انگلیسی

اندر حکایت گریه کردن استاد فضولی بر روی کاغذ آگهی ترحیم

طنز-فضول-اندر-حکایت-گریه-کردن-استاد-فضولی-بر-روی-کاغذ-آگهی-ترحیم
از خدا پنهان نیست، از شماهم پنهان نباشد آن که چند روز پیش برای ما اتفاقی افتاد که نمی‌دانیم آن را با شما در میان بگذاریم یا نه؟ ولی از آنجایی که ما در این غربت غم‌انگیز کس دیگری به جز شما نداریم، آن را برایتان تعریف می‌کنیم. ما که از کودکی عاشق و دل از دست داده کتاب و کتابخوانی هستیم و این بلای شور و شوق و تعریف و تمجید از آنچه که مرحوم ابوی‌مان از مردم و قشر کتابخوان و چیز فهم برایمان هر روز و هر ساعت تعریف می‌کرد، به جانمان افتاد و اکنون نزدیک نیم قرن است که همه چیز ما را تحت تاثیر خود قرار داده است.
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, دسامبر 5, 2019

اندر حکایت علایق ما ایرانی‌ها به بعضی از عادت‌ها

طنز-فضول-اندر-حکایت-علایق-ما-ایرانی‌ها-به-بعضی-از-عادت‌ها
طنز-66
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن که ما ایرانی‌ها به عادت‌ها و رفتارهای خاصی علاقه داریم و شدت این علاقه به جایی رسیده است که انجام این‌گونه کارها، ما را از لحاظ آماری نه تنها در کشور بلکه در سطح جهان نیز معروف و انگشت‌نما کرده است.
مثلا این موضوع مدتها است که مطرح شده ایرانیان گشاده‌رو و میهمان‌نواز هستند. حال چگونه دیگران به یک چنین برداشتی رسیده‌اند ریشه علت این تشخیص معلوم نیست. ولی برای آشنا شدن با دیدگاه‌های استاد فضولی در این زمینه پرسیدیم که:
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, نوامبر 21, 2019

چند پند از کتاب "رساله هزار پند" استاد فضولی

طنز-فضول-چند-پند-از-کتاب-رساله-هزار-پند-استاد-فضولی
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن‌که این استاد فضولی که حضورش در میان کامیونیتی غنیمتی ارزشمند است، در اینجا به کار تحقیق، پژوهش و تالیف و تدوین رساله‌‌های مختلف مشغول است. یکی از تالیف‌های مهم او "رساله هزار پند" است که وی با استفاده از تجربیات، جهانگردی و موانست و الفت با دوستان، اندیشمندان و صاحب‌نظران گوناگون آن را به رشته تحریر درآورده است. شما را در اینجا با چند پند از این رساله آشنا می‌سازیم:
* روزهای گرم تابستان تورنتو را غنیمت شمارید که زمستان سرد در پس آن است.
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, ژوئیه 25, 2019

اندر حکایت شعر پرستوی فضول‌خان

اندر-حکایت-شعر-پرستوی-فضول‌خان-فضول‌-طنز
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد حکایت آن‌که این فضول‌خان هفت شهر عشق و عاشقی از تهران گرفته تا تایلند و از رُم گرفته تا تورنتو را پشت سر گذاشته و اکنون در کنار فضول‌بانو و خانواده‌اش در تورنتو رحل اقامت گزیده و روزگار را سپری می‌کند. او با شنیدن اخبارهای مربوط به پرستو و پرستوجات یاد ایام جوانی چنان که افتد و دانی، کرده و شعری برای پرستو سروده که خواندن آن در این ایام که هوا گرم شده و می‌توان دست اهل و عیال را گرفت و به کنار آبی یا گوشه جنگلی رفت، خالی از لطف نیست:
"هرگز نَبُود سروی با بالای پرستو
یا به رخ خوشگل و زیبای پرستو
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, ژوئن 27, 2019

اندر حکایت تب و تاب ترامپ در انتظار تلفن و بقیه قضایا

ترامپ-در-انتظار-تلفن-فضول‌-طنز
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد که این روزها ترامپ در تب و تاب تلفن زدن به او سخت گرفتار است. استاد فضولی که دستی در سرودن هم دارد، در گوشه دفتر یادداشت‌های خود، چند بیتی به سَبیل مطایبه* یادداشت کرده بود که آن را برای شما در اینجا می‌آوریم:
"ترامپ از وضعیت آشفته حال است
گرفتار هزار فکر و خیال است
نشسته پای تی‌وی روز و شبها
یواشی گوش خود داده به گپ‌ها
هزاران جبهه از جنگ وانموده
چو حرف پامپ و بولتن را شنوده
از این پوتین شده آزرده خاطر
همی حرص می‌خورد مانند شاطر
بِبَسته تعرفه بر جنس چینی
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, می 30, 2019

