انگلیسی

اتاوا، شهری مدرن و دیپلماتیک

golmohammadi-ottawa, golmohammadi-ottawa-bridge, golmohammadi-ottawa-unknown, golmohammadi-ottawa-mojasameh, golmohammadi-ottawa-canal, golmohammadi-ottawa-Kelisa
انتخاب شهری برای پایتخت در هر کشوری شرایط خاص خود را دارد. اصولاً پایتخت‌های جهان در کنار رودخانه‌های پر آب و دور از دسترسی آسان، هنگام حمله دشمنان در نظر گرفته می‌شود. اگر به تاریخ کانادا توجه کنیم و روند تشکیل این کشور زیبا و مدرن را در نظر بگیریم، به این نتیجه می‌رسیم که با توجه به شرایط مهاجران و درگیری‌های بین انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها، وضعیت حکومت کانادا در گذشته ثبات چندانی نداشت و این موضوع باعث می‌شد که پایتخت ثابتی برای کانادا نمی‌شد انتخاب کرد. بطوری‌که در سال 1841 کینگستون، سال 1844 مونتریال و سال 1849 تورنتو پایتخت بود.
Sub-Category: Places
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, اکتبر 4, 2018

اهدای لوح تقدیر علی احساسی به سعیده عجمی هنرمند نقاش

community-saeedeh-ajami
نمایشگاه نقاشی«شوگالری» در ماه آگوست در خیابان کوئین وست برگزار شد. در این نمایشگاه ده روزه نقاشی‌هایی که جلوه فرهنگ اصیل ایرانی، اثر سعیده عجمی بودند در معرض نمایش و فروش قرار گرفتند. علاوه بر نقاشی‌های این هنرمند، چیدمان نمایشگاه با مجسمه‌های هخامنشی، صنایع دستی و فرش ایرانی، بیشتر بازدیدکنندگان را همراه خود به سفری خاطره‌انگیز از قدیم تا به جدید ایران می‌بُرد.
نقاشی‌های انار، پیرمرد پنبه‌زن، و مرد چوپان، پُرطرفدارترین نقاشی‌های این مجموعه بودند.
Sub-Category: Report
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, سپتامبر 13, 2018

اندر حکایت فونداریزینگ کردن خودمان برای خودمان

fozolkhan-fundraising-for-myself
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد این مطلب که نشستن در گوشه دنج قهو‌ه‌خانه تیم هورتن در بعدازظهر یکشنبه‌ها علاوه بر آن که دیدار تعداد زیادی از دوستان و هموطنان کهنسال قدیمی ممکن می‌شود، هزاران خاصیت دیگر هم دارد. یکی از این خواص آن است که فکر آدم باز می‌گردد و سلول‌های مغز بر اثر خوردن قهوه تیم‌هورتن که نمی‌دانم چه ماده هوشیار‌کننده‌ای دارد، به فعالیت می‌افتد و ممکن است در آن واحد افکار و اندیشه‌هایی به سر آدم خطور کند که خالی از فایده نیست.
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, سپتامبر 6, 2018

اندر حکایت بی‌خوابی‌های شبانه و گرانی‌های نرخ ارز

fozolkhan-mokhtalesin
فضول‌خان کامیونیتی
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن که حقیر دوستی دارم که من را در غربت سنگ صبور غم و غصه های خود می‌داند. او که در کسوت معلمی بازنشسته شده است، روزی تلفن کرد و پس از کلی چاق و سلامتی گفت: استاد" لقبی است که او به همه می‌دهد." کار واجبی دارم با تو، لذا با هم قرار گذاشتیم که در قهوه‌خانه تیم هورتون یکدیگر را زیارت کنیم. در موعد مقرر شال و کلاه کردیم و به دیدار او رفتیم به گمان اینکه مشکلی پیش آمده و شاید بتوانیم مفتاح گره‌ای باشیم.
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, اوت 16, 2018

تابستان تورنتو

golmohammadi-culture-poem-tabestan-toronto
سخن و اندیشه(25)
چند قطعه شعر
 
تابستان تورنتو
در میان کوچه پس کوچه‌های سبز و زیبای تورنتو
قدم می‌زنیم
باران شب گذشته
همه‌جا را شسته
بعدازظهر یک روز تابستان است
درختان خیس و سرزنده‌اند
چمن‌ها از آب باران سیرابند
سنجابک‌ها از درختان بالا می‌روند
در زمین ورزش روبروی مدرسه
بچه‌ها با سگ کوچکی بازی می‌کنند
توپشان را به دور پرتاب می‌نمایند
سگ می‌دود و آن را به دندان می‌گیرد
روی چمن می‌خوابد و توپ را به بچه‌ها‌
نمی‌دهد
Sub-Category: Literature
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, اوت 16, 2018

در كنار هم باشيم

community-shole-khalili-garage-sale
با خانم مريم رشيديان از طريق يک دوست آشنا شدم. برقرارى ارتباط كمى به درازا كشيد ولى خوشبختانه عملى شد و من شانس آن را پيدا كردم كه با فعاليت‌هاى او و كانونى كه پايه‌گزارى كرده است آشنا شوم كانون نوجوانان ايرانى كانادايى يا Iranian Canadian Teens Club
Sub-Category: Community
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, اوت 2, 2018

اندر حکایت"بخیه به آبدوغ زدن" رفقا

fozolkhan-bakhyeh-abdough
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد، حکایت آن‌که حقیر مادربزرگی داشتم که شیرمردی بود و حرف‌های حکیمانه و خردگرایانه می‌زد که انسان باید ساعت‌ها فکر می‌کرد تا به محتوا و ارزش سخنان گرانبار او پی‌ببرد. از جمله کلمات قصارش که درباره بیکاری پدر‌بزرگم که اغلب اوقات در گوشه اتاق می‌نشست و شاهنامه می‌خواند این بود که:"او دارد بخیه به آبدوغ می‌زند!"
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
جمعه, ژوئیه 27, 2018

صفحه‌ها

Share this with: ارسال این مطلب به