که این احساس برتری‌طلبی و دست بالا گرفتن به روابط زیبای زناشویی صدمه شدید می‌زند.
زمانی که زن و شوهرها به دفتر مشاوره حضور بهم می‌رسانند، قبلا مقدار زیادی از این حرف‌های بی‌ارزش را هر دو بهم رد و بدل کرده‌اند و در نتیجه رنج فراوان نیز برده‌اند. ممکن است هرکدام از آنها از این کشمکش‌ها و با‌لا و پایین رفتن‌ها در زندگی خسته شده و از یکدیگر خشمگین و عصبانی باشند که البته در جلسات مشاوره متوجه خواهند شد که اثرات ناراحت کننده‌ای را در یکدیگر بوجود آورده‌اند.
بعد از فهم این مهم ممکن است یک دوره کوتاه آرامش قبل از طوفان را مجددا تجربه و احساس نمایند. روشن است که ایندسته از زن و شوهرها هرگز در خانه خود آرامش ندارند و میزان رنج و غمی که هرکدام تجربه کرده‌اند باعث می شود حساسیت آنها نسبت به حالت دفاعی پایین بیاید و این ادامه پیدا کند تا بالاخره درصدد کمکی که مدت زیاد قبل نیاز داشته‌اند برای دریافت آن از یک فرد حرفه‌ای اقدام نمایند.
زن و شوهر میانسالی برای مشاوره خانوادگی حضور بهم رسانده بودند. نظر هر دوی آنها بیشتر برنده شدن از دیگری بود. بنظر آنها هر کدام کوشش می‌کردند تا در این مسابقه پیروز شوند(‌چه خیال باطلی)، همانطوری که در پیش اشاره نموده‌ام این روش در واقع موفق شدن در زندگی زناشویی نیست، بلکه فهم واقعیت ضروری هر نوع زندگی زناشویی اینست که هر دو باخت بی‌معنی است. اگر هر کدام از طرفین خود را برنده احساس نماید از حساب طرف مقابل خود برداشته شده است و در نتیجه هر دو بازنده می‌باشند. این شبیه دو نفر هستند که هر یک دوچرخه دو نفره سوار شده و رکاب می‌زنند. اگر یکی از آن دو به زمین افتد، دیگری نیز به ناچار به زمین خواهد افتاد. زن و شوهرها یا باید هر دو برنده شوند و یا هر دو باهم بازنده. هر زمان که زن و شوهر به تدریج مفهوم برد و باخت را متوجه شوند، شروع به همکاری بیشتر و دشمنی کمتر می‌نمایند. حال اگر این زن و شوهر موضوع را در خانه تمرین نمایند به زودی متوجه خواهند شد، که هرچند این یک موضوع ساده به نظر می‌آید اما در عمل تغییر آن خیلی آسان نیست، اما شدنی است. همانطوری‌که به آنها اشاره شد حال که می‌خواهید زندگی‌تان به هم نخورد و روز به روز بهتر شود، باید تصمیم جدی بگیرید، که با یکدیگر اختلافات خودتان را به صورت انسانی حل نمایید و تصور بُرد و باخت با همسر خود را از سر بیرون کنید. پس از این، متوجه‌ی اتهام زدن، سرزنش نمودن و دیگری را تحقیر کردن باید بود، تا قبل از اینکه دیر شود و صدمه بزرگی به روابط شما بخورد آنها را اصلاح کنید و تغییر دهید. خوشبختانه هر دوی این زن و شوهر متوجه شدند که پایین آوردن و تحقیر کردن همسر از یک الگوی روابط زناشویی قبلی که در فامیل و نسل‌های پیش آنها وجود داشته، سرچشمه گرفته است. به آنها گفته شد که این زحماتی که آنها به خود می‌دهند تا بهبودی مناسبی در روابط زناشویی خود ایجاد نمایند حاصلش تنها به خودشان بر‌نمی‌گردد بلکه به کودکان و نوه‌های آنها نیز برمی‌گردد. آنها به خوبی متوجه شدند که این بستگی به خودشان دارد که بتوانند این دایره معیوب را بشکنند، دایره‌ای که سال‌های سال در خانواده آنها وجود داشته و برای آنها و اولیاءشان تولید دردسر زیادی نموده است. پس از این برداشت آنها از آزاد نمودن کودکان خود از آن دایره معیوب و دردناک، پاداشی می‌شود که به تعهدات خود عمل نمایند و در نهایت برای خود آنها نیز یک آرامش و آسایش درونی بوجود خواهد آمد که البته این ساده نیست و به کوشش فراوان در حذف الگوهای فعال قبلی می‌باشد.
هر دوی آنها یاد گرفتند که اختلافات خود را از این پس به صورت مطلوب حل نمایند. و نیز یاد گرفتند که از تمایل به عادات قبلی یعنی طعنه و گوشه زدن و از جا در رفتن ناگهانی دست بردارند. به علاوه هر دو تشخیص دادن و متوجه شدند که می‌توانند از انجام دادن بعضی از کارها خودداری نمایند و احساس آسیب‌پذیری و ابراز احساسات خود را رو راست بیان نمایند تا نوعی جو عاطفی همراه با احترام در خانواده خود ایجاد نمایند. به محض اینکه آنها آغاز به تمرین برای بالا بردن اطمینان و امنیت خود نمودند، توانستند تحمل بهتری از رفتارهای بیخود و پیش‌پا افتاده و حرف‌های بی‌ارزش معمولی که روابط آنها را به هم می‌زند، نمایند. الگوهای لفظی، ناسزا، توهین و فحش و غیره همه ناپدید شده و در بین آنها یک اطمینان و احترامی که هیچکدام قبلا امکان تصورش را نداشتند بوجود آمد. خانم اشاره نمود، حالا که ما توانستیم به این خوبی روابط زناشویی خود را سر و سامان دهیم مطمئنا دیگران هم می‌توانند این کار را بکنند.

Category: Family

Sub-Category: Psychology

Date: 9 ماه 2 هفته قبل

For Country: Canada

Happened at: Canada

Share this with: ارسال این مطلب به