اندر حکایت پپسی باز کردن فضول‌خان برای خودش

fozolkhan-pepsi-bazkardan
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن که در خاطرات سفر ناصرالدین شاه قاجار آمده است که او روزها صبح زود سلمانی ویژه خود را به حضور می‌پذیرفت تا محاسن‌اش را هفت تیغه کند و سبیل‌ها را بتاباند و ابروها را مرتب نماید و خلاصه به جلال و جبروت شاهانه‌اش بیفزاید. گفته‌اند که پس از مراسم شاه‌آرایی، او در آیینه‌ای که جلویش می‌گرفتند، سر و صورت خود را تماشا می‌کرد و گاهی هم لپ مبارک را می‌گرفت و می‌کشید و می‌گفت:"ما هم بد چیزکی نیستیم، ای پدر سوخته."
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, مارس 14, 2019

اندر حکایت قهر کردن فضول‌خان از سمت فضول‌خانی کامیونیتی

fozolkhan-ghahr-kardan
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن‌که درست سر بزنگاه و چند ساعت مانده به ارسال رایانه‌ای مجله برای چاپ به چاپخانه، این فضول‌خان، یعنی همین فضول‌خانی که همیشه با مطالبش خنده به لب‌های خوانندگان می‌آورد، یواشکی و یکهویی قلم و کاغذ را پرت کرد روی میز و مثل حالت قهر از دفتر رفت بیرون، حتی پشتش را هم نگاه نکرد. ما که هاج و واج از این حرکت غیرحرفه‌ای فضول‌‌خان مانده بودیم، بدون درنگ به دنبالش دویدیم که ببینیم قضیه چیست؟
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, مارس 7, 2019

اندر حکایت برگزاری بازار نوروزی ویژه، توسط فضول‌خان در تورنتو

fozolkhan-bazar-nowruzi
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن‌که این روزها هر قدر به ایام نوروز نزدیک‌تر می‌شویم در هر گوشه و کناری جشنی، مراسمی، بازاری، گاراژ‌سِلی، گردهمایی‌ای تحت عنوان عید نوروز برگزار می‌شود که بسیاری از آنها هیچ سنخیتی با فلسفه و اهداف ارزشمند عید نوروز ندارد و علت برگزاری کسب درآمد مالی است. دست بر قضا متوجه شدیم که امسال فضول‌خان نیز در صدد است که مراسمی بس سترگ و دیدنی در رابطه با عید نوروز برگزار کند. لذا به دیدنشان رفتیم و از ایشان جویای حال و کسب اطلاعات شدیم.
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, فوریه 21, 2019

اندر حکایت حال و روز فضول‌خان در تعطیلات سال نو میلادی

fozolkhan-tatilat-2019
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد حکایت حال و روز فضول‌خان در تعطیلات سال نو میلادی که شنیدن این قضیه از زبان خود ایشان لذت دیگری دارد:‌ ما که فضول‌‌خان شما باشیم، مثل همه بچه‌های آدم برای ایام شاد کریسمس و سال نو میلادی خودمان، برنامه‌ها چیده و خواب‌ها دیده بودیم، که چکار کنیم و کجاها برویم. روز بد نبینید که ما دیدیم، نگو یواشکی بدون آنکه ما بدانیم عیالمان با همشیره‌اش قول و قرار گذاشته بودند که ما را سورپرایز کنند.
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, ژانویه 10, 2019

اندر حکایت جیک جیک مستون به وقت تابستون

fozolkhan-jikjik-maston
از خدا پنهان نیست، از شما هم پنهان نباشد آن‌که در بعضی از ضرب‌المثل‌های زبان فارسی مضامین و مفاهیمی مستتر است که در یک جمله، عصاره یک کتاب آمده است. از جمله این ضرب‌المثل‌ها یکی این است:"آنوقت که جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت بود" داستان این موضوع برمی‌گردد به آن‌که گنجشکی و مورچه‌ای در کنار هم در جنگلی زندگی می‌کردند. گنجشک هر روز روی شاخه درختان می‌نشست و آواز می‌خواند ولی مورچه سخت در تکاپو بود و برای زمستانش دانه جمع می‌کرد و انبار می‌نمود.
Sub-Category: Fun
Happened at: Canada
پنج‌شنبه, دسامبر 6, 2018

صفحه‌ها

Share this with: ارسال این مطلب به