روز دوشنبه اول صبح، هنوز براى فعاليت روزانه آماده نشده بودم، به زبان فارسى سادهتر، تازه از خواب بيدار شده بودم كه زنگ در به صدا در آمد. با همان لباس خانه و سروصورتى نه چندان مرتب در را باز كردم، همكارى پشت در بود كه اخيرا در اطراف محله ما چند خانه براى فروش ليست كرده و فروخته بود. فارسى زبان نبود و احتمالا متوجه هم نشد كه من همكارش هستم. تابلو "sold" من جلوى منزل يكى از خانههاى پشت سر ايشان با نسيم صبحگاهى در حال رقص بود، شايد توجه نكرده بود يا اگر هم كرده بود احتمالا من خيلى شبيه عكس خودم نبودم!
Sub-Category: Property
Happened at: Canada
Wednesday, December 4, 2019 - 19:00





















