سخن و اندیشه -101
"در این روزها که ما را حال بد بود
هزار و سیصد و هشت با نود بود"
از زندان خانه فرار میکنم
به خیابان میروم
در کنار مردم
چشمانم روی کارتن خوابها
خیره میشود
آنها چون تبعیدیان روی زمین
زندگی را با فلسفه دیگری تفسیر میکنند.
شبهای تهران معجونی از رویدادهای گوناگون است
میتوان از دیدن آنها چشمپوشی کرد
ولی مگر دغدغههای درون انسان میگذارد
که بیتوجه به دیگران
در این شهر شلوغ و بیهویت زندگی کند.
"در این روزها که ما را حال بد بود
هزار و سیصد و هشت با نود بود"
از زندان خانه فرار میکنم
به خیابان میروم
در کنار مردم
چشمانم روی کارتن خوابها
خیره میشود
آنها چون تبعیدیان روی زمین
زندگی را با فلسفه دیگری تفسیر میکنند.
شبهای تهران معجونی از رویدادهای گوناگون است
میتوان از دیدن آنها چشمپوشی کرد
ولی مگر دغدغههای درون انسان میگذارد
که بیتوجه به دیگران
در این شهر شلوغ و بیهویت زندگی کند.
Sub-Category: Literature
Happened at: Canada
چهارشنبه, فوریه 12, 2020 - 19:00












