کمی کمتر از پنجاه سال پیش! برای رفتن به مدرسه و کسب علم و دانش باید از اتوبوس شرکت واحد استفاده میکردیم که یادآوری آن همواره برایم دلنشین و مفرح است، صبح بدو بدو خودمان را به ایستگاه میرساندیم و منتظر اتوبوس میشدیم. اینقدر سرک میکشیدیم که گردنمان دراز میشد تا پس از مدتی از دور چهره آشنا و اخموی یک اتوبوس با دود و دم فراوان پدیدار میگشت. همانطور که اتوبوس نزدیکتر میشد یک توده مشکی رنگ بزرگ هم که به اتوبوس چسبیده بود بزرگتر و بزرگتر میشد، اینها مسافرانی بودند که به اتوبوس آویزان شده بودند و نتوانسته بودند کاملاً داخل شوند.
Sub-Category: Property
Happened at: Canada
چهارشنبه, اوت 22, 2018 - 20:00